خطر جنگ داخلی در ایران در پی فروپاشی حکومت اسلامی

اندیشکده «هنری جکسون» طی نشستی، به بررسی فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی و خطر جنگ داخلی پرداخت.
کارشناسان اندیشکده «هنری جکسون» طی نشستی هشدار دادند: «فروپاشی حکومت ایران میتواند به جنگ داخلی بینجامد که راهکار آن، شکلگیری اپوزیسیون واحد و پرهیز از خلا قدرت است.»
این اندیشکده در بریتانیا طی نشست مذکور که به طور آنلاین برگزار شد، آینده ایران پس از فروپاشی احتمالی حکومت جمهوری اسلامی را بررسی کرد. در این نشست، پژوهشگران و فعالان سیاسی نسبت به خطر ایجاد خلا حکمرانی و در پی آن وقوع جنگ داخلی در ایران هشدار داده و تاکید کردند که برای مردم ایران باید به هر قیمتی که شده از سناریوی سوریه یا عراق جلوگیری شود.
شرکتکنندگان در این نشست تاکید کردند که گذار از جمهوری اسلامی باید سریع و بیدردسر باشد و تنها با حمایت و تقویت یک اپوزیسیون کارآمد میتوان مانع بروز جنگ داخلی شد. آنها احتمال فروپاشی خودبهخودی حکومت ایران را بسیار اندک دانسته و بر لزوم طراحی راهبردی هماهنگ از سوی غرب تاکید کردند.
کارشناسان در این نشست ضمن اشاره به شکستهای اخیر ایران در منطقه گفتند: «حملات هدفمند اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ و ژوئن ۲۰۲۵، به تضعیف توان دفاعی ایران منجر شده، نابودی گروههای نیابتی ایران همچون حماس و حزبالله توسط اسرائیل نیز بر نفوذ منطقهای تهران اثر گذاشته و سرنگونی حکومت بشار اسد نیز شکست دیگری برای ایران به همراه داشت.» با این حال، حاضران پیشبینی کردند که تهران همچنان در پی بازسازی شبکههای تروریستی و ادامه برنامههای هستهای و موشکی خواهد بود.
به گفته آنها، حملات آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند برنامه هستهای ایران را بهطور کامل متوقف کنند، چراکه تهران مواد غنیسازی شده را پیش از حملات جابهجا کرده است.
یکی از نگرانیهای محوری این نشست، احتمال تسلط سپاه پاسداران پس از سقوط حکومت است. کارشناسان تاکید کردند سپاه تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه بهعنوان یک کنسرسیوم اقتصادی عظیم با صنایع انرژی، خودروسازی، الکترونیک و ساختوساز در ایران فعالیت دارد و توانایی سازماندهی دوباره کشور را خواهد داشت.
با اینحال برخی از شرکتکنندگان نیز هشدار دادند حتی اگر سپاه قدرت را بهطور کامل بهدست نگیرد، امکان ظهور حکومتی سرکوبگر و ضدغربی دیگر نیز وجود دارد، چه در قالب ایدئولوژی شیعی و چه با تکیه بر ملیگرایی ایرانی. آنها یادآور شدند که حافظه تاریخی ایرانیان از کودتای ۱۹۵۳ و دخالتهای غرب، همچنان نگاه ضدغربی را در بخشی از جامعه زنده نگه داشته است.
«دباغ» یکی از سخنرانان ایرانی این نشست، درباره حساسیت جامعه ایران نسبت به مداخلات نظامی هشدار داده و گفت: «احساس موجود در جامعه، ناامیدی و دلشکستگی است. بله! بسیاری از ایرانیان حکومت خود را مسئول دههها فساد، سرکوب و انزوای بینالمللی میدانند، اما این به آن معنا نیست که حمله نظامی اسرائیل را بپذیرند یا آن را توجیه کنند.» وی افزود: «وقتی شهرهایی مانند تهران، اصفهان یا تبریز بمباران میشوند و کودکان کشته میشوند، بسیار سخت خواهد بود که مردم این اقدامها را چیزی جز یک تهاجم غیرقانونی و نامتناسب ببینند.»
دباغ در ادامه تاکید کرد: «مردم ایران خواستار تغییر هستند، اما نه از طریق این نوع خشونت. این حملات تلاشهای دموکراتیک بسیاری از ایرانیان را پیچیدهتر میکند. آنها (حکومت) صداهای مخالف را همراستا با دشمنان خارجی نشان میدهند، در حالیکه بیشتر ما فقط خواستار پاسخگویی، آزادی و آیندهای مبتنی بر عدالت هستیم و نه انتقام گرفتن.»
شرکتکنندگان در نشست مذکور با اشاره به پراکندگی اپوزیسیون ایران، از نبود رهبری منسجم و اعتماد متقابل انتقاد کرده و یادآور شدند که گروههایی مانند شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق، اگرچه خواهان ایران غیرهستهای و سکولار هستند، اما در تاکتیکها اختلاف دارند.
به باور آنها، بهترین سناریو شکلگیری یک دموکراسی مشارکتی است که بر پیشینه فرهنگی و آموزشی مردم ایران تکیه کند. برای تحقق این امر، غرب باید در ایجاد یک اپوزیسیون متحد سرمایهگذاری کند و زمینه تدوین قانون اساسی تازهای را فراهم آورد که هم نماینده اقوام گوناگون و هم مانع تجزیهطلبی باشد.
در پایان نشست، کارشناسان اندیشکده «هنری جکسون» هشدار دادند که مداخله نظامی بهتنهایی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و مردم ایران را حول حکومت فعلی متحد کند. آنها پیشنهاد کردند راهکار موثر، تنها در ترکیب «فشار خارجی و تقویت نیروهای داخلی» نهفته است؛ از تحریم و حملات محدود گرفته تا حمایت از اپوزیسیون داخلی و ترویج پیامهای جدید در مورد ملیگرایی ایرانی و هویت اسلامی.
طبق اظهارات آنها، تنها در چنین صورتی میتوان خطر خلا قدرت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی را کاهش داده و آیندهای متفاوت برای ایران رقم زد.
در تحلیل پیامدهای فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی، نباید از وضعیت اقلیتهای دینی و بهویژه مسیحیان ایران غافل شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که در دوران بحرانهای سیاسی و امنیتی، گروههای آسیبپذیر بیش از همه در معرض تهدید قرار میگیرند. مسیحیان ایران در دهههای اخیر بارها تحت فشار و تبعیض بودهاند؛ از محدودیت در فعالیتهای کلیسایی گرفته تا فشارهای امنیتی و اجتماعی.
اگر سناریوی خلا قدرت یا جنگ داخلی در ایران رخ دهد، این خطر جدی وجود دارد که مسیحیان و سایر اقلیتها قربانی خشونت، افراطگرایی یا بیقانونی شوند. در چنین شرایطی، کلیساها و جوامع مسیحی ممکن است بار دیگر همچون دیگر نقاط خاورمیانه، به کانونهای پناه و خدمت برای مردم آسیبدیده بدل شوند و این نقش، آنها را در معرض تهدیدات تازه قرار دهد.
از این منظر، آینده سیاسی ایران صرفا مسئلهای ژئوپلیتیک نیست، بلکه سرنوشت انسانی هزاران مسیحی و پیروان دیگر ادیان نیز به آن گره خورده است. دفاع از آزادی دینی و تضمین حقوق اقلیتها، باید بخشی جداییناپذیر از هر طرحی برای آینده ایران باشد.