اظهارات رضا پهلوی درباره نقشه گذار، اقتصاد پس از جمهوری اسلامی و «پیمان کوروش»

رضا پهلوی طی گفتوگویی، از انقلاب کنونی ایران، برنامه گذار دموکراتیک، سیاست خارجی آینده و نقش خود بهعنوان پلِ عبور از جمهوری اسلامی میگوید.
رضا پهلوی فرزند آخرین شاه ایران، طی مصاحبهای کوشیده است تصویری منسجم از آینده سیاسی و اقتصادی ایران پس از جمهوری اسلامی ارائه دهد؛ مصاحبهای که همزمان با ادامه اعتراضات سراسری در ایران و افزایش خشونتها منتشر شده و بازتاب گستردهای یافته است.
او در این گفتوگو، تحولات جاری را نه یک اعتراض مقطعی، بلکه بخشی از یک روند عمیقتر توصیف میکند و تاکید دارد که انقلاب کنونی ایران، امتداد مستقیم جنبش «زن، زندگی، آزادی» است؛ جنبشی که به باور او، بنیانهای مشروعیت نظام سیاسی را به چالش کشیده و موتور اصلی تغییرات آینده خواهد بود.
رضا پهلوی در این مصاحبه، تلاش دارد مرز روشنی میان خود و تصویر سنتی از بازگشت سلطنت ترسیم کند. او بارها تاکید میکند که نه بهدنبال قبضه قدرت است و نه قصد دارد شکل نهایی حکومت را از پیش تعیین کند. در شرایطی که در برخی تجمعات اعتراضی، شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی شنیده میشود، او نقش خود را چنین تعریف میکند: «نه رهبر یک جریان خاص، بلکه پلی برای عبور جامعه از جمهوری اسلامی به سوی یک نظام مردمسالار.»
او تصریح میکند که تمرکز زودهنگام بر اینکه ایرانِ آینده پادشاهی باشد یا جمهوری، نوعی «گذاشتن گاری جلوی اسب» است و تاکید دارد که این تصمیم باید در فرآیندی دموکراتیک و از طریق تدوین قانون اساسی جدید اتخاذ شود.
یکی از محورهای مهم مصاحبه، تلاش شاهزاده برای اطمینانبخشی به طبقه متوسط، مدیران و تکنوکراتهای داخل ایران است؛ گروهی که بهگفته بسیاری از تحلیلگران، نگران فروپاشی اقتصادی در صورت تغییر نظام هستند. او تغییر سیاسی را مترادف با هرجومرج نمیداند، بلکه آن را فرصتی برای بازگشت ایران به اقتصاد جهانی معرفی میکند.
در همین چارچوب، بر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران تاکید میکند و میگوید در رایزنی با دولتهای غربی، طرحی را برای انتقال مستقیم این منابع (که بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود) به یک صندوق نوسازی زیرساختها آماده کرده است. به گفته او، تمرکز فوری این برنامه، بر حل بحرانهای آب، برق و انرژی از طریق همکاری با شرکتهای بزرگ فناوری جهانی است؛ اقدامی که به باور او میتواند ثبات اجتماعی را در کوتاهترین زمان ممکن بازگرداند.
رضا پهلوی در بخش دیگری از گفتوگو، بهصراحت خواستار پایان نفوذ نهادهای نظامی در اقتصاد ایران میشود. او راهکار خود را مبتنی بر شفافیت اجباری، واگذاری هلدینگهای وابسته به نهادهای نظامی به بخش خصوصی واقعی یا قرار گرفتن آنها تحت نظارت مستقیم دیوان محاسبات میداند.
وی همزمان از جامعه جهانی میخواهد با مسدود کردن شبکههای صرافی غیررسمی و مسیرهای پولشویی در کشورهای همسایه، توان مالی حکومت برای سرکوب داخلی و فعالیتهای نیابتی منطقهای را تضعیف کند.
در بخشی کلیدی از این مصاحبه، او با تاکید بر نقش زنان میگوید: «انقلاب کنونی ایران، ریشه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» دارد.» به باور او، حضور فعال زنان نهتنها یک مطالبه حقوق بشری، بلکه «پیششرط توسعه اقتصادی» است. او لغو قوانین تبعیضآمیز و برقراری برابری حقوقی را نخستین گام برای آزادسازی ظرفیت عظیم نیروی کار و خلاقیت در ایران پس از جمهوری اسلامی میداند.
رضا پهلوی برای فردای پس از سقوط نظام کنونی، یک چارچوب دو مرحلهای ترسیم میکند: «نخست، تشکیل دولت انتقالی برای اداره امور فوری و حیاتی کشور؛ دوم، تشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی جدید، تعیین نظام حکومتی و نهاییکردن جدایی دین از دولت.»
او برای ایجاد اجماع میان طیفهای مختلف سیاسی، سه اصل را بهعنوان «محور اتحاد» معرفی میکند: «حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی مطلق دین از سیاست و برابری حقوقی و آزادیهای فردی.» به باور او، این سه اصل، پیششرطهای غیرقابلتغییر برای تحقق دموکراسی در ایران آینده هستند.
در حوزه سیاست خارجی، رضا پهلوی بر بازگرداندن ایران به وضعیت عادی در نظام بینالملل تاکید میکند. او از برنامهای برای افزایش تولید نفت به ۶ میلیون بشکه در روز طی سه سال سخن میگوید و تحقق آن را منوط به تنشزدایی کامل میداند، از جمله پیوستن به توافقهای منطقهای مانند «پیمان ابراهیم».
او همچنین تاکید کرد که ایرانِ آینده، این توافق را به «پیمان کوروش» ارتقا خواهد داد و معتقد است این تغییر نام، نماد بازگشت ایران به نقش تاریخی خود بهعنوان عامل صلح و همکاری در خاورمیانه و برقراری روابط دوستانه با همه همسایگان، از جمله اسرائیل است.
در یکی از حساسترین بخشهای مصاحبه، رضا پهلوی در واکنش به احتمال مداخله خارجی برای کنار زدن علی خامنهای، بهصراحت میگوید: «حتی یک نظامی آمریکایی نباید پا بر خاک ایران بگذارد.» او هشدار میدهد که مداخله نظامی خارجی، به تقویت روایت حکومت منجر میشود و به جای آن، بر «دیپلماسی اعتصابات» تاکید میکند؛ یعنی قطع شریانهای مالی سپاه برای ناتوانسازی ماشین سرکوب.
رضا پهلوی میگوید بر اساس گزارشهای دریافتی، میزان ترک خدمت در ردههای پایین و میانی نیروهای مسلح افزایش یافته است. او خطاب به این نیروها میگوید: «شما گروگان این نظام هستید، نه ستون آن.»
او از طرح «عفو عمومی مشروط» برای کسانی که دستشان به خون آلوده نیست سخن میگوید و تاکید دارد که این سیاست میتواند به ریزش در بدنه نظامی کمک کند. در پاسخ به نگرانیها درباره سوریهای شدن ایران، به وجود یک «نقشه راه فنی» اشاره میکند که هدف آن حفظ نهادهای اداری و خدماتی پس از فروپاشی هسته سیاسی قدرت است.
رضا پهلوی در پایان، با تاکید بر ضرورت بازگشت عقلانیت اقتصادی، بر مفهوم «عدالت، نه انتقام» دست میگذارد. او میگوید رسیدگی به جنایات، باید در دادگاههای صالح و مطابق استانداردهای بینالمللی انجام شود و همزمان هشدار میدهد که «بخشش» به معنای «فراموشی» نیست.
او بازسازی ایران را در گرو بازگشت نخبگان و سرمایه انسانی میداند و با خطاب قرار دادن ایرانیان متخصص در مراکز علمی و مالی جهان، وعده میدهد که استقلال قوه قضائیه و حاکمیت قانون، تضمینکننده امنیت سرمایهگذاری در ایران آینده خواهد بود.
این مصاحبه، بیش از آنکه اعلام بازگشت یک خاندان سیاسی باشد، تلاشی است برای ارائه یک روایت منسجم از «گذار»؛ روایتی که رضا پهلوی میکوشد آن را بر محور ثبات، اقتصاد، سکولاریسم و پرهیز از خشونت تعریف کند، روایتی که حالا در میانه تحولات پرشتاب ایران، با دقت و البته تردید دنبال میشود.




