همزمان با قیام مردمی علیه رژیم، یک «بیداری روحانی» در ایران در حال وقوع است

رشد بیسابقه مسیحیت و کلیساهای خانگی در ایران، نشانهای از بحران هویتی و تحول روحانی در جامعه ایران است.
در حالی که مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به پا خاستهاند، اما همزمان در ابعاد معنوی نیز تحولی عمیق رخ داده که ناظران، از آن بهعنوان «بیداری روحانی» یاد میکنند، حرکتی گسترده و پنهان در پشت سرکوب حکومتی که نه فقط اعتراض سیاسی، بلکه تغییر باورهای روحانی را نیز در پی داشته است.
در سالهای اخیر، بهویژه پس از اعتراضات گسترده در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲، موجی از نارضایتی نسبت به ساختار جمهوری اسلامی شکل گرفته است؛ اعتراضاتی که فراتر از مطالبات اقتصادی و اجتماعی، به چالش بنیادین مشروعیت ایدئولوژیک حکومت منجر شدهاند.
بسیاری از معترضان خواهان پایان کامل جمهوری اسلامی و ساختار قدرت وابسته به روحانیت حاکم هستند، نوعی نفی تمامعیار حکومتی که خود را صاحب مشروعیت الهی میداند، ولی این بار اعتراضات شکل و رنگ دیگری به خود گرفته است.
یکی از پدیدههای برجسته در همین دوره، افزایش چشمگیر تعداد مسیحیان در ایران و رشد کلیساهای خانگی است. این جنبش در سالهای اخیر با وجود تلاشهای شدید حکومت برای جلوگیری از آن، بهطور مداوم در زیرزمین جامعه ایران گسترش یافته است.
تحقیقات گروههای مستقل نشان میدهد که شمار مسیحیان با زمینهی مسلمانزاده در ایران، اکنون ممکن است از ۳۰۰ هزار تا بیش از یک میلیون نفر برسد و برخی منابع حتی رشد آن را فراتر از این برآوردها اعلام میکنند.
به دلیل ممنوعیت فعالیت رسمی برای مسیحیان، این جامعه بهطور عمده در قالب کلیساهای خانگی شکل گرفتهاند، خانههایی که به مرکز ایمان و تجمع تبدیل شدهاند و اغلب در پنهان برگزار میشوند و متاسفانه، رشد این تعداد از ایمانداران با افزایش شدید فشار حکومتی همراه بوده، از بازداشتها گرفته تا سالهای طولانی زندان و اعمال مجازاتهای سخت برای کسانی که در این کلیساها حضور دارند.
چند عامل مهم در زمینهی این تغییر معنوی در جامعه مشاهده میشود:
- ناامیدی از ساختار دینی رسمی: بسیاری از ایرانیان نسل جوان و حتی میانسال، از پیوند ایدئولوژیک دین با قدرت و فساد حکومتی دلسرد شدهاند و این امر روحیهی گستردهای از شک و جستوجوی معنای جدید ایجاد کرده است.
- محدودیتهای شدید برای آزادی مذهبی: از ممنوعیت انتشار متون به زبان فارسی تا بازداشت فعالان مذهبی، حکومت تلاش کرده است تا جلوی انتشار مسیحیت را بگیرد، اما این فشار گاهی به رشد نهفته آن کمک کرده است.
- دسترسی به منابع معنوی نوین: رسانههای دیجیتال، تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان و انتشار آنلاین منابع معنوی باعث شدهاند که مردم با آموزههای مسیحی آشنا شوند، حتی اگر این آشنایی با مخاطرات جدی همراه باشد.
این تحول در باورهای مذهبی و رشد مسیحیت در ایران در پس زمینهی قیامهای مردمی، تنها یک پدیده مذهبی نیست، بلکه میتواند بازتاب بحران هویتی و معنوی جامعه باشد که نظام حاکم با وعدههای الهیگرایانه نتوانسته است پاسخگوی نیازهای واقعی مردم باشد.
برخی تحلیلگران معتقدند این پدیده نشانهی شکست پایگاه مشروعیت دینی جمهوری اسلامی است، زیرا قدرتمندترین ابزار نظام (ادعای مشروعیت الهی و کنترل معنوی) اکنون با رشد باورهایی جایگزین میشود که اقتدار ایدئولوژیک حکومت را به چالش میکشند.
جمهوری اسلامی در مواجهه با این تحول، نه تنها از ابزارهای سرکوب امنیتی استفاده کرده، بلکه تلاش میکند این پدیده را تهدیدی امنیتی قلمداد کند، امری که نشان میدهد حکومت از پیامد این بیداری روحانی بیشتر از هرچیز ترسان است.
در نهایت، آنچه در ایران رخ میدهد بیش از یک اعتراض سیاسی و اجتماعی است؛ تلاشی عمیق برای بازتعریف معنای ایمان و آزادی در زندگی فردی و جمعی میلیونها نفر است؛ تحولی که آیندهی روحانی و فرهنگی این کشور را برای دههها شکل خواهد داد.




