سایه سنگین مجاهدین خلق بر اعتراضات ایران، تهدیدی واقعی یا بازی خطرناک سیاستهای خارجی؟

تحلیلگران درباره سایه سنگین مجاهدین خلق و خطرات قدیمی در قلب اعتراضات جدید ایران، همزمان با خواسته مردم برای بازگشت پهلوی هشدار دادند.
در بحبوحه اعتراضات سراسری ایران، علاوه بر خواستههای معیشتی و آزادیخواهانه مردم، بحثها درباره نقش و تاثیر گروه مجاهدین خلق (MEK)، بار دیگر به موضوعی جدی و هشدارآمیز تبدیل شده است؛ گروهی که تاریخ آن با فراز و فرودهای خونین و پرسشهای اخلاقی همراه بوده و هماکنون در میان برخی چهرههای سیاسی و تحلیلگران، بهعنوان خطری پنهان برای آینده ایران مطرح میشود.
سازمان مجاهدین خلق در دهههای گذشته نقش بسیار بحثبرانگیزی در تاریخ سیاسی ایران داشته است. این گروه که در آغاز علیه نظام پهلوی فعالیت میکرد، پس از انقلاب ۱۳۵۷ در درگیری خونین با جمهوری اسلامی قرار گرفت و در سالهای دهه ۸۰ میلادی، حتی در کنار رژیم صدام حسین علیه ایران جنگید، عملی که باعث شدت گرفتن خصومت عمومی نسبت به آن شد و به افت شدید مشروعیت این گروه در میان ایرانیان انجامید.
یکی از نقاط تاریک تاریخ این سازمان، حملههای مسلحانه و انفجارهای خونین است که در سالهای گذشته به آن نسبت داده شده، از جمله ترور سرلشکر علی صیاد شیرازی در سال ۱۹۹۹ که مسئولیتش به MEK نسبت داده شده است.
این سوابق باعث شده که بسیاری از تحلیلگران پس از هشدار «یاسمین انصاری» نماینده ایرانی تبار در کنگره آمریکا نسبت به این گروه و بخشهای قابل توجهی از جامعه ایرانی، حتی اگر با اعتراضات و مطالبات مردم همنظر باشند، نسبت به نقش احتمالی این سازمان در آینده سیاسی ایران تردید عمیق داشته باشند و آن را خطرناک برای وحدت و منافع ملی بدانند.
در همین حال، دولت ایران و رسانههای نزدیک به آن، بارها مجاهدین خلق را به برنامهریزی و اقدام علیه مردم و امنیت کشور متهم کردهاند، از جمله ادعاهایی درباره حملات به زیرساختهای غیرنظامی و ارتباط با گروههای خارجی که میخواهند اعتراضات را به مسیر خشونتآمیز بکشانند.
اخیرا دو عضو وابسته به این گروه در ایران به اتهام «عملیات علیه زیرساختهای شهری» اعدام شدهاند، هرچند این نوع اتهامات با انتقاد گسترده نهادهای حقوق بشری مواجه شدهاند.
این سوابق تاریخی و نگرانیها، باعث شده که بسیاری از ایرانیان بهویژه جوانان، خواستار بازگشت شمایل دیگری از رهبری برای کشور شوند که آن شاهزاده رضا پهلوی، آخرین ولیعهد سلطنت منحلشده ایران است که در میان بخشهایی از جامعه بهعنوان شخصیتی با سابقه دلسوزی برای ایران و بدون بار تاریخی خشونت مطرح شده است.
این تمایل از نگاه طرفدارانش، نه بازگشت به گذشته صرف، بلکه جستجوی الگویی برای رهبری مسالمتآمیز و ملیگرا است که بتواند عبور از بحران کنونی را با حفظ انسجام و امنیت اجتماعی ممکن سازد.
در نهایت، هرچند نقش دقیق و واقعی مجاهدین خلق در اعتراضات کنونی قابل سنجش مستقل نیست، اما تجربه تاریخی تلخ و سابقه همکاری با دشمنان ایران، همچنان باعث میشود که بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به حضور و نفوذ این گروه در تحولات آینده کشور بهشدت هشدار دهد، هشداری که در کنار خواستهای مردم برای تغییر نظام، به دنبال جلوگیری از بازتولید الگوهای منجر به خشونت و بیثباتی است.




