چپ جهانی در برابر سرکوب خونین ایران: سکوت یا همدستی؟

سکوت چپ جهانی در برابر سرکوب خونین اعتراضات در ایران، این گروه را در برابر خون مردم ایران قرار داده است.
جنبش اعتراضی در ایران، که از دسامبر ۲۰۲۵ با خیزشهای گسترده اقتصادی آغاز شد و به بزرگترین موج نارضایتی سیاسی اخیر در این کشور بدل گشته، نهتنها رژیم را به چالش کشیده، بلکه نشان داده است که میلیونها ایرانی خواهان آزادی، عدالت و حقوق بنیادین شهروندی هستند. با این حال، در مقابل این قیام تاریخی و خونین، بخشی از گروههای چپ جهانی و رسانههای متاثر از آن، سکوتی وقتگیر و بهشدت قابل انتقاد را انتخاب کردهاند.
اعتراضها از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ در تهران و دیگر شهرها شروع شد و به حرکت اعتراضی سراسری علیه حکومت تبدیل شد، با شعارهایی فراتر از خواستههای اقتصادی و بهسمت تقاضا برای پایان حکومت دینی ایران حرکت کرد.
در واکنش، حکومت ایران اینترنت را در سراسر کشور قطع و مردم را بهشدت سرکوب کرده است. این قطع گسترده ارتباطات از ۸ ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده و همچنان ادامه دارد، که تلاش برای پنهانکردن وضعیت واقعی اعتراضها، بازداشتها و کشتهشدگان است.
سازمانهای حقوق بشری همچنین گزارش دادهاند که نیروهای امنیتی از گلولههای واقعی و جنگی، تیراندازیهای مستقیم و خشونت غیرقانونی برای متفرق کردن معترضان استفاده کردهاند، که منجر به کشتهشدن دهها تا صدها نفر شده است.
حادثههایی مثل کشتهشدن «ساغر اعتمادی» زن جوان معترض که با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد و تبدیل به نماد اعتراضات گردید، نشاندهنده قساوت بیسابقه حکومت است.
در حالی که اعتراضات به سرعت به یکی از مهمترین و خونینترین جنبشهای اعتراضی جهان تبدیل شدهاند، بسیاری از رسانههای اصلی و رسانههای چپگرای غرب، این بحران را کماهمیت یا بسیار دیر پوشش دادهاند.
روزنامههای بینالمللی نیز با تاخیر قابل توجه در پوشش اخبار اعتراضات مواجه شدهاند یا در برخی موارد تمرکز رسانهای خود را روی بحرانهای دیگر، مانند جنگ در غزه یا تحولات سیاسی داخلی غرب قرار دادهاند، در حالی که مردم ایران با خشونت و سرکوب با گلولههای جنگی روبهرو هستند.
نقدها در رسانههای خبری غربی نشان میدهند که برخی رسانههای بزرگ مانند ZDF در آلمان، در مقایسه با پوشش روزانه جنگ در غزه، به اعتراضهای ایران توجه بسیار کمتری کردهاند و حتی انتخاب منابع تحلیل در گزارشهای خود نیز محل بحث بوده است.
در فضای رسانهای چپگرای انگلیسیزبان و چپ جهانی، بخش قابل توجهی از جریانها و فعالان بهطرز عجیب و قابل انتقاد یا حتی بیتفاوت نسبت به اعتراضهای تاریخی ایران سکوت کردهاند. این سکوت را برخی تحلیلگران، از جمله مقالههای تحلیلی انتقادی، نهتنها بیتفاوتی، بلکه انتخاب آگاهانه یک نظام فکری ضدغربی میدانند که در آن حکومتهای «ضدغرب»، اساسا مشروعتر تلقی میشوند و نقد و مسئولیتپذیری در قبال سرکوبگری را کنار میگذارند.
منتقدان معتقدند که این سکوت چپ زمانی آشکارتر میشود که همین فعالین و رسانهها در موضوعات دیگر (مثلا سیاستهای رژیمهای دیگر یا بحرانهای غربی) بهشدت فعال و واکنشگرا هستند، اما مقابل قیام مردم ایران در برابر سرکوب بیرحمانه سکوت میکنند یا آن را کماهمیت جلوه میدهند.
این نقد که در برخی مطبوعات مطرح شده است، تاکید دارد که «انتقاد انتخابی» باعث میشود آن رسانهها و فعالان مصداقی متزلزل برای عدالت، آزادی و حقوق بشر از خود نشان دهند، چون در برابر قیام یک ملت علیه سرکوبگرترین دستگاه امنیتی منطقه حرفی نمیزنند، حتی وقتی صدها تا هزاران انسان کشته، بازداشت و تحت فشار هستند.
در نتیجهی این سکوت، جنبش اعتراضی ایران با کمترین سطح همبستگی جهانی از سوی رسانههای چپ و شمار زیادی از فعالین حقوق بشری مستقل مواجه شده، در حالی که این اعتراضات میتوانست همبستگی گستردهتر جهانی را بهدنبال داشته باشد. سخن برخی از ناظران، این است که این «سکوت انتخابی» نه تنها یک خطای رسانهای، بلکه یک خیانت اخلاقی به آرمانهایی است که این جریانها مدعی دفاع از آن هستند، آزادی، عدالت، حقوق بشر و ضدسرکوبگری.
فعالان حقوق بشر، فیلمسازان و هنرمندان ایرانی در تبعید نیز بارها خواستار توجه جهانی، فشار بینالملل و شکستن حصر ارتباطی اطلاعاتی برای جلوگیری از کتمان واقعیتها شدهاند، اما این خواستها با حساسیت کم رسانههای چپ مواجه شدهاند.
جنبش اعتراضی ایران در دورهای حساس از تاریخ معاصر شکل گرفته است، قیامی که خواهان آزادی، عدالت و پایان یک حکومت اقتدارگراست. در حالی که هزاران نفر کشته و دهها هزار نفر بازداشت شدهاند، این سرکوب بیرحمانه نیازمند بازتاب گسترده، انتقاد بیپرده و همبستگی جهانی است.
اما سکوت رسانهها، بهویژه رسانههای چپ و جریانهای فکری همسو، نهتنها بازتابدهنده واقعیت نیست، بلکه نشاندهنده نوعی تعارض عملی با اصول آزادی و عدالتخواهی است؛ چرا که هنگامیکه ستمگر علیه مردم خود میایستد، باید تمام کسانی که از حقوق بشر دفاع میکنند، صدای اعتراض و همبستگی خود را بلند کنند.




