مهربانی با گلوله، وقاحت رسمی در روایت سرکوب

مهربانی ادعاییِ نیروهای سرکوب در روایت «پناهیان»، در تضاد با کشتار و خونریزی در خیابانهای ایران است.
«علیرضا پناهیان» سخنران دفتر علی خامنهای، در تازهترین اظهارات خود درباره انقلاب ملی ایرانیان، تصویری کاملا وارونه از واقعیت سرکوب در ایران ارائه داد و مدعی شد: «نیروهای یگان ویژه مهربانیهای زیادی داشتند و بدون اسلحه، مردم را نصیحت میکردند.» او همچنین افزود: «همه مردم ما امروز از صلابت و شجاعت و فداکاری نیروهای مدافع امنیت متشکر هستند.»
سخنان پناهیان در حالی بیان میشود که انبوه گزارشهای مستقل، تصاویر و ویدیوهای ثبتشده از سراسر ایران، روایت کاملا متفاوتی را نشان میدهند: تیراندازی مستقیم به معترضان، استفاده گسترده از سلاح گرم، شلیک به سر و سینه مردم، یورش شبانه به خانهها، بازداشتهای فلهای و کشتاری که از سوی نهادهای حقوق بشری بهعنوان بزرگترین سرکوب خونین در تاریخ معاصر ایران توصیف شده است.
بسیاری از ویدیوهای منتشر شده توسط خانوادههای کشتهشدگان، حاکی از عمق فاجعه و جنایتیست که جمهوری اسلامی علیه مردم ایران مرتکب شده است؛ این ویدیوها خانوادههایی را نشان میدهد که نام عزیزانشان را در میان اجساد بیجان فریاد میزنند؛ مسئلهای که قابل انکار و پنهان کردن نیست، اما عوامل نظام وقیحانه آن را انکار میکنند.
اکنون این اظهارات پناهیان نهتنها با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد، بلکه نمونهای آشکار از وقاحت سیستماتیک در دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی است؛ دستگاهی که همزمان با جاری بودن خون در خیابانها، تلاش میکند خشونت سازمانیافته را «نصیحت پدرانه» و سرکوب مرگبار را «مهربانی» بنامد.
این روایتسازی، در شرایطی صورت میگیرد که حتی علی خامنهای رهبر کنونی جمهوری اسلامی، در اظهاراتی کمسابقه به کشتهشدن هزاران نفر در جریان اعتراضات اذعان کرده است. این اعتراف تلویحی، پرده از ابعاد فاجعهای برمیدارد که مقامات رسمی و چهرههایی چون پناهیان، میکوشند تا آن را انکار یا تطهیر کنند، در حالیکه خانوادههای بیشماری همچنان در جستوجوی پیکر عزیزان خود، سردخانهها، بیمارستانها و گورستانها را زیر پا میگذارند.
گزارشها حاکی از آن است که در بسیاری از موارد، پیکر کشتهشدگان بدون اطلاع خانوادهها دفن شده یا تحویل اجساد، مشروط به تعهدات امنیتی و سکوت اجباری بوده است. این واقعیتها، ادعای «قدردانی عمومی» از نیروهای سرکوب را به ادعایی توخالی و توهینآمیز به رنج عمومی تبدیل میکند.
پناهیان سالهاست که بهعنوان یکی از بلندگوهای ایدئولوژیک قدرت، نقش فعالی در توجیه خشونت و عادیسازی سرکوب ایفا میکند. سخنان اخیر او، نه یک لغزش لفظی، بلکه ادامه همان سیاست آشنای تحریف واقعیت، انکار درد قربانیان و مشروعسازی خشونت دولتی است؛ سیاستی که شکاف میان حاکمیت و جامعه را عمیقتر کرده و خشم عمومی را تشدید میکند.
در شرایطی که ایران عملا در وضعیت امنیتی دائمی بهسر میبرد و شهروندان عادی، صرفنظر از سن و جنسیت، هدف سرکوب قرار میگیرند، چنین اظهاراتی بیش از هر چیز نشاندهنده فاصله مطلق گویندگان آن با واقعیت زندگی مردم است؛ فاصلهای که با انبوه کشتهها، مجروحان، بازداشتشدگان و خانوادههای داغدار پر شده و دیگر با خطابه و تحریف قابل پنهانکردن نیست.




