ناوگان، تهدید و مذاکره، ترامپ هشدار میدهد ولی ایران غرق در خون است

تهدید و مذاکره در سایه سرکوب، ناوگان را به خاورمیانه کشانده و در حالیکه ترامپ هشدار میدهد، اما بحران واقعی، کشتار مردم ایران است.
در حالی که امروز چهارشنبه ۲۸ ژانویه برابر با ۸ بهمن، دونالد ترامپ با لحنی کمسابقه و آشکارا تهدیدآمیز از حرکت یک ناوگان عظیم نظامی بهسوی ایران خبر داده، واقعیتی تلختر از هر برنامه هستهای در جریان است: «مردم ایران در خیابانها، زندانها و بازداشتگاهها زیر شدیدترین اشکال سرکوب، خشونت و کشتار قرار دارند؛ بحرانی که نه قابل مذاکره است و نه با توافقهای دیپلماتیک حل میشود.»
رئیسجمهوری ایالات متحده، امروز در پیامی در شبکه اجتماعی خود تروث سوشیال، اعلام کرد: «این ناوگان با سرعت، قدرت فراوان، انگیزه و هدف مشخص پیش میرود. این ناوگان بزرگتر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن در راس آن قرار دارد.»
او در ادامه تاکید کرد: «همانند ماجرای ونزوئلا، این نیرو آماده، مایل و کاملا قادر است که در صورت لزوم، ماموریت خود را با سرعت و خشونت انجام دهد.»
ترامپ در حالی بار دیگر از «مذاکره» سخن گفته که همزمان تهدید نظامی را بیپرده روی میز گذاشته است. او ابراز امیدواری کرده که ایران هرچه زودتر «پای میز مذاکره بیاید» و درباره توافقی بدون سلاح هستهای گفتوگو کند، اما همزمان هشدار داده که زمان بهسرعت در حال از دست رفتن است: «زمان در حال سپری شدن است و هر لحظه واقعا حیاتی است.»
او همچنین با اشاره به حمله پیشین آمریکا گفته است: «همانطور که قبلا به ایران گفته بودم توافق کنید، نکردند و نتیجه آن «عملیات چکش نیمهشب» بود و ویرانی گستردهای در ایران بهبار آمد.» و در ادامه هشدار داد: «حمله بعدی بسیار شدیدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد.»
با این حال، منتقدان تاکید میکنند که تمرکز صرف بر برنامه هستهای، عمدا یا سهوا، صورتمسئله اصلی ایران را نادیده میگیرد. ایران امروز با بحرانی عمیقتر روبهروست، بحران مشروعیت، بحران حقوق بشر و بحران سرکوب سیستماتیک مردمی که برای بقا، آزادی و کرامت انسانی فریاد میزنند.
در هفتهها و ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشتهای گسترده، شلیک مستقیم به معترضان، اعدامهای شتابزده و سرکوب خونین اعتراضات منتشر شده است. در چنین شرایطی، صحبت از «مذاکره منصفانه» بر سر سانتریفیوژها، برای بسیاری از شهروندان ایرانی، بیارتباط با واقعیت روزمرهای است که با گلوله، زندان و مرگ تعریف میشود.
هشدارهای ترامپ شاید تهران را به فکر توافقی تازه بیندازد، اما پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: «وقتی یک حکومت مردم خود را قتلعام میکند، آیا مسئله اصلی واقعا برنامه هستهای است؟»
واقعیت این است که ایرانِ امروز، پیش از هر چیز، صحنه یک فاجعه انسانی است؛ فاجعهای که نه با ناو هواپیمابر حل میشود و نه با میز مذاکرهای که صدای قربانیان در آن جایی ندارد.




