سالروز بهرام دهقانی تفتی، نماد سرکوب خونین مسیحیان در آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی

از اردیبهشت ۱۳۵۹ تا به امروز، روایت فشار، مصادره، تهدید و قتل اقلیتهای مسیحی در ایران ادامه دارد؛ پرونده بهرام دهقانی تفتی، تنها یکی از نخستین نشانههای سیستمی است که از همان ابتدا ایمان مسیحیان را هدف گرفت و امروز چهل و پنجمین سالروز قتل حکومتی بهرام دهقانیتفتی، نماد سرکوب خونین مسیحیان پس از آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی است.
بهرام دهقانیتفتی جوانی ۲۴ ساله، تحصیلکرده دانشگاه آکسفورد و فرزند یک رهبر برجسته مسیحی، در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۹ تنها چند ماه پس از استقرار جمهوری اسلامی، با شلیک گلوله در نزدیکی زندان اوین کشته شد؛ قتلی که بسیاری آن را نه یک حادثه، بلکه بخشی از موج سازمانیافته سرکوب مسیحیان در آغاز حاکمیتی میدانند که از همان ابتدا با اقلیتهای مذهبی سر ستیز داشت.
بهرام فرزند «حسن دهقانیتفتی» نخستین اسقف ایرانی کلیسای اسقفی بود؛ خانوادهای که بهخاطر نقش فعال در جامعه مسیحی ایران، خیلی زود در تیررس فشارهای حکومتی قرار گرفتند. در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، سیاستهای رسمی و غیررسمی حکومت بهوضوح علیه اقلیتهای دینی شکل گرفت؛ از مصادره اموال گرفته تا محدودیتهای شدید مذهبی و امنیتی.
اسقف دهقانی تفتی در برابر فشارها ایستادگی کرد. او حاضر نشد اموال متعلق به کلیسا، از جمله پسانداز بازنشستگی حدود ۲۰۰ کارمند بیمارستانها و مدارس وابسته به دایره اسقفی را واگذار کند. این مقاومت، خشم نهادهای حکومتی را برانگیخت و فشارها علیه کلیسا و خانواده او را تشدید کرد. در چنین فضایی، قتل بهرام نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم این تقابل بود.
قتل بهرام در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۹ در نزدیکی اوین، تنها یکی از نخستین حلقههای زنجیرهای از خشونتها علیه مسیحیان در ایران بود. در دهههای بعد نیز گزارشهای متعددی از بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی و حتی قتل مسیحیان تبدیل شده انتشار یافت. نهادهای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که تغییر دین در ایران میتواند به اتهاماتی سنگین و مجازاتهای شدید منجر شود.
منتقدان میگویند جمهوری اسلامی از همان ابتدای تاسیس، نهتنها به وعدههای خود درباره آزادیهای مذهبی پایبند نماند، بلکه با نگاهی امنیتی و ایدئولوژیک، اقلیتهای دینی بهویژه مسیحیان را هدف قرار داد. کلیساها بسته شدند، فعالیتهای مذهبی محدود شد و بسیاری از رهبران مسیحی یا مجبور به ترک کشور شدند یا با تهدیدهای جدی مواجه گشتند.
پرونده بهرام دهقانی، با گذشت بیش از چهار دهه، همچنان بهعنوان یکی از نمادهای اولیه این سرکوبها مطرح است؛ نمادی از مسیری که از اردیبهشت ۱۳۵۹ آغاز شد و هنوز نیز، به گفته بسیاری از ناظران، پایان نیافته است. این پرونده یادآور این واقعیت تلخ است که برای بسیاری از مسیحیان ایرانی، ایمان نهتنها یک انتخاب معنوی، بلکه هزینهای سنگین و گاه مرگبار داشته است.




