اخبار ایران

ادعای جنجالی مریم رجوی درباره خواسته دانشجویان؛ بازنویسی تاریخ با سایه خون و خیانت

ادعای مریم رجوی درباره دانشجویان مبنی بر اینکه آنها مجاهدین خلق را می‌خواهند، در حالی مطرح می‌شود که کارنامه مجاهدین خلق با خون و همکاری با دشمن گره خورده است.

در حالی که اعتراضات دانشجویی در روزهای اخیر، بار دیگر دانشگاه‌های ایران را به کانون نارضایتی سیاسی تبدیل کرده، «مریم رجوی» رهبر گروه مجاهدین خلق، با انتشار پیامی در صفحه شخصی خود تلاش کرده این تحرکات را به سود سازمان متبوعش مصادره کند؛ سازمانی که نام آن برای بسیاری از ایرانیان نه با آزادی، بلکه با همکاری با دشمن خارجی در دوران جنگ و خشونت‌های خونین داخلی گره خورده است.

او در پیام منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی چنین نوشت: «درود بر دانشجویان به‌پاخاسته در دانشگاه‌های ایران، از دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه تهران تا دانشگاه صنعتی شریف، امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیر و… که در دومین روز متوالی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت یاران شهیدشان در قیام دی، با فریاد «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» و «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری» بر تداوم قیام تاکید کردند. تشبثات (متوسل شدن) مزدوران بسیجی با طرح شعارهای انحرافی و حمله به دانشجویان مبارز، با پاسخ قاطع دانشجویان مواجه شد.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که هیچ گزارش مستقل و قابل اتکایی از سر دادن شعار به نفع سازمان موسوم به «مجاهدین خلق» در دانشگاه‌های ایران منتشر نشده است. برعکس، در بسیاری از اعتراضات سال‌ها و به ویژه دو ماه اخیر، شعارهایی در حمایت از رضا پهلوی و نیز شعار «جاوید شاه» شنیده شده است؛ شعاری که نشان‌دهنده گرایش بخشی از معترضان به بازخوانی دوران پیش از جمهوری اسلامی است، نه تمایل به گروهی که سابقه‌ای پرمناقشه در تاریخ معاصر ایران دارد.

سازمان «مجاهدین خلق» که پس از انقلاب ۱۳۵۷ وارد تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شد، در دهه ۶۰ خورشیدی مسئولیت یا اتهام دست داشتن در مجموعه‌ای از عملیات‌های مسلحانه و بمب‌گذاری‌ها را در کارنامه خود دارد؛ اقداماتی که به کشته شدن شهروندان و مقام‌های حکومتی انجامید و فضای کشور ایران را وارد چرخه‌ای از خشونت کرد.

اما جنجالی‌ترین فصل فعالیت این سازمان، همکاری آشکار با رژیم صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق بود؛ جنگی که صدها هزار کشته و زخمی برای مردم ایران برجای گذاشت. استقرار نیروهای این سازمان در خاک عراق و مشارکت آنان در عملیات‌هایی همچون «فروغ جاویدان» در سال ۱۳۶۷ (که از خاک عراق علیه ایران انجام شد) برای بسیاری از ایرانیان به‌منزله عبور از مرز مخالفت سیاسی و ورود به همکاری با دشمن متجاوز تلقی شد.

در حافظه جمعیِ بخش بزرگی از جامعه ایران، این اقدام نه یک «استراتژی سیاسی»، بلکه ایستادن در کنار ارتشی بود که شهرهای ایران را موشک‌باران می‌کرد. همین سابقه است که باعث شده ادعای امروز این سازمان درباره نمایندگی مردم ایران، با تردید و حتی خشم مواجه شود.

تحولات اعتراضی ماه‌های اخیر (از اعتراضات سراسری تا تجمعات دانشجویی)، عمدتا ریشه در مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخل کشور داشته است. بدنه اصلی این اعتراضات را نسل جوان، دانشجویان و اقشار ناراضی تشکیل می‌دهند که شعارهایشان طیف متنوعی از خواسته‌ها را بازتاب می‌دهد.

با این حال، تلاش برخی گروه‌های خارج از کشور برای نسبت دادن این حرکت‌ها به خود، پرسش‌برانگیز است. منتقدان می‌گویند سازمان مجاهدین خلق در حالی می‌کوشد خود را به‌عنوان آلترناتیو معرفی کند، که نه پایگاه اجتماعی آشکاری در داخل دارد و نه کارنامه‌اش توانسته اعتماد عمومی را جلب کند.

منتقدان همچنین به ساختار درونی این سازمان اشاره می‌کنند که بارها از سوی اعضای جداشده، به‌عنوان ساختاری بسته و مبتنی بر رهبری مادام‌العمر توصیف شده است؛ ساختاری که با شعارهای «دموکراسی» و «برابری» همخوانی ندارد.

دانشگاه‌های ایران در روزهای اخیر، صحنه کشمکش روایت‌هاست؛ از یک‌سو حاکمیت که می‌کوشد با فشار امنیتی فضا را کنترل کند و از سوی دیگر جریان‌های مختلف سیاسی در خارج از کشور که هرکدام تلاش دارند اعتراضات را به نام خود ثبت کنند.

اما پرسش اساسی اینجاست: آیا مردمی که هزینه اعتراض را با زندان، اخراج، گلوله و حتی طناب دار می‌پردازند، نیازمند قیم و مالک سیاسی‌اند؟ یا آن‌گونه که در بسیاری از تجمعات شنیده شده، خود در حال انتخاب مسیر و نمادهای مورد نظرشان هستند؟

کارنامه تاریخی مجاهدین خلق (به‌ویژه در دوران جنگ ایران و عراق)، همچنان سایه‌ای سنگین بر ادعاهای امروز این گروه انداخته است. برای نسلی که به دنبال آزادی و آینده‌ای متفاوت است، آگاهی از این پیشینه ضروری است؛ تا مبادا در میانه بحران و خشم عمومی، گروه‌هایی که روزگاری در کنار دشمن متجاوز ایستادند، بار دیگر با شعارهای فریبنده در پی کسب مشروعیت باشند.

در فضایی که ایران درگیر یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود است، هوشیاری جامعه نسبت به گذشته بازیگران سیاسی، بخشی از همان بیداری‌ای است که می‌تواند مانع تکرار خطاهای تاریخی شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا