انفجارهای تهران، آتش جنگ پیشگیرانه اسرائیل علیه ایران شعلهور شد

انفجارهای تهران در سایه مذاکرات ایران و آمریکا، منطقه بیت علی خامنهای را به لبه پرتگاه برد.
در حالی که گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده آمریکا طی روزهای گذشته بار دیگر به تیتر اول رسانههای منطقه تبدیل شده بود، بامداد امروز شنبه ۲۸ فوریه برابر با ۹ اسفند، صدای چندین انفجار پیاپی در تهران، معادلات را برهم زد و سایه یک رویارویی مستقیم را بر سر کشور گسترد.
رسانههای داخلی از شنیده شدن انفجار در نقاط مختلف پایتخت از جمله خیابان جمهوری محدوده بیت علی خامنهای و سیدخندان خبر دادند؛ برخی گزارشها احتمال حملات موشکی را مطرح کردهاند، هرچند تا لحظه تنظیم این گزارش، مقامهای رسمی جزئیات روشنی درباره منشا دقیق این انفجارها منتشر نکردهاند.
در تحولی کمسابقه، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد که این کشور «عملیات پیشگیرانهای» را علیه ایران آغاز کرده است. ارتش اسرائیل همزمان از تعطیلی سراسری مدارس خبر داد؛ اقدامی که نشانهای روشن از آمادهباش کامل امنیتی در سرزمینهای اشغالی تلقی میشود.
سازمان فرودگاههای اسرائیل نیز اعلام کرد که حریم هوایی این کشور به روی پروازهای غیرنظامی بسته شده و از شهروندان خواسته شده از مراجعه به فرودگاهها خودداری کنند. این سطح از محدودیتها، معمولا تنها در شرایط جنگی یا تهدید فوری اعمال میشود.
در تهران، گزارشهای تاییدشده حکایت از آن دارد که «بیت رهبری» (مقر اصلی علی خامنهای) هدف حمله قرار گرفته است. هنوز اطلاعات دقیقی از میزان خسارات یا تلفات احتمالی منتشر نشده، اما منابع بینالمللی از انتقال رهبر جمهوری اسلامی به مکانی امن خبر دادهاند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام رسمی گزارش داده که خامنهای هنگام وقوع حمله، در تهران حضور نداشته است. اگر این گزارشها تایید شود، میتواند نشاندهنده پیشبینی قبلی تهدیدات امنیتی در سطوح عالی حاکمیت باشد.
در یکی از حساسترین بخشهای ماجرا، یک مقام دفاعی اسرائیل مدعی شده عملیات علیه ایران ماهها در دست برنامهریزی بوده و زمان اجرای آن هفتهها پیش تعیین شده است. او همچنین گفته این اقدام «با هماهنگی آمریکا» انجام شده است.
اندکی بعد، یک مقام آمریکایی نیز تایید کرد که حملات آمریکا به ایران در حال انجام است؛ موضوعی که اگر به صورت رسمی از سوی کاخ سفید اعلام شود، به معنای ورود مستقیم واشینگتن به درگیری خواهد بود؛ سناریویی که میتواند کل منطقه را به آستانه جنگی گسترده بکشاند.
همزمان با انتشار اخبار انفجارها، گزارشهایی از قطع خطوط تلفن همراه در بخشهایی از شرق و غرب تهران و اختلال شدید اینترنت منتشر شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که در شرایط بحرانی، نخستین واکنش حاکمیت، محدودسازی جریان اطلاعات است.
بورس اوراق بهادار تهران نیز پس از انتشار خبر انفجارها معاملات خود را متوقف کرد؛ نشانهای از شوک ناگهانی به بازار سرمایه و نگرانی از آیندهای مبهم در فضای اقتصادی کشور.
گزارشهای محلی از وقوع انفجارهایی در قم، اصفهان، کرج و کرمانشاه نیز حکایت دارد. اگر این حملات به صورت هماهنگ و همزمان در چند استان انجام شده باشد، نشاندهنده عملیاتی گسترده و با اهداف از پیش تعیینشده است؛ عملیاتی که میتواند زیرساختهای نظامی یا مراکز حساس را هدف قرار داده باشد.
در واکنش به تحولات اخیر، «ابراهیم عزیزی» رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه ایکس نوشت: «هشدار داده بودیم، حالا مسیری را شروع کردید که پایانش دیگر در دست شما نیست.» جملهای که بوی تهدید متقابل میدهد.
سازمان هواپیمایی کشور نیز اعلام کرده بر اساس نوتام صادرشده، حریم هوایی کل کشور تا اطلاع ثانوی بسته است. این اقدام، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، نشانهای از پیشبینی احتمال ادامه حملات یا پاسخ متقابل ایران است.
حملات اخیر در حالی رخ میدهد که طی ماههای گذشته، تلاشهایی برای احیای کانالهای مذاکره میان تهران و واشنگتن جریان داشت؛ مذاکراتی که برخی آن را آخرین فرصت برای مهار بحران هستهای ایران میدانستند. اکنون اما با ادعای هماهنگی نظامی میان اسرائیل و آمریکا، پرسش اصلی این است: آیا دیپلماسی تنها پوششی برای آمادهسازی یک سناریوی نظامی بوده است؟
منطقه خاورمیانه بار دیگر در آستانه تحولی قرار گرفته که میتواند توازن قدرت را دگرگون کند. اگر تهران تصمیم به پاسخ مستقیم بگیرد، دامنه درگیری از مرزهای ایران و اسرائیل فراتر خواهد رفت و بازیگران منطقهای و بینالمللی را ناگزیر به انتخاب موضع خواهد کرد.
در شرایطی که هنوز ابعاد کامل این حملات روشن نشده، یک واقعیت غیرقابل انکار است: صدای انفجارهای تهران، فقط صدای یک عملیات نظامی نبود؛ زنگ خطری بود برای آیندهای که ممکن است بسیار پرهزینهتر از آن چیزی باشد که طرفین تصور میکنند.




