فراخوان خشونت در آستانه عید پاک؛ تهدید مستقیم داعش علیه کلیساها و کنیسهها

فراخوان خشونت در آستانه عید پاک، زنگ خطر تازهای است که با هدف قرار دادن کلیساها و کنیسهها، نگرانیها درباره امنیت اقلیتهای دینی را در سراسر جهان افزایش داده است.
در حالیکه مسیحیان و یهودیان در نقاط مختلف جهان، خود را برای برگزاری آیینهای مذهبی عید پاک و عید پسح آماده میکنند، انتشار فراخوانی خشونتآمیز از سوی گروه موسوم به داعش، بار دیگر تهدید علیه اماکن مذهبی و پیروان ادیان را به سطحی نگرانکننده رسانده است؛ تهدیدی که نهتنها امنیت فیزیکی، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان را نیز هدف قرار میدهد.
این گروه افراطی در نشریه هفتگی خود، با لحنی تحریکآمیز، از هوادارانش خواسته است تا در ایام پیش رو، مراکز عبادی یهودیان و مسیحیان را هدف حمله قرار دهند. در این بیانیه آمده است: «در مواجهه با فاجعه بسته شدن مسجد مبارک الاقصی، بر مسلمانان در همه جا واجب است که برخیزند و کنیسههای یهودیان را که در سراسر آمریکا، اروپا، روسیه، هند و جاهای دیگر پراکندهاند، به آتش بکشند.»
چنین اظهاراتی در شرایطی مطرح میشود که تنشهای منطقهای در خاورمیانه، بهویژه پیرامون اماکن مقدس در اورشلیم، افزایش یافته است. تصمیم مقامهای اسرائیلی برای محدودسازی دسترسی به محوطه مسجدالاقصی بهدلیل ملاحظات امنیتی، به یکی از محورهای اصلی واکنشهای تند گروههای افراطی تبدیل شده است. با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که استفاده از این تحولات بهعنوان بهانهای برای ترویج خشونت علیه غیرنظامیان و اماکن مذهبی، نشاندهنده ماهیت ایدئولوژیک و ضدانسانی چنین گروههایی است.
در ادامه این بیانیه، داعش پا را فراتر گذاشته و از هواداران خود خواسته است تا گردهماییهای یهودیان را نیز هدف قرار دهند و حتی بهطور مشخص از آنها خواسته است که از اقدامات قهرمانان سیدنی تقلید کنند (اشارهای آشکار به حملهای مرگبار که پیشتر جان دهها نفر را گرفته بود). این نوع ارجاعها، نشاندهنده تلاش برای الگوسازی از خشونت و تکرار آن در نقاط مختلف جهان است.
گزارشهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی نیز نشان میدهد که نهادهای امنیتی در اروپا و آمریکای شمالی، سطح هشدار را در آستانه این اعیاد افزایش دادهاند. در سالهای گذشته، مناسبتهای مذهبی بارها هدف حملات افراطگرایان قرار گرفتهاند؛ از جمله حمله به کلیساها در آفریقا و آسیا یا حملات به کنیسهها در ایالات متحده و اروپا. این پیشینه، نگرانیها درباره عملی شدن چنین تهدیدهایی را دوچندان کرده است.
از منظر انتقادی، آنچه بیش از خود تهدید اهمیت دارد، بسترهایی است که به رشد و تداوم چنین گفتمانهایی کمک میکند. سکوت یا واکنشهای ناکافی جامعه جهانی در برابر تهدیدهای صریح علیه اقلیتهای دینی، میتواند به عادیسازی خشونت منجر شود. همچنین، بهرهبرداری گروههای افراطی از تنشهای سیاسی و مذهبی برای جذب نیرو و مشروعیتبخشی به اقدامات خود، نشان میدهد که بحران تنها امنیتی نیست، بلکه ریشه در شکافهای عمیقتر فرهنگی و ایدئولوژیک دارد.
برای جامعه مسیحی، این تهدیدها یادآور شکنندگی امنیت در بسیاری از نقاط جهان است؛ جایی که ایمان و عبادت، بهجای آنکه مایه آرامش باشد، به عاملی برای خطر تبدیل میشود. در چنین شرایطی، همبستگی میان ادیان و ایستادگی مشترک در برابر خشونت، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
در نهایت، فراخوان اخیر داعش، نه صرفا یک تهدید مقطعی، بلکه نشانهای از تداوم پروژهای است که هدف آن ایجاد ترس، تفرقه و بیثباتی در جوامع چنددینی است. مقابله با این روند، نیازمند هوشیاری، همکاری بینالمللی و تاکید بر ارزشهای مشترک انسانی است؛ ارزشهایی که خشونتطلبان، دقیقا در پی نابودی آنها هستند.




