رضا پهلوی: ساختار رژیم را هدف قرار دهید تا مردم فرصت بازگشت به خیابان را داشته باشند

شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگوی خود با «شان هنیتی»، خواستار فشار بر ساختار رژیم و ادامه این فشار شد تا مردم فرصت بازگشت به خیابانها را داشته باشند.
در میانه تحولات پرشتاب ایران، گفتوگوی شاهزاده رضا پهلوی با «شان هنیتی» در «فاکس نیوز»، بار دیگر توجهها را به راهبرد «فشار هدفمند بر ساختار قدرت» جلب کرده است؛ راهبردی که در نگاه او میتواند نهتنها معادلات سیاسی را تغییر دهد، بلکه پنجرهای از امید برای مردمی بگشاید که سالها در انتظار فرصت برای بیان خواست خود بودهاند.
او در این گفتوگو، وضعیت کنونی را لحظهای حساس و سرنوشتساز توصیف کرده و میگوید: «هدف نهایی این است که مردم ایران کشورشان را پس بگیرند. برای انجام این کار، آنها باید در یک موقعیت برابر قرار بگیرند. آنچه در هشتم و نهم ژانویه امسال رخ داد، یک کشتار بود. به گونهای که ۴۰ هزار نفر در کمتر از ۲۴ ساعت کشته شدند. این نمیتواند دستاورد هیچ کشوری باشد که باور دارد مردم ایران باید آزاد شوند. در واقع آنها خواستار این مداخله شدند، تا راهی برای خروج پیدا کنند.»
شاهزاده با اشاره به سخن «ژنرال کین» افزود: «ژنرال کاملا درست میگوید. این رژیم به مردم ایران اهمیتی نمیدهد. اگر اهمیت میداد، ما را به نقطه فروپاشی کامل و انزوا در نتیجه جنگافروزی و تروریسم خود نمیرساند. اما نیروی اصلی روی زمین همیشه مردم ایران بودهاند و باید هم خود مردم ایران باشند. اما آنها به کمک بیشتری نیاز دارند و من کاملا موافقم که ادامه دادن مسیر، بهترین راه حل است.»
این توصیف، تصویری از یک نقطه عطف تاریخی ارائه میدهد. لحظهای که در آن، فشارهای انباشتهشده میتواند به تغییری بنیادین منجر شود. در ادامه، تاکید او بر ضرورت تداوم و تشدید این فشارها چنین بیان میشود: « فشار را بر آنها حفظ کنید و زیرساختهای رژیم را هدف قرار دهید. اطمینان حاصل کنید که مردم ایران اکنون فرصتی دارند تا سرانجام دوباره به خیابانها بازگردند. نگذاریم این کار، نیمهتمام رها شود. تا پایان راه برویم، باید آن را به لبه سقوط برسانیم.»
در این چارچوب، «فشار» صرفا یک ابزار سیاسی نیست، بلکه بخشی از فرآیندی گستردهتر است که به گفته او باید به یک نقطه تعیینکننده برسد: «ضربه تعیینکننده، ضربه نهایی.»
با این حال، آنچه در این روایت برجسته میشود، تمایز میان «ساختار قدرت و مردم» است؛ تمایزی که بارها مورد تاکید قرار میگیرد: «هدف، جمهوری اسلامی است، نه خود کشور.»
این نگاه، در فضای رسانهای مسیحی میتواند یادآور مفهومی عمیقتر باشد: جداسازی میان ساختارهای ظلم و انسانهایی که در درون آن زندگی میکنند، جایی که امید به رهایی، همچنان برای مردم حفظ میشود حتی اگر ساختارها در معرض فروپاشی باشند.
در پیوند با نقش مردم، چشمانداز آینده نیز با لحنی انتظارآمیز ترسیم میشود: «زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است.»
این جمله، نهفقط یک پیشبینی سیاسی، بلکه نشانهای از آمادگی یک جامعه برای بازیابی صدای خود تلقی میشود؛ صدایی که ممکن است در مقطعی خاموش شده باشد، اما از میان نرفته است.
مجموع این اظهارات، تصویری از یک مسیر مرحلهای ارائه میدهد: «فشار بر ساختار، تضعیف انسجام قدرت، ایجاد شکاف در نیروهای حکومتی و فراهم شدن زمان مناسب برای بازگشت مردم به خیابانها.» در این میان، مفهوم «فرصت» جایگاه ویژهای دارد؛ مفهومی که بارها در سخنان او تکرار میشود: «اکنون یک فرصت طلایی در اختیار داریم.»
در ادبیات ایمانی، «فرصت» اغلب با «زمان مناسب» یا «لحظه تعیینشده» پیوند دارد؛ لحظهای که اگر بهدرستی درک شود، میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. در این نگاه، آنچه امروز در حال شکلگیری است، صرفا یک تحول سیاسی نیست، بلکه میتواند نقطهای برای بازگشت امید به دل جامعه باشد.
گفتوگوی شاهزاده پهلوی با شبکه فاکس نیوز، در مجموع روایتی از یک نگاه راهبردی است که در آن «فشار هدفمند» نه پایان مسیر، بلکه آغازی برای مرحلهای تازه تعریف میشود، مرحلهای که در آن، حضور مردم میتواند معنا و جهت نهایی تحولات را تعیین کند.
در نهایت، این روایت بیش از هر چیز بر یک ایده محوری تاکید دارد: اینکه حتی در تاریکترین شرایط، امکان گشایش وجود دارد و گاه، فشار بر ساختارهای سخت و بسته، میتواند همان عاملی باشد که راه را برای بازگشت صداها، حرکتها و امیدها باز میکند.




