شکست طرح جمهوری اسلامی در تنگه هرمز با «نه» قاطع منطقه به جاهطلبی تهران

شکست طرح جمهوری اسلامی در تنگه هرمز با نه قاطع کشورهای منطقه، نشانهای از انزوای فزاینده تهران و تغییر معادلات منطقهای علیه ایران است.
در شرایطی که تنشهای منطقهای همچنان ادامه دارد، نشست اخیر سران شورای همکاری خلیج فارس در جده، به صحنهای برای اعلام مخالفت صریح با طرح جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز تبدیل شد؛ طرحی که بر اساس آن، تهران قصد داشت از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند و نفوذ خود را بر این گذرگاه حیاتی افزایش دهد.
این نشست که نخستین گردهمایی این شورا پس از آغاز درگیریهای اخیر در منطقه بود، به بررسی تحولات منطقهای و هماهنگی برای مواجهه با آنها اختصاص داشت. با این حال، موضوع تنگه هرمز و نگرانی از اقدامات یکجانبه ایران، به یکی از مهمترین محورهای گفتوگوها بدل شد.
بر اساس گزارش رسانههای بینالمللی، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سفر اخیر خود به عمان پیشنهادی را مطرح کرده بود که بر اساس آن، کنترل تنگه هرمز میان ایران و عمان تقسیم شود.
این پیشنهاد اما با واکنش سرد و در نهایت رد صریح مواجه شد. عمان که همواره بهعنوان میانجی در بحرانهای منطقهای شناخته میشود، اینبار نیز ترجیح داد از ورود به طرحی که میتوانست تنشها را افزایش دهد، خودداری کند.
یکی از منابع آگاه در اینباره گفته است: «کشورهای خلیج فارس ممکن است ببخشند، اما آنچه ایران انجام داده را فراموش نخواهند کرد.»
او همچنین تاکید کرده است: «کشورها هیچ علاقهای به پرداخت هزینه بازسازی ایران ندارند و اجازه نخواهند داد تهران کنترل این گذرگاه حیاتی را در دست بگیرد.»
کارشناسان معتقدند موضع کشورهای خلیج فارس در این زمینه با دیدگاههای ایالات متحده همراستا است. مقامهای آمریکایی بارها تاکید کردهاند که ایران نباید امکان کنترل تنگه هرمز یا دریافت عوارض از کشتیها را داشته باشد.
در همین زمینه، «الکس پلیتساس» از مقامهای پیشین وزارت دفاع آمریکا، گفته است: «کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از موضع دولت آمریکا حمایت میکنند و میگویند ایران نمیتواند تنگه هرمز را کنترل کند یا از آن عوارض دریافت کند یا هر زمان که بخواهد آن را ببندد.»
او همچنین هشدار داده است که اقدامات اخیر تهران نتیجهای معکوس داشته و روابط این کشور با همسایگانش را دههها به عقب برده است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
در ماههای اخیر، تهدید به بستن این تنگه یا اعمال محدودیت بر عبور کشتیها، به یکی از ابزارهای فشار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ رویکردی که اکنون با مخالفت گسترده منطقهای روبهرو شده است.
همزمان با این تحولات، مذاکرات میان ایران و آمریکا که در اسلامآباد در جریان بود، متوقف شده و چشمانداز روشنی برای ادامه آن وجود ندارد. این وضعیت، نگرانیها درباره افزایش تنشها را تشدید کرده است.
در همین حال، قطر خواستار پایان سریع جنگ شده، اما بر پایداری صلح تاکید دارد. سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور گفته است: «ما نمیخواهیم در آینده نزدیک شاهد بازگشت درگیریها در منطقه باشیم.»
او همچنین افزود: «ما نمیخواهیم شاهد یک درگیری منجمد باشیم که هر بار به دلایل سیاسی دوباره شعلهور شود.»
مجموع این تحولات نشان میدهد که جمهوری اسلامی در تلاش برای گسترش نفوذ خود در یکی از حساسترین نقاط جهان، با مقاومت جدی و هماهنگ کشورهای منطقه روبهرو شده است.
در شرایطی که سطح بیاعتمادی به تهران افزایش یافته و صبر کشورهای منطقه رو به پایان است، هرگونه اقدام تنشزا میتواند پیامدهایی گسترده و غیرقابل پیشبینی به همراه داشته باشد.
آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار است، این است که سیاستهای تقابلی نهتنها به تقویت موقعیت ایران منجر نشده، بلکه آن را در موقعیتی دشوارتر و منزویتر قرار داده است.




