ایران در توهم فتنه خارجی، وقتی حکومت حقیقتِ سرکوب را میپوشاند

علی خامنهای، آمریکا و معترضان را مقصر آشوب داخل ایران دانست، اما هزاران کشته و نقش ماموران حکومتی را نادیده گرفت.
آیتالله علی خامنهای در سخنرانی رسمی اخیر خود، ضمن اتهامزنی مستقیم و بیسابقه به رئیسجمهور آمریکا، ادعا کرد که واشینگتن بهطور مستقیم در اعتراضهای اخیر ایران دخالت داشته و آن را «فتنه آمریکایی» خواند. او گفت: «قاطعانه میگویم که هدف آمریکا از فتنه اخیر، بلعیدن ایران بود.» وی همچنین افزود که سیاست واشینگتن در همه دولتهای متوالی این بوده که بر کشور مستقل ایران تسلط پیدا کند، ادعایی که بیپایه و تکرارگرِ روایت رسمی تهران است.
خامنهای دونالد ترامپ را مجرم خواند، نه صرفا بهخاطر تحریمها، بلکه بهدلیل «تهمت، خسارات و تلفات» اعتراضها، ادعایی که با تحلیلهای مستقل رسانهها و حقوق بشری، قابل تاویل و نقد است.
او نه تنها نقش حکومت در قتلعام معترضان را رد نکرد، بلکه تلاش کرد معترضان را عامل مرگ چند هزار نفر جا بزند و آنان را متهم به ارتباط با «آمریکا و اسرائیل» کند، ادعایی که هنوز بیمدرک و قابلتایید مستقل نیست.
خامنهای همچنین گفت: «ما بنا نداریم کشور را به سمت جنگ ببریم، اما مجرمان داخلی را هم رها نخواهیم کرد»، موضعی که هم تهدید و هم توجیه سرکوب داخلی را دربر میگیرد.
برخلاف آنچه مقامات ایران میگویند، دادههای مستقل وضعیت متفاوتی را نشان میدهد:
- گروههای حقوق بشری گزارش دادهاند که مرگومیر اعتراضها ممکن است به چند هزار نفر رسیده باشد، مسئلهای که حتی خامنهای هم بهطور غیرمستقیم پذیرفت.
- منابع مستقل، شمار کشتهشدگان را بسیار بیش از ۱۵ هزار نفر برآورد کردهاند و تاکید دارند این اعداد میتواند بهمراتب بیشتر هم باشد، زیرا به دلیل قطع اینترنت و سرکوب اطلاعات، تائید آمار بسیار دقیق امکانپذیر نیست.
- همچنین گزارشهای حقوق بشری از هزاران بازداشت، شکنجه و تهدید به اعدام حکایت دارند، از جمله پرونده افرادی که محکوم به اعدام شدهاند و اجرای حکم آنها هنوز در ابهام است.
در مقابل، دولت ایالات متحده تحت رهبری ترامپ، بارها اذعان کرده که اطلاعات دقیقی از میزان خشونتها ندارد، ولی نسبت به ادامه سرکوب هشدار داده و از توقف اجرای احکام اعدام معترضین خبر داده که خود با واکنش مسئولان قضایی ایران مواجه شده است.
در روزهای اخیر، ترامپ بارها گفته است که اگر سرکوبها ادامه یابد، واکنش شدیدی در پیش خواهد گرفت. به گفته او، موارد اجرای حکم اعدام بیش از ۸۰۰ نفر لغو شده (هرچند ایران این ادعا را رد کرده است). با این حال، تهدید حضور نظامی صریح، تاکنون رخ نداده و او به ظاهرسازی دیپلماتیک پرداخته است.
ایران در پاسخ به این تهدیدها، نه تنها اتهامات علیه آمریکا و اسرائیل را تکرار کرده، بلکه هشدار داده که هرگونه حمله را با «پاسخ شدید» مواجه خواهد کرد، تهدیدی که میتواند منطقه را به آستانه یک بحران فراگیر نظامی برساند.
خامنهای در سخنرانی خود علیه آمریکا موضع گرفت، اما همزمان نقش نیروهای امنیتی ایران در قتلعام معترضان را انکار یا کمرنگ کرد. این نوع روایت، مشهور به «بازسازی واقعیت برای مشروعیتسازی» است، وقتی حکومت میکوشد مسئولیت واقعی سرکوب و خشونت را به عوامل خارجی یا خودِ مردم معترض نسبت دهد، نه به ساختار قدرت.
ایجاد تصویر «فتنه آمریکایی»، عملا اعتراضات مردمی داخلی را از مطالبات مشروع دور میکند و آنها را به پروژههای سیاسی خارجی تقلیل میدهد. این تاکتیک، در گذشته نیز بارها در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی دیده شده است.
اتهام به اینکه ترامپ «فتنهگران را تشویق کرد» یا «آمریکا خواستار بلعیدن ایران» است، صرفا تکرار روایتهای تبلیغاتی حکومتی است و نه تحلیل مبتنی بر شواهد مستند. اگرچه مداخلات رسانهای و سیاسی آمریکا در جریان اعتراضات وجود داشته، اما اینکه این اعتراضات را صرفا محصول توطئه خارجی بدانیم، با واقعیتهای میدانی و گزارشهای مستقل مطابقت ندارد.
پذیرفتن مرگ هزاران نفر در اعتراضات توسط رهبر ایران، بهنوعی اعتراف ضمنی به شدت سرکوب است؛ اما با اینکه مسئولیت آن را بهصورت مستقیم نمیپذیرد، سعی دارد آن را به «اغتشاشگران» و «دشمن خارجی» نسبت دهد.
این سخنرانی و واکنشهای بینالمللی، نشان میدهد که بحران ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به تقابل روایتها، مسئولیتزدایی و بازیهای قدرت تبلیغاتی تبدیل شده، جایی که حقیقت میدانی (کشتهشدگان، سرکوب، بازداشتها)، درگیر بازیهای رسانهای و سیاسی شده است.
اگر بخواهیم این وضعیت را در یک جمله خلاصه کنیم: «در میانه اعتراضهای مردمی، حکومت ایران بهجای پاسخگویی درباره سرکوب، با تکرار ادعاهای بیمدرک علیه آمریکا و معترضان، تلاش میکند واقعیت تلخ داخلی را پشت اتهامهای خارجی پنهان کند.»




