اعتراف «سرافراز» به افشای حقیقتِ سرکوب و کشتار و جمهوری اسلامی در بحران

وقتی یکی از چهرههای سابق نظام میگوید: «آنقدر خون ریخته شده که حقایق با روایتهای ساختگی قابل کتمان نیست»، تصویر واقعیتر از کشتار و سرکوب در ایران نمایان میشود.
«محمد سرافراز» رئیس سابق صداوسیمای جمهوری اسلامی، در یک اعتراف بیسابقه و بیپرده از وضعیت سرکوب در ایران، ، رسما از حجم «خونِ ریخته شده» سخن گفته و این واقعیت را که دیگر نمیتوان آن را با روایتهای دولتی پنهان کرد، علنی ساخته است.
این اظهارنظر که از سوی یکی از افرادی مطرح میشود که زمانی مسئول یکی از مهمترین ابزارهای رسانهای نظام بود، به شدت اعتبار روایت رسمی درباره اعتراضات و سرکوبها را زیر سئوال میبرد.
«آنقدر خون ریخته شده که دیگر حقایق با روایتهای ساختگی قابل کتمان نیست.»
محمد سرافراز
این جمله، در حساب رسمی او در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده که نه تنها یک نقد ساده نیست، بلکه گواه تلخی است بر آنچه سالها رسانههای حکومتی تلاش کردند کماهمیت یا حتی غیرواقعی جلوه دهند. سرافراز که از آبان ۱۳۹۳ تا اردیبهشت ۱۳۹۵ رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود و بعدها به منتقد سیاستهای حکومت بدل شد، با این جملات، به یکی از حساسترین آسیبها اشاره کرده است: «آمار بالای قربانیان و تلاش برای پنهان کردن واقعیت.»
اظهار نظر سرافراز در حالی منتشر شده که به گزارش منابع مستقل و رسانههای بینالمللی، شمار کشتهشدگان در جریان اعتراضات سراسری در ایران، بسیار بیشتر از آمار رسمی اعلامشده است. گروههای رسانهای و دادهمحور، از جمله گزارشهای «ایراناینترنشنال» و منابع مستقل، مرگ هزاران نفر را در ماههای اخیر تایید یا اعلام کردهاند که بسیار بالاتر از رقم رسمی «۳,۱۱۷» جانباختهای است که از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام شد.
برخی از این گزارشها حتی آمارهای ۱۲ هزار تا ۱۷ هزار کشته در اعتراضات مردمی ایران و سپس بیش از ۳۶ هزار کشته را نیز نقل کردهاند، هرچند قادر به تایید مستقل این ارقام نیستند.
روایتهای شاهدان عینی نیز تصویر خشونت مرگبار نیروهای امنیتی را برجستهتر میکنند؛ کسانی که حتی در مناطق شهری مانند رشت، ساری و یزد به گفته شاهدان محلی، با تیراندازی مستقیم و استفاده از گلولههای جنگی به معترضان و غیرنظامیان حمله کردهاند.
سرافراز نه تنها بهعنوان یک تحلیلگر بیرونی حرف نمیزند، بلکه فردی است که سالها در راس رسانه حکومتی قرار داشته و درک دقیقی از تلاشهای سیستماتیک برای کنترل و دستکاری اطلاعات داشته است. رسانههایی مانند صداوسیما و شبکههایی که او در مدیریتشان نقش داشته، بهعنوان ابزارهای رسمی اطلاعرسانی حکومت، بارها به انتشار اعترافهای اجباری و روایتهای جهتدار متهم شدهاند که از جمله نشانههای گستردهتر کنترل رسانه و سانسور در ایران هستند.
این انتقاد از سوی چهرهای که سابقا یکی از مهرههای کلیدی رسانه حکومتی بوده، نشان میدهد که حتی در درون ساختار نظام نیز تردید نسبت به روایت رسمی وجود دارد، بهویژه زمانی که حجم «خون ریختهشده» و سرکوب، به حدی رسیده که نمیتوان منکر آن شد.
در کنار اعترافات داخلی، تنشهای سیاسی خارجی نیز تشدید شده است. روسیه هنوز از امکان مذاکره بین تهران و واشنگتن سخن میگوید، اما ناظرانی نیز هشدار دادهاند که توسل به زور میتواند منطقه را در هرجومرج فرو برده و پیامدهای خطرناکتری به دنبال داشته باشد.
از سوی دیگر، ایالات متحده به صراحت اعلام کرده که در صورت عدم رسیدن به توافق، اقدامات نظامی بعدی «بسیار بدتر» خواهد بود و ایران نیز پاسخ به هرگونه تعرض را «دردناکتر از قبل» توصیف کرده است، اظهاراتی که بازتابدهنده وضعیت فوقالعاده بحرانی در منطقه است.
در مجموع وقتی یک مدیر رسانهای سابق نظام، میگوید حقیقت خونریزی را نمیتوان با روایتهای ساختگی پنهان کرد، این دیگر صرفا یک جمله انتقادی نیست؛ این یک افشاگری از عمق بحران و ناتوانی حکومت در کنترل واقعیت است.
این سخنان، در کنار اطلاعات مستقل درباره ابعاد سرکوب و کشتهها، نشان میدهد که: «سرکوبها واقعیتر و گستردهتر از روایت رسمی است، حکومت ایران تلاش کرده حقیقت را پنهان کند، اما حتی اعضای سابق رسانهاش این پنهانکاری را رد میکنند و بحران داخلی و فشار خارجی همزمان، ایران را در موقعیتی بیسابقه قرار داده است.»




