«نور پهلوی»: گذار روشن و معتبرِ میان امید به آزادی و تردیدهای جهانی، تنها راه آینده ایران

«نور پهلوی» با تاکید بر ناتوانی سرکوب در خاموشکردن باورهای مردم، از جهان خواست از گذار روشن و معتبر حمایت کند؛ مطالبهای که همزمان با استقبال و تردیدهایی درباره مسیر و بازیگران آینده ایران روبهروست.
نور پهلوی فرزند ارشد شاهزاده رضا پهلوی، در مقالهای که در نشریه «نیواستیتسمن» منتشر شد، کوشیده تا صدای نسلی را بازتاب دهد که هم تجربه سرکوب را زیسته و هم به آیندهای متفاوت میاندیشد. او در این نوشته، با فاصله گرفتن از ادبیات صرفا احساسی، بر این نکته تاکید میکند که مشکل اصلی ایران صرفا در یک دولت یا یک بحران مقطعی خلاصه نمیشود، بلکه در ساختاری نهفته است که سالهاست با خواست و کرامت مردم، بیگانه مانده است.
او مینویسد: «ایرانیان زیر نظامی زیستهاند که نماینده کرامت، آرمانها و میراث آنها نیست. با این حال، سرکوب نتوانسته باور بنیادی آنها را خاموش کند.»
این جمله، بهنوعی هسته اصلی نگاه نور پهلوی است: باور به اینکه خشونت و اجبار، هرچند موقتا صداها را خاموش میکند، اما نمیتواند اراده جمعی برای تغییر را از بین ببرد.
نور پهلوی در ادامه، پای جامعه جهانی را بهمیان میکشد؛ جایی که متن او وارد حوزهای حساس و بحثبرانگیز میشود. او صراحتا میگوید: «جهان باید از گذاری روشن و معتبر حمایت کند. پدرم، چارچوبی برای دولت انتقالی مبتنی بر وحدت و انتخاب دموکراتیک ارائه کرده است و مردم ایران آمادهاند. آیا جهان در کنار آنها خواهد ایستاد؟»
در این بخش، نگاه او با استقبال بخشی از ناظران بینالمللی روبهرو شده که معتقدند بیتفاوتی جهانی، هزینه سرکوب را برای حکومت ایران کاهش داده است. از نگاه این گروه، حمایت سیاسی و دیپلماتیک از یک گذار دموکراتیک، میتواند مانع تکرار سناریوهای خشونتبار شود.
در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که مرز میان «حمایت» و «مداخله» بسیار باریک است و هرگونه نقشآفرینی خارجی، اگر شفاف و محدود نباشد، میتواند مشروعیت روند تغییر را زیر سئوال ببرد یا به شکافهای تازه در جامعه ایران دامن بزند.
نور پهلوی در بخش دیگری از مقالهاش، تصویری روشن از ایران آینده ترسیم میکند: «ایرانیان، کشوری آزاد، کثرتگرا و متحد میخواهند، نه کشوری گسسته بهدست افراطگرایی، انحصارهای ایدئولوژیک یا تقسیم سرزمینی.»
این تصویر، از نظر بسیاری، با خواست عمومی معترضان همخوان است؛ اما همزمان این پرسش مطرح میشود که چه سازوکارهایی میتوانند تضمینکننده چنین آیندهای باشند و چه کسانی باید نقش اصلی را در هدایت این مسیر ایفا کنند.
در همین چارچوب، مواضع اخیر رضا پهلوی نیز اهمیت پیدا میکند. او بارها تاکید کرده است که آینده ایران باید به دست خود ایرانیان تعیین شود و در گفتوگو با «اورشلیمپست» گفته است: «در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه، مردم ایران بار دیگر با شجاعتی مثالزدنی به خیابانها آمدند. آنها از من رهبری و جهتگیری خواستند.»
او همچنین اعلام کرده که حتی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، آماده بازگشت به ایران و حضور در «نبرد نهایی» است؛ موضعی که از سوی حامیانش، نشانه تعهد و شجاعت تعبیر میشود، اما از نگاه منتقدان میتواند انتظارات و مسئولیتهایی فراتر از یک نقش نمادین ایجاد کند.
در مجموع، پیام نور پهلوی و مواضع رضا پهلوی، بازتابدهنده دو واقعیت همزمان است: «از یکسو، سطح بیسابقه نارضایتی، شجاعت معترضان و فرسایش مشروعیت حکومت و از سوی دیگر، ابهام درباره مسیر گذار، نقش رهبران، و چگونگی حمایت جهانی، بدون تحمیل اراده خارجی.»
نور پهلوی با تاکید بر «گذار روشن و معتبر»، تلاش میکند گفتوگو درباره آینده ایران را از سطح شعار، به سطح چارچوب و مسئولیت ارتقا دهد. در عین حال، واکنشها به پیام او نشان میدهد که جامعه ایران و ناظران جهانی، همزمان تشنه امید و نگران تکرار تجربههای پرهزینه گذشته هستند. آینده ایران، بیش از هر زمان دیگر، در نقطه تلاقی امید، احتیاط و انتخابهای دشوار ایستاده است.




