اوج وقاحت حکومتی: عراقچی سرکوب مرگبار خیزش ملی را «برکات مقاومت» خواند

اوج وقاحت حکومتی در سخنرانی عراقچی، که سرکوب مرگبار خیزش ملی ایران را «برکات مقاومت» خواند، حاکی از تمسخر درد و خون مردمیست که هنوز در سوگند هستند.
در یکی از آشکارترین نمایشهای بیشرمانه و توهینآمیز حاکمیت علیه مردم ایران، عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جاری دوشنبه ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ برابر با ۲ فوریه، در مراسمی در مرقد روحالله خمینی، سرکوب مرگبار خیزش ملی ایران را «برکات مقاومت» در برابر آمریکا و اسرائیل خواند؛ سخنانی که عمق بیتفاوتی، وقاحت و تحقیر درد خانوادههای داغدار را بهطرزی بیسابقه آشکار میکند.
عراقچی در این سخنرانی مدعی شد که «اوج اعتراضات مردم در هجدهم، نوزدهم و بیستم دیماه، ادامه جنگ ۱۲ روزه بود» و سپس با لحنی رسمی و بیاحساس، از سرکوب خونین و گلولهباران معترضان بهعنوان نمونهای از «برکات مقاومت» یاد کرد. او افزود: «به زودی برکات این مقاومت را، در عرصه سیاست خارجی خواهیم دید.»
این ادعا بیآنکه کوچکترین اشارهای به کشته و زخمی شدن هزاران شهروند معترض، از جمله زنان و کودکان در جریان اعتراضات سکوتطلبانه و مهارشده رسانهای شود، نشان از یک تحریف اخلاقی و سیاسی کامل است. سخن گفتن از «برکات»، در حالیست که هنوز خانوادههایی در سوگ عزیزانشان هستند و بسیاری از آنها حتی اجازه برگزاری مراسم چهلم یا یادبود برای قربانیان سرکوب را پیدا نکردهاند.
عراقچی همچنین در این سخنرانی پرطمطراق، مدعی شد که جمهوری اسلامی «حق مردم برای اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسد.» این در حالی است که گزارشهای مستقل حقوق بشر و ناظران جهانی، به طور مستند نشان دادهاند که اعتراضات دیماه ایران در سال ۱۴۰۴، با استفاده بیرحمانه از سلاح گرم، تیراندازی مستقیم، شکنجه و بازداشتهای گسترده از سوی نیروهای امنیتی و نظامی روبهرو شد و هزاران نفر کشته و زخمی شدند، بهویژه در روزهای ۱۸ تا ۲۰ دیماه که مردم در اعتراض به شرایط اقتصادی و سیاسی در شهرهای مختلف تجمع کردند.
بهعبارتی، آشکارا خون معترضان را «برکت» و بیعدالتی را افتخار میدانند. در دهههای اخیر، جمهوری اسلامی بارها واژه «مقاومت» را بهگونهای آهنگین و شعارگونه به کار برده تا گفتمانهای سیاسی و نظامی خود را توجیه کند، اما این بار از همان واژه برای تحریف واقعیت تلخ و تمسخر واقعیات زندگی مردم ایران بهره برده است.
این سخنان، حکایت از چهره واقعی حکومتی دارد که نه فقط در میدان سرکوب، بلکه در عرصه روایتسازی نیز به یک پوچی اخلاقی رسیده است؛ جایی که درد و قربانیان یک خیزش ملی، به ابزار تبلیغاتی تبدیل میشوند تا معنادار جلوه دادن منطق نظام ادامه یابد.
ناظران سیاسی و حقوق بشری معتقدند که این نوع ادبیات و رویکرد، نه تنها واقعیتهای کشتار معترضان و نقض سیستماتیک حقوق بشر را پنهان نمیکند، بلکه باعث عمیقتر شدن فاصله بین حاکمیت و جامعه میشود. وقتی سخنگویان رسمی دولت، مرگ و خون مردم را ذیل واژگانی چون «مقاومت» تعریف میکنند، دیگر هیچچیز جز یک بحران مشروعیت تمامعیار باقی نمیماند.
این رویکرد همچنین نشان میدهد که جمهوری اسلامی نه تنها قادر به پذیرش و پاسخگویی به خواستههای مشروع مردم نیست، بلکه حتی زبان و ادبیات رسمی خود را نیز به ابزار توجیه سرکوب و بیحرمتی به سوگواران تبدیل کرده است. تنها در چنین بستری است که میتوان فهمید چرا اعتراضات و حرکتهای مردمی نهتنها خفه نمیشوند، بلکه روزبهروز عمیقتر، گستردهتر و خشمگینتر میگردند؛ چرا که مردم، دیگر پذیرای تحریف، سرکوب و تمسخر خون عزیزانشان نیستند.




