اعتراف یک نیروی سرکوب درباره جنایتهای بیرحمانه حکومت علیه مردم

روایت تکاندهنده یک نیروی سرکوب از کشتار و عملیات طراحیشده حکومت، حاکی از افشاگری درباره توزیع سلاح بین اراذل، تیر خلاص به زخمیها و استفاده از کامیونهای یخچالدار برای حمل اجساد میباشد.
در روزهای خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه، خیابانهای تهران به صحنه یکی از هولناکترین عملیات سرکوب در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد، رویدادی که نهفقط واکنش به اعتراضات مردمی بود، بلکه بهگفته شماری از ناظران و شاهدان، عملیاتی برنامهریزیشده، گسترده و هدفمند برای کشتار بیرحمانه مردم معترض به شمار میرود.
در حالیکه منابع بینالمللی و گزارشهای رسانههایی مانند رویترز، اجرای سرکوبهای شدید را تایید کردهاند، یک نیروی امنیتی سرکوب که با نام مستعار کاظم معرفی میشود، اکنون جزئیات تکاندهندهای از نحوه مشارکت، دستورها و عملیات در قلب این سرکوب را فاش کرده است.
کاظم، مردی ۴۰ ساله و ساکن تهران که به دلیل وابستگیهای خانوادگی، در گذشته با نهادهای حکومتی ارتباط داشته، میگوید در جریان این دو شب خونین در نقش عضوی از ماشین سرکوب قرار داشته است، هرچند تاکید میکند: «دست من به خون کسی آغشته نیست.»
او میگوید پس از مدتی بازداشت در اطلاعات سپاه پاسداران که آن را «یک اشتباه بد» میداند، با شرط همکاری آزاد شده و تحت فشار و تهدید جانی، مجبور به همراهی با نیروهای امنیتی شده است.
او روایت میکند که عصر چهارشنبه ۱۷ دیماه، تماسی دریافت کرده و به ناگاه به پادگان ولیعصر سپاه پاسداران فراخوانده شده است؛ مرکزی که ارسال و مدیریت نیروهای سرکوب در تهران از آنجا هدایت میشود.
در روایت کاظم، او توضیح میدهد که نیروها در آن جلسه به گروههای مختلف تقسیم شدند؛ برخی لباسشخصی یا ظاهر کارمندی بودند و بخش دیگری تیپ اراذل و اوباش داشتند: «غیر از چند نفر آشنا، دو تیپ آدم آنجا دیده میشد. شماری هم تیپ اراذل و اوباش بودند و همینها خیلی هم وحشیانه رفتار میکردند.»
او میگوید به تعدادی از افراد آموزش کوتاه اسلحه داده شد و براساس تجربه، مجوز استفاده از کلاشنیکف، کلت کمری و گلولهها بین افراد توزیع شد. این توزیع بیسابقه سلاح میان افراد غیرنظامی و لباس شخصی، برخلاف ادعای رسمی حکومت است که گفته بود تنها نیروهای رسمی در سرکوب شرکت داشتهاند. منابع حقوق بشری نیز پیشتر، از حضور نیروهای غیررسمی و لباسشخصی در سرکوبها گزارش دادهاند.
وی از دو الگوی تازه در کشتار در این شبها پرده برداشته است که به گفته خودش، قبلا سابقه نداشته است. یکی شکار «لیدرها» یا فعالان برجسته معترضان بود، که کاظم اینگونه توصیف میکند: «آنها پس از شناسایی هدف، از فاصله نزدیک آنها را از پشت سر با کلت میزدند.»
او الگوی دوم را «کمین مرگ» مینامد و میگوید: «جمعیتِ هراسان از صدای تیراندازی را به کوچههای بنبست هدایت میکردند، آنجا قرار بود کسی بازداشت نشود، قرار بود کشته شود.»
این تاکتیکها نشان میدهد که هدف نیروهای سرکوب، نه خنثیکردن اعتراض، که به حداکثر رساندن تعداد کشتهها بوده است.
سختترین بخش روایت، مربوط به مواجهه او با مجروحان در خیابان است. کاظم میگوید: «التماس کرد که بچه کوچک دارم، نزن.» او ادامه میدهد که در همان لحظه شاهد بوده که یک مامور مسلح، به زخمیها تیر خلاص زده است، حتی وقتی فرد بیدفاع التماس میکرد. او افزود: «وقتی از زندهبودنش مطمئن شد، از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»
یکی دیگر از هولناکترین بخشهای روایت، استفاده از کامیونهای یخچالدار شرکت بستنیسازی «میهن» برای حمل اجساد است. کاظم میگوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، اینجا هم از کامیونهای یخچالدار بستنی میهن استفاده شد. من خودم به بار کردن جسدها کمک کردم.»
او حتی شاهد بوده است که یکی از همراهانش گردنبند و گوشواره یک دخترک کشتهشده را قبل از بار زدن کشیده و در جیبش گذاشته است.
منابع مستقل حقوق بشری، از جمله گزارشهای دیدهبان حقوق بشر و دیگر رسانههای معتبر نیز، مواردی از انتقال پیکرهای قربانیان با کانتینرها و کامیونهای غیرحرفهای را تایید کردهاند.
کاظم برآورد میکند که در این دو شب بیش از ۲۰۰ کودک در تهران کشته شدهاند؛ عددی که اگرچه هنوز بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست، اما با شواهد تصویری و گزارشهای میدانی مطابقت دارد.
او حضور نیروهای حشد الشعبی را نیز در شبهای سرکوب در تهران تایید کرده و میگوید: «اکثریت مطلق نیروهای عملکننده، سپاهیها، لباسشخصیها، بسیجیها و امنیتیها بودند، اما تعداد کمی نیروی حشد الشعبی دیدم.»
کاظم همچنین به طور صریح میگوید که آتش زدن بانکها و مساجد، کار خود نیروهای امنیتی بود و در بسیاری موارد قبل از آتش، از مردم خواسته شده بود که محل را ترک کنند تا امکان پاکسازی فراهم شود.
گزارشهای رسانههای بینالمللی و حقوق بشری، از کشتارهای گسترده، استفاده از آتشافروزی و قبضه نیروهای غیررسمی در سرکوبها سخن گفتهاند. همچنین گزارشهای تصویری تایید شده نشان دادهاند که در بسیاری از مناطق، نیروهای امنیتی بهصورت هدفمند علیه جمعیت معترض تیراندازی کردهاند و این در حالی است که معترضان کاملا بیسلاح بودهاند.
روایت کاظم اگرچه تکاندهنده و شخصی است، اما در چارچوب گزارشهای متعدد بینالمللی و شهادت شاهدان عینی قرار دارد. حکومت ایران نهتنها به شکل خشونتآمیز با اعتراضات برخورد کرده، بلکه نسخهای سازمانیافته از سرکوب و قتلعام مردم شامل آموزش و توزیع سلاح به نیروهای غیررسمی، تاکتیکهای کمین مرگ، تیر خلاص به زخمیها و استفاده از امکانات غیرانسانی برای انتقال اجساد را به اجرا گذاشته است.
ایران در قلب یک بحران حقوق بشری قرار دارد که نه فقط اعتراضات را هدف قرار داده، بلکه بهطرزی بیسابقه، جان کودکان، جوانان و شهروندان بیدفاع را در معرض خطر مرگ قرار داده است.




