اخبار ایران

سخنرانی سالانه ترامپ درباره ایرانِ تهدیدگر؛ بازتعریف یک دشمن در قلب کنگره آمریکا

سخنرانی سالانه ترامپ با محور ایران، تهدید امنیت ملی آمریکا را از یک بحث سیاست خارجی، به استدلالی برای اقدام پیش‌دستانه تبدیل کرد.

دونالد ترامپ در تازه‌ترین سخنرانی سالانه خود در کنگره، تمرکز ویژه‌ای بر ایران داشت؛ تمرکزی که از سطح مرور تحولات منطقه‌ای فراتر رفته و به بازتعریف جایگاه جمهوری اسلامی در دکترین امنیت ملی آمریکا انجامید. آنچه او درباره تهران گفت، صرفا توصیف یک رقیب منطقه‌ای نبود، بلکه تلاشی برای صورت‌بندی ایران به‌عنوان «تهدید مستقیم امنیت ملی آمریکا» به شمار می‌رفت.

در این چارچوب، سه مولفه اصلی کنار هم چیده شد: «سرکوب داخلی، سابقه درگیری با نیروهای آمریکایی و خطر موشکی و هسته‌ای.» این چارچوب سه‌گانه، روایتی منسجم می‌سازد که در آن، اقدامِ سخت نه گزینه‌ای اختیاری، بلکه پاسخی قابل توجیه معرفی می‌شود.

ترامپ در بخشی از سخنان خود با اشاره به کشته شدن دست‌کم ۳۲ هزار معترض و روایت صحنه‌هایی از شلیک و اعدام، کوشید حکومت ایران را نه فقط یک بازیگر چالش‌برانگیز، بلکه یک رژیم «خطرناک و بی‌رحم» توصیف کند.

چنین توصیفی، تقابل با تهران را از سطح رقابت ژئوپلیتیک، به سطحی اخلاقی ارتقا می‌دهد. در این روایت، رویارویی احتمالی با ایران می‌تواند در ذهن بخشی از افکار عمومی آمریکا، رنگ و بوی دفاع از ارزش‌های انسانی پیدا کند، نه صرفا موازنه قدرت.

از سوی دیگر، او با اشاره به اینکه ایران توسط افراد بسیار خطرناکی اداره می‌شود، بی‌ثباتی داخلی را به تهدید خارجی پیوند زد. پیام ضمنی وی این است: «نظامی که در داخل، از خشونت گسترده استفاده می‌کند، می‌تواند همان منطق را در خارج نیز دنبال کند. در نتیجه، موضوع تنها سیاست منطقه‌ای نیست، بلکه ماهیتی غیرقابل پیش‌بینی و ایدئولوژیک پیدا می‌کند.»

ترامپ با یادآوری کشته و زخمی شدن هزاران نظامی آمریکایی بر اثر بمب‌های کنار جاده‌ای، گذشته‌ای را احضار کرد که در آن جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آسیب به آمریکایی‌ها معرفی می‌شود. اشاره او به حذف «قاسم سلیمانی» نیز در همین چارچوب معنا می‌یابد؛ اقدامی که در سال ۲۰۲۰ تنش تهران – واشینگتن را به اوج رساند. اما نقطه عطف سخنان او جایی بود که گفت ایران در حال توسعه موشک‌هایی است که به‌زودی به ایالات متحده خواهند رسید.

در ادبیات امنیتی آمریکا، لحظه‌ای که تهدید از مرزهای منطقه‌ای عبور کند و به خاک آمریکا برسد، معادله تغییر می‌کند. تا زمانی که خطر محدود به خاورمیانه باشد، مخالفت با مداخله نظامی آسان‌تر است؛ اما وقتی شهرهای آمریکایی در معرض خطر بالقوه تصویر شوند، گفتمان از «انتخاب جنگ» به «پیشگیری از فاجعه» تغییر مسیر می‌دهد.

در واقع، ترامپ منطق اقدام پیش‌دستانه را بازسازی می‌کند: «اگر امروز واکنش نشان داده نشود، فردا ممکن است دیر باشد.»

رئیس‌جمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد که «هرگز اجازه نخواهد داد بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان، به سلاح هسته‌ای دست یابد.» این گزاره بر یک اجماع دیرینه در سیاست واشینگتن تکیه دارد: جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران، فارغ از اینکه چه حزبی در قدرت باشد.

او با اشاره به «عملیات چکش نیمه‌شب» و ادعای نابودی برنامه هسته‌ای ایران، سپس این ادعا که تهران دوباره همه‌چیز را از نو آغاز کرده است، چرخه‌ای تکرارشونده ترسیم کرد: «ما نابود کردیم، آن‌ها بازسازی کردند. هشدار دادیم، آن‌ها گوش ندادند.»

این چارچوب، حتی مذاکرات احتمالی را نیز در جایگاهی خاص قرار می‌دهد. از نگاه او دیپلماسی آزموده شده، اما ایران هنوز آن کلمات کلیدی را بیان نکرده است: «هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت.» در چنین روایتی، اگر گفت‌وگوها به نتیجه نرسد، مسئولیت شکست متوجه تهران خواهد بود.

این موضع در امتداد تصمیم ترامپ در سال ۲۰۱۸ برای خروج از برجام نیز قابل تحلیل است؛ توافقی که او آن را ناکافی می‌دانست و وعده داده بود با فشار حداکثری جایگزین شود.

ترامپ در عین حال تاکید کرد که «ترجیح من دیپلماسی است»، اما افزود «هرگز در مقابله با تهدید علیه آمریکا تردید نخواهم کرد.» این ترکیب، نسخه‌ای معاصر از دکترین «صلح از طریق قدرت» است؛ رویکردی که در سیاست خارجی جمهوری‌خواهان سابقه‌ای طولانی دارد.

چنین چارچوبی، او را در جایگاه رهبری نشان می‌دهد که ابتدا مسیر مذاکره را می‌آزماید، اما در صورت احساس خطر مستقیم، عقب‌نشینی نمی‌کند. این پیام برای پایگاه محافظه‌کار جذاب است: نه جنگ‌طلب بی‌محابا، نه سیاستمداری منفعل.

در مجموع، سخنرانی ترامپ سه سطح از مشروعیت را برای هر اقدام احتمالی ترسیم می‌کند:

  1. مشروعیت اخلاقی: مقابله با حکومتی که به گفته او مردم خود را سرکوب می‌کند.
  2. مشروعیت تاریخی: پاسخ به گذشته‌ای که در آن آمریکایی‌ها آسیب دیده‌اند.
  3. مشروعیت پیش‌دستانه امنیتی: جلوگیری از تهدید موشکی و هسته‌ای علیه خاک آمریکا.

با این ترکیب، ایران از یک موضوع منطقه‌ای به مسئله‌ای مرتبط با امنیت ملی آمریکا تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، اگر کاخ سفید تصمیم به اقدام محدود یا گسترده بگیرد، می‌تواند آن را نه ورود به یک جنگ انتخابی تازه در خاورمیانه، بلکه حرکتی ضروری برای دفاع از شهروندان آمریکایی معرفی کند.

به بیان دیگر، این سخنرانی صرفا مجموعه‌ای از هشدارها نبود، بلکه تلاشی برای آماده‌سازی ذهنی افکار عمومی و کنگره در برابر سناریویی بود که در آن، در صورت ناکامی دیپلماسی، اقدام نظامی به‌عنوان گزینه‌ای قابل توجیه مطرح شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا