از سرکوب خونین تا رهبری موروثی؛ انتقال قدرت از علی خامنهای به مجتبی و خشم و تردید گسترده

انتخاب مجتبی خامنهای پس از مرگ پدرش به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در حالی رخ داد که بسیاری این انتقال قدرت را ادامه مسیر «سرکوب خونین و رهبری موروثی» در ایران میدانند.
در یکی از بحثبرانگیزترین تحولات سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای فرزند علی خامنهای را به عنوان سومین رهبر ایران معرفی کرد. این تصمیم تنها چند روز پس از کشته شدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی در جریان حملات نظامی آمریکا و اسرائیل اتخاذ شد و موجی از واکنشها و انتقادها را در داخل و خارج از ایران برانگیخت.
طبق اعلام رسمی، مجلس خبرگان طی جلسهای، مجتبی خامنهای را با اکثریت آرا به عنوان رهبر جدید انتخاب کرد؛ انتخابی که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی انتقال قدرت از پدر به پسر را رقم زد.
این تصمیم در شرایطی گرفته شد که ایران درگیر بحرانهای عمیق سیاسی و نظامی است و بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان نشانهای از تمرکز هرچه بیشتر قدرت در حلقههای نزدیک به سپاه پاسداران و جریانهای تندرو یاد میکنند.
انتخاب رهبر جدید در حالی صورت گرفت که هنوز خاطره سرکوب شدید اعتراضات مردمی در ماههای پیش از آن، در ذهن بسیاری از ایرانیان تازه است.
در جریان اعتراضات گستردهای که پس از ناآرامیهای زمستان ۱۴۰۴ در ایران شکل گرفت، نیروهای امنیتی و نظامی به شدت با معترضان برخورد کردند. علی خامنهای در آن زمان معترضان را «اغتشاشگر» خوانده و تاکید کرده بود که باید با آنان برخورد شود.
منتقدان حکومت میگویند دستور سرکوب این اعتراضات، مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی صادر شده بود و همین موضوع باعث شد اعتراضات مسالمتآمیز در بسیاری از شهرها به خشونت کشیده شود.
این سرکوب خونین، به باور فعالان حقوق بشر، یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ جمهوری اسلامی محسوب میشود و هنوز درباره ابعاد واقعی قربانیان آن بحثهای فراوانی وجود دارد.
مجتبی خامنهای که متولد ۱۹۶۹ در مشهد است، سالها در پشتصحنه ساختار قدرت در ایران فعالیت داشته و به عنوان یکی از نزدیکترین چهرهها به سپاه پاسداران شناخته میشود.
تحلیلگران سیاسی معتقدند که او در میان جناحهای اصولگرای تندرو، نفوذ قابل توجهی دارد و به همین دلیل بسیاری انتظار دارند سیاستهای جمهوری اسلامی در دوران رهبری او حتی رادیکالتر شود. برخی گزارشها نیز حاکی از آن است که او در گذشته با نیروهای بسیج و ساختارهای امنیتی مرتبط بوده و در سرکوب اعتراضات داخلی نقش غیررسمی داشته است.
انتخاب مجتبی خامنهای واکنشهای فوری در سطح بینالمللی به همراه داشت. دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به این خبر گفت از این انتصاب خوشحال نیست و آینده این رهبری را نامشخص دانست.
در میان ایرانیان خارج از کشور نیز واکنشها اغلب انتقادی بوده است. برخی مهاجران ایرانی در گفتوگو با رسانهها اعلام کردند که رهبری او را نمیپذیرند و انتخاب وی را نشانهای از تبدیل شدن جمهوری اسلامی به نوعی حکومت موروثی میدانند. در مقابل، سپاه پاسداران و برخی مقامهای رسمی ایران با انتشار بیانیههایی از رهبر جدید اعلام حمایت کردند و بر اطاعت کامل از او تاکید کردند.
برای بسیاری از ناظران، مهمترین نکته در این تحول نه فقط تغییر رهبر، بلکه نحوه انتقال قدرت است. منتقدان میگویند انتخاب فرزند رهبر پیشین، آن هم در ساختاری که قرار بود بر اساس معیارهای مذهبی و قانونی اداره شود، بیش از هر چیز یادآور الگوهای موروثی در حکومتهای سلطنتی است.
به همین دلیل برخی تحلیلگران از این تحول به عنوان «پادشاهی در لباس جمهوری اسلامی» یاد کردهاند؛ توصیفی که نشان میدهد حتی در درون جامعه مذهبی ایران نیز، درباره مشروعیت این انتقال قدرت پرسشهای جدی مطرح شده است.
در حالی که مجتبی خامنهای اکنون به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی قدرت را در دست گرفته، بسیاری معتقدند آینده ایران بیش از هر زمان دیگری با ابهام همراه است؛ کشوری که هم با بحرانهای داخلی عمیق و هم با تنشهای شدید منطقهای روبهروست.
منتقدان حکومت نیز میگویند تا زمانی که مسئله سرکوب اعتراضات، نقض حقوق بشر و تمرکز قدرت در دست یک حلقه محدود حل نشود، تغییر نام رهبر به تنهایی نمیتواند مسیر آینده ایران را تغییر دهد.




