جنایت در سایه سکوت؛ افشای شکنجه و تعرض به پرستاران در بیمارستان رجایی

جنایت در سایه سکوت و روایت شکنجه و تعرض به پرستاران در بیمارستان رجایی، پرده از عمق بیرحمی و فروپاشی اخلاقی برمیدارد.
آنچه از بیمارستان رجایی روایت میشود، فقط یک خبر نیست، یک فریاد خفهشده است. جایی که باید پناه جان انسانها باشد، حالا در این گزارشها به صحنهای از ترس، خشونت و تحقیر تبدیل شده است.
بر اساس روایتهای منتشرشده، پرستارانی که تنها جرمشان نجات جان انسانها بوده، بازداشت و سپس با شدیدترین اشکال خشونت روبهرو شدهاند؛ روایتهایی از شکنجه و حتی تعرض جنسی که نهتنها تکاندهنده بلکه نشاندهنده سقوطی عمیق در مرزهای انسانی است.
در میان گزارشهای منتشرشده، روایت یکی از پرستاران بازداشتشده بیش از همه، ابعاد هولناک ماجرا را آشکار میکند. به گفته یک منبع مطلع، این زن ۳۳ ساله در دوران بازداشت، بارها تحت آزارهای شدید جسمی و جنسی آن هم به دفعات و حتی با اشیاء مختلف مورد تعرض جنسی قرار گرفته و با رفتارهایی مواجه شده که نشان از خشونتی سازمانیافته دارد.
گزارشها حاکی از آن است که شدت آسیبهای واردشده به وی، در حدی بوده که او ناچار به انجام چندین عمل جراحی شده و اکنون با عوارض جدی و دائمی جسمی دستوپنجه نرم میکند. منابع میگویند به دلیل شدت تعرض جنسی، وضعیت جسمی او بهگونهای است که بخشی از دستگاه گوارش او دچار آسیب جدی شده و زندگیاش به مراقبتهای پزشکی مداوم وابسته شده است. همچنین آسیبهای شدید داخلی، نگرانیهای جدی درباره آینده سلامت او ایجاد کرده است.
شاهدان همچنین از شرایط روحی بهشدت بحرانی این پرستار سخن میگویند؛ بهگونهای که بنا بر این روایتها، او پیش از انجام یکی از جراحیها، از پزشکان خواسته اجازه ندهند زنده بماند و اگر زنده بماند، دست به خودکشی خواهد زد. گفته میشود در حال حاضر نیز بهدلیل وضعیت روانی وخیم، تحت مراقبت ویژه قرار دارد.
در همین حال، گزارشهایی از آسیبدیدگی شدید یک پرستار دیگر نیز منتشر شده که او نیز پس از بازداشت نیازمند جراحی شده است. وی نیز به دلیل شدت آسیب وارد شده به دستگاه اندام داخلی در نتیجه تعرض جنسی، بخشی از رودهاش به شدت آسیب دیده و در حال حاضر به وی کیسه کلستومی وصل میباشد. علاوه بر این، به دلیل خونریزی شدید در نتیجه تعرضات جنسی، پزشکان مجبور به تخلیه کامل رحم وی شدهاند.
در بخش دیگری از این روایتها، ادعاهایی درباره اعمال فشار بر خانوادهها برای تامین آزادی بازداشتشدگان مطرح شده است؛ از جمله درخواست مبالغ قابل توجه و همچنین گرفتن تعهداتی از قربانیان برای تغییر روایت آنچه بر آنها گذشته است. از این پرستاران تعهد گرفته شده که پس از آزادی، ادعا کنند که مورد آزار و تجاوز اغتشاشگران قرار گرفتهاند.
این دیگر صرفا یک تخلف نیست، بلکه با چیزی روبهرو هستیم که باید آن را بهصراحت نام برد و آن، نقض عریان کرامت انسانی در یکی از مقدسترین فضاهای اجتماعی یعنی بیمارستان است.
پرستار، نماد شفقت است، فردی سوگند خورده برای نجات، نه برای درگیر شدن در سیاست یا قدرت؛ اما در این روایتها، همین تعهد انسانی به «اتهام» تبدیل شده است. وقتی کمک به یک مجروح میتواند به بازداشت و شکنجه ختم شود، دیگر نهفقط امنیت کادر درمان، بلکه مفهوم انساندوستی زیر سئوال میرود.
شاید تکاندهندهتر از خود این روایتها، سکوتی است که آنها را احاطه کرده است. جهانی که در برابر بسیاری از بحرانها موضع میگیرد، اینجا هنوز صدای قدرتمندی از خود نشان نداده است. این سکوت، برای قربانیان چیزی کمتر از نادیدهگرفتهشدن نیست.
سئوال ساده اما سنگین است: «اگر اینجا واکنشی شکل نگیرد، مرز بعدی کجاست؟»
اگر حتی تنها بخشی از این روایتها درست باشد، ما با زخمی عمیق در وجدان انسانی مواجهیم. زخمی که نهتنها به قربانیان، بلکه به معنای انسانیت آسیب میزند.
در جهانی که ادعای دفاع از کرامت انسان را دارد، سکوت در برابر چنین ادعاهایی، خود به بخشی از بحران تبدیل میشود. این تنها یک گزارش نیست، آزمونی است برای وجدان جهانی.




