اخبار ایران

انهدام پل B1 کرج؛ وقتی هدف فقط نظامیان نیست و نابودی ایران در دستور کار قرار می‌گیرد

انهدام پل B1 کرج نشان می‌دهد هدف فقط اهداف نظامی نیست، بلکه نابودی زیرساخت‌های ایران و وارد کردن ضربه‌ای فراگیر به کشور در دستور کار قرار دارد.

حمله به پل B1 در شهر کرج، تنها یک عملیات نظامی محدود نبود، بلکه نشانه‌ای آشکار از تغییر ماهیت اهداف در جنگی است که بیش از پیش به زیرساخت‌های غیرنظامی گره خورده است. این پل که در منطقه عظیمیه ساخته شده، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های عمرانی سال‌های اخیر در خاورمیانه محسوب می‌شد و قرار بود با اتصال مسیرهای مهمی مانند جاده چالوس به آزادراه تهران ــ شمال، گره ترافیکی این منطقه را کاهش دهد.

پروژه‌ای با این ابعاد (با طولی بیش از یک کیلومتر و ارتفاعی قابل توجه) پس از سال‌ها کار و صرف هزینه‌ای چند هزار میلیارد تومانی، هنوز به بهره‌برداری نرسیده بود که در جریان حملات هوایی، دو بار هدف قرار گرفت و بخش‌هایی از آن فرو ریخت. این در حالی است که به گفته مقام‌های شهری، این پروژه اساسا کاربری غیرنظامی داشته و هیچ‌گاه به عنوان محل استقرار نیروهای نظامی یا تجمع آن‌ها شناخته نمی‌شد.

نکته تکان‌دهنده‌تر، زمان این حمله بود. در روز سیزده‌بدر، زمانی که بسیاری از شهروندان برای گذراندن تعطیلات در فضای سبز اطراف این پل حضور داشتند، حمله انجام شد. گزارش‌ها از کشته شدن ۸ نفر و زخمی شدن ده‌ها نفر حکایت دارد؛ افرادی که نه نظامی بودند و نه نقشی در درگیری‌ها داشتند.

ساعاتی پس از این حمله، دونالد ترامپ با انتشار تصاویری از این اقدام در شبکه اجتماعی خود نوشت: «بزرگترین پل در ایران فرو ریخت و دیگر هرگز از آن استفاده نخواهد شد. اتفاقات بیشتری در راه است!» او همچنین هشدار داد: «وقت آن رسیده است که ایران پیش از آن‌که خیلی دیر شود و چیزی از آن‌چه که بتواند به یک کشور بزرگ تبدیل شود،‌ باقی نماند، توافق کند.»

این لحن، فراتر از یک تهدید نظامی، حاوی پیامی صریح درباره هدف‌گیری کلیت زیرساخت‌های یک کشور است. در ادامه نیز ترامپ بار دیگر تاکید کرد: «ما طی دو تا سه هفته آینده ضربات سختی به آنها وارد خواهیم کرد. ما آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برمی‌گردانیم.»

چنین اظهاراتی، وقتی در کنار انتخاب هدفی مانند یک پل غیرنظامی قرار می‌گیرد، این پرسش جدی را مطرح می‌کند که آیا هدف صرفا تضعیف توان نظامی است یا تخریب بنیان‌های حیاتی یک کشور؟

از سوی دیگر، واکنش مقامات ایرانی نیز بر غیرنظامی بودن این هدف تاکید داشت. عباس عراقچی در واکنش به این حمله اعلام کرد: «هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله پل‌های نیمه‌کاره، هرگز ایرانیان را به تسلیم وادار نخواهد کرد. هر پل و هر ساختمانی، دوباره و این‌بار مستحکم‌تر ساخته خواهد شد؛ اما آنچه هرگز ترمیم نخواهد شد، آسیبی است که به جایگاه، اعتبار و اعتماد به آمریکا وارد شده است.»

با این حال، فراتر از مواضع رسمی، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان می‌دهد. حمله به پلی که نه بهره‌برداری شده بود و نه کاربرد نظامی داشت، آن هم در روزی که مردم عادی در اطراف آن حضور داشتند، به‌سختی می‌تواند در چارچوب «اهداف نظامی» توجیه شود.

از منظر تحلیلگران، این اقدام را باید در چارچوب راهبرد «فشار حداکثری» اما در شکل نظامی‌شده آن بررسی کرد؛ راهبردی که نه‌تنها مراکز نظامی، بلکه زیرساخت‌های حیاتی، از پل‌ها و جاده‌ها گرفته تا شبکه برق را هدف قرار می‌دهد تا زندگی روزمره مردم مختل شود و فشار داخلی افزایش یابد.

گزارش‌هایی از قطع برق در مناطق اطراف و اختلال در زندگی ساکنان پس از این حمله نیز منتشر شد؛ نشانه‌ای دیگر از اینکه پیامدهای این اقدام فراتر از یک هدف نقطه‌ای بوده است. تخریب چنین زیرساخت‌هایی، به‌ویژه در شرایط اقتصادی شکننده، می‌تواند سال‌ها روند توسعه را عقب بیندازد.

در فضای اجتماعی نیز این حمله واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخته است. برخی آن را اقدامی علیه مردم عادی دانسته و نسبت به پیامدهای بلندمدت آن هشدار داده‌اند. گروهی دیگر، در چارچوب مخالفت با جمهوری اسلامی، نگاه متفاوتی دارند؛ اما حتی در میان این دیدگاه‌ها نیز نگرانی درباره آینده کشوری با زیرساخت‌های آسیب‌دیده به چشم می‌خورد.

در نهایت، آنچه حمله به پل B1 کرج آشکار می‌کند، عبور از یک خط مهم است: زمانی که اهداف غیرنظامی به‌طور مستقیم مورد حمله قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان از یک جنگ صرفا نظامی سخن گفت. اینجا، مسئله فراتر از تقابل با یک حکومت است؛ نشانه‌هایی از راهبردی دیده می‌شود که می‌تواند به تضعیف کلی یک کشور و آسیب به زندگی میلیون‌ها شهروند منجر شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا