«روز زمین»، ندای آفرینش برای عدالت و زخمی که بر پیکر ایران مانده است

ریشههای نامگذاری «روز زمین» به اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی بازمیگردد؛ زمانی که نگرانیها درباره سرنوشت آفرینش الهی و بحرانهای زیستمحیطی رو به افزایش بود. در این میان، «جان مککانل» فعال صلح و مسیحی پنطیکاستی، از نخستین کسانی بود که ایده اختصاص روزی برای زمین را مطرح کرد. او در سال ۱۹۶۹ در نشستی وابسته به یونسکو، پیشنهاد داد روزی جهانی برای پاسداشت زمین، صلح و مسئولیت مشترک انسانها در قبال آفرینش تعیین شود. این ایده سرانجام به برگزاری مراسمی در ۲۱ مارس ۱۹۷۰ همزمان با اعتدال بهاری انجامید، رویکردی که بر جنبههای معنوی، وحدت انسانی و مراقبت از خلقت تاکید داشت.
در همان زمان، «گایلورد نلسون» سناتور آمریکایی، با نگاهی متفاوت اما همسو، تلاش کرد توجه افکار عمومی را به بحرانهای زیستمحیطی جلب کند. به ابتکار او، نخستین «روز زمین» در ۲۲ اپریل ۱۹۷۰ برگزار شد؛ رویدادی که با مشارکت گسترده مردم همراه بود و بهسرعت به جنبشی جهانی تبدیل شد.
بدینترتیب، «روز زمین» از دل دو جریان شکل گرفت: یکی با ریشهای معنوی و صلحمحور و دیگری با رویکردی اجتماعی و زیستمحیطی. آنچه امروز در سراسر جهان گرامی داشته میشود، بازتابی از هر دو نگاه است: دعوتی هم به بیداری وجدان انسانی و هم به اقدام مسئولانه برای حفظ زمینی که خداوند به ما سپرده است.
اکنون هر ساله در چنین روزی، میلیونها نفر در سراسر جهان «روز زمین» را گرامی میدارند؛ روزی که به یادآوری مسئولیت مشترک انسانها در قبال حفاظت از سیارهای اختصاص یافته که خانهی همه ماست. نامگذاری این روز به «زمین»، از آن جهت است که توجه جهانیان را به خودِ این سیاره بهعنوان بستر زندگی، خلقت و امانتی الهی جلب کند؛ زمینی که نه تنها منبع حیات، بلکه نشانهای از حکمت و قدرت خداوند است.
در نگاه مسیحی، زمین هدیهای مقدس از سوی خداوند به انسان است. در «پیدایش» اولین کتاب از کتاب مقدس ۲:۱۵ آمده است: «یهوه خدا، آدم را برگرفت و او را در باغ عدن نهاد تا کار آن را بکند و از آن نگهداری نماید.» این آیه بهروشنی نشان میدهد که انسان نه مالک مطلق، بلکه نگهبان و امین آفرینش است.
با این حال، در حالی که بسیاری از کشورها در این روز با کاشت درخت، کاهش آلودگی و افزایش آگاهی عمومی، تلاش میکنند به این مسئولیت پاسخ دهند، واقعیت در ایران چهرهای متفاوت و نگرانکننده دارد.
ایران امروز با بحرانهای عمیق زیستمحیطی مواجه است؛ از خشک شدن دریاچهها و رودخانهها گرفته تا آلودگی شدید هوا و نابودی منابع طبیعی. یکی از دردناکترین جلوههای این بحران، آتشسوزیهای گسترده و مکرر در جنگلها و مراتع است که هر سال بخش بزرگی از پوشش گیاهی کشور را از بین میبرد. این در حالی است که در بسیاری از موارد، نه تنها پیشگیری موثری صورت نمیگیرد، بلکه رسیدگی قانونی و پاسخگویی شفاف نیز وجود ندارد.
از سوی دیگر، در برخی استانهای ایران، مردم همچنان از دسترسی به آب سالم و خدمات بهداشتی محروم هستند، حقوقی که از ابتداییترین نیازهای انسانی به شمار میروند. این محرومیتها نه تنها کرامت انسانی را زیر سئوال میبرد، بلکه نشاندهنده شکافی عمیق در عدالت اجتماعی و مدیریتی است.
همچنین در کتاب مزمور ۲۴:۱ آمده است: «زمین و هر آنچه در آن است از آنِ خداوند است.» این حقیقت یادآور میشود که تخریب زمین، تنها یک بحران زیستمحیطی نیست، بلکه نوعی بیتوجهی به امانت الهی و بیعدالتی نسبت به نسلهای آینده است.
روز زمین فرصتی است برای تامل، نه فقط برای ملتهایی که در مسیر حفاظت از محیط زیست گام برمیدارند، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر، پاسخگویی و احیای رابطهای مسئولانه با طبیعت هستند.
در نهایت، شاید پیام اصلی این روز را بتوان در این پرسش خلاصه کرد: «آیا ما بهعنوان انسان، امانتدار خوبی برای زمینی بودهایم که خداوند به ما سپرده است؟»




