سایه سرکوب بر ایران؛ روایت شهروندان از ترس، اعدام و امید به اعتراضهای تازه

شش ماه پس از اعتراضهای سراسری دیماه، شماری از شهروندان ایرانی در گفتوگو با روزنامه «دیلی میل» از ادامه فضای شدید امنیتی، افزایش اعدامها، گسترش ایستهای بازرسی و فشارهای اقتصادی سخن گفتهاند. این افراد که هویتشان برای حفظ امنیت تغییر داده شده، میگویند ترس به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، اما در عین حال بسیاری از معترضان معتقدند نارضایتی عمومی همچنان رو به افزایش است و اعتراضهای آینده میتواند گستردهتر از گذشته باشد.
شش ماه پس از اعتراضهای سراسری دیماه، گزارش تازه روزنامه «دیلی میل» تصویری از زندگی روزمره در ایران ارائه میدهد که در آن بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی از ادامه بازداشتها، اعدامها، حضور گسترده نیروهای امنیتی و افزایش فشارهای معیشتی سخن میگویند.
این گزارش همزمان با برگزاری مراسم تشییع چندروزه «علی خامنهای» رهبر پیشین جمهوری اسلامی، منتشر شده است؛ مراسمی که به گفته برخی از مصاحبهشوندگان، تلاشی برای نمایش اقتدار حکومت در شرایطی است که نارضایتی عمومی همچنان ادامه دارد.
«آوین» معلمی حدود ۳۰ ساله، در اینباره میگوید: «مردم به مرحلهای رسیدهاند که دیگر از مرگ مانند گذشته نمیترسند. بسیاری معتقدند اگر در اعتراضها کشته نشوند، ممکن است در همین شرایط نیز جان خود را از دست بدهند.» او همچنین پیشبینی میکند که اعتراضهای آینده گستردهتر از اعتراضهای دیماه خواهد بود، زیرا افرادی که پیشتر در تظاهرات شرکت نکرده بودند، اکنون انگیزه بیشتری برای حضور دارند.
«سارا» مربی ورزشی از شمال ایران نیز میگوید: «مردم، کشتهشدگان اعتراضها را فراموش نکردهاند و بسیاری از خانوادهها همچنان در انتظار روزی هستند که عاملان این کشتار پاسخگو شوند.» او وضعیت کنونی را به «زندانی روباز» تشبیه میکند و میافزاید که در برخی شهرهای کوچک، خانوادهها افرادی را که در سرکوب اعتراضها نقش داشتهاند، به خوبی میشناسند. به گفته او، نصب شعارهای حکومتی در ورودی گورستانهایی که قربانیان اعتراضها در آن دفن شدهاند، بر رنج خانوادهها افزوده است.
«آرمان» ساکن تهران، که یکی از بستگان و یکی از دوستانش را در اعتراضها از دست داده، میگوید: «خانوادههای کشتهشدگان، امروز آمادگی بیشتری برای حضور در اعتراضها دارند.» او همچنین مدعی است یکی از آشنایانش که در مرخصی سربازی بود، تنها به دلیل پخش موسیقی، هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد (این ادعا به طور مستقل قابل راستیآزمایی نیست.)
«کامران» شهروندی حدود ۴۰ ساله از تهران، فضای امنیتی را اینگونه توصیف میکند: «هر بار که صدای در خانه را میشنوم، آمادهام تلفن همراهم را نابود کنم تا پیامهایم به دست نیروهای امنیتی نیفتد.» او همچنین ادعا میکند خودروهای نظامی، سلاحهای سنگین و گشتهای مسلح، همچنان در سطح شهر حضور دارند و شبها از بلندگوهای خودروها شعارهای حکومتی پخش میشود. برخی از ادعاهای او، از جمله استفاده از نیروهای شبهنظامی خارجی برای گشتزنی، تاکنون از سوی منابع مستقل تایید نشده است.
«مینا» یکی دیگر از ساکنان تهران نیز میگوید: «ترس به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شده است؛ در محل کار، خیابان، اتوبوس و حتی داخل خانه.» او افزایش مداوم قیمت دارو، مواد غذایی، قبوض خدماتی و سایر هزینههای زندگی را از مهمترین دغدغههای مردم عنوان میکند و میافزاید: «هر اعدام، هر بازداشت و هر ایست بازرسی، پیامی برای وادار کردن مردم به سکوت است.»
در بخش دیگری از این گزارش، فردی که پیشتر بازداشت شده بود، میگوید ماموران امنیتی هنگام بازجویی، نسخه چاپی مطالب منتشرشده او در شبکههای اجتماعی را در اختیار داشتند؛ مطالبی که به گفته او، نشاندهنده حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بود. وی میگوید با وجود آنکه تلفن همراهش تنها حاوی پیامهای عادی بود، پس از مدتی آزاد شد، اما بسیاری دیگر چنین فرصتی پیدا نکردهاند.
همزمان، «محمود امیریمقدم» مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در اینباره میگوید: «حکومت برای حفظ قدرت، بیش از هر چیز بر سرکوب و ایجاد ترس تکیه دارد و اعدامها مهمترین ابزار ارعاب محسوب میشوند.» به گفته این سازمان، تنها در یک ماه گذشته دستکم ۱۰۱ نفر در ایران اعدام شدهاند و از ابتدای سال نیز ۳۶۰ مورد اعدام ثبت شده است، هرچند این آمار توسط منابع رسمی جمهوری اسلامی تایید نشده است.
گزارش مذکور به این نکته اشاره میکند که با وجود تبلیغات رسمی، بسیاری از ایرانیان همچنان نسبت به آینده کشور امیدوار به تغییر هستند. «آوین» نیز در گفتوگوی خود میگوید: «مردم ایران به نقطه جوش نزدیک شدهاند؛ تحول در راه است، فقط مسئله زمان مطرح است.»
در مجموع، گزارش مذکور نشان میدهد که با وجود سرکوب گسترده، احساس نارضایتی در میان بخشی از جامعه ایران همچنان پابرجاست. شماری از افراد مصاحبهشونده معتقدند اعتراضهای بعدی در صورت آغاز، میتواند از نظر گستردگی و مشارکت مردمی فراتر از اعتراضهای دیماه باشد؛ هرچند زمان و چگونگی وقوع آن همچنان نامشخص است.




