اخبار ایران

روایت «افشین جاوید» عضو سابق بسیج، از ایدئولوژی مرگ تا جستجوی آزادی و ایمان

روایت تکان‌دهنده «افشین جاوید» عضو سابق بسیج از درون نظام، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که در آن ایدئولوژی مرگ، سرکوب سیستماتیک و نقض مستمر حقوق بشر، نسل‌هایی از ایرانیان را در چرخه‌ای از خشونت گرفتار کرده است.

گفت‌وگوی اخیر افشین جاوید با روزنامه «اورشلیم پست»، بار دیگر توجه‌ها را به ابعاد پنهان ساختار سرکوب در جمهوری اسلامی ایران جلب کرده است؛ ساختاری که به گفته او، نه‌تنها مخالفان، بلکه حتی نیروهای وفادار خود را نیز در چرخه‌ای از خشونت، شست‌وشوی مغزی و بی‌ارزش‌سازی جان انسان‌ها گرفتار می‌کند.

جاوید در این گفت‌وگو تصویری تلخ از وضعیت روانی جامعه ایران ارائه می‌دهد؛ جامعه‌ای که به باور او، در برابر سه انتخاب ناگوار قرار گرفته است: «مرگ مستقیم به دست حکومت، فرسایش تدریجی روح در سایه سرکوب، یا کشته شدن در درگیری‌های خارجی.» او این وضعیت را نتیجه دهه‌ها سیاست‌گذاری مبتنی بر ترس، ایدئولوژی و سرکوب می‌داند.

او در بخشی از سخنانش می‌گوید: «دیدن مرگ هم‌وطنان دردناک است. من هنوز خود را یک ایرانی می‌دانم و با شنیدن خبر هر مرگی، قلبم به درد می‌آید. اما برای نخستین‌بار، مردم ایران می‌گویند: اگر قرار است مرگی در کار باشد، شاید نوری از آزادی در پسِ آن باشد؛ در غیر این صورت، حکومت در هر حال ما را خواهد کشت، بی‌آنکه هیچ نوری در انتهای این تونل تاریک وجود داشته باشد.»

این جملات، بازتاب ناامیدی عمیقی است که در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از سرکوب اعتراضات مردمی، در میان بخش‌هایی از جامعه ایران شکل گرفته است.

یکی از بخش‌های تکان‌دهنده روایت جاوید، به تجربه او در دوران کودکی بازمی‌گردد؛ زمانی که تحت تاثیر تبلیغات رسمی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، به سوی ایدئولوژی شهادت سوق داده شد.

او با صراحت می‌گوید: «ما نسبت به ارزش زندگی، به طور کامل بی‌حس شده بودیم. زندگی در این تفکر معنای چندانی ندارد؛ آنچه ستایش می‌شود مرگ است، به‌ویژه مرگ در راه جهاد و جنگ مقدس.»

گزارش‌های متعدد بین‌المللی نیز در سال‌های گذشته تایید کرده‌اند که استفاده از نوجوانان در جنگ، یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران بوده است؛ پدیده‌ای که همچنان در حافظه جمعی ایرانیان زنده است.

جاوید پس از بازگشت از جبهه، به عضویت بسیج درآمد؛ نهادی که نقشی کلیدی در کنترل اجتماعی، تحمیل قوانین ایدئولوژیک و سرکوب مخالفان ایفا می‌کند. او از حضور در گشت‌های خیابانی و حتی مواجهه با صحنه‌های اعدام سخن می‌گوید؛ تجربیاتی که به گفته خودش، نقطه آغاز تردیدهای عمیق در باورهایش بود.

او درباره یکی از این صحنه‌ها می‌گوید: «بسیار وحشیانه‌تر از روایت‌های غربی بود. هنگام تماشای آن صحنه، احساس کردم چیزی در درونِ من مرد.»

سازمان‌های حقوق بشری بارها جمهوری اسلامی را به اجرای اعدام‌های غیرشفاف و استفاده ابزاری از مجازات مرگ برای ایجاد رعب متهم کرده‌اند.

در ادامه این مسیر، جاوید ناچار به ترک ایران شد؛ مسیری که با بازداشت، زندان و بی‌ثباتی همراه بود. اما نقطه عطف زندگی او، تجربه‌ای روحانی در زندان بود که مسیر فکری‌اش را تغییر داد.

او این تجربه را چنین توصیف می‌کند: «در اتاقم مشغول دعا بودم که تصویری از عیسی مسیح را دیدم و حضوری درخشان، مقدس و عادل را تجربه کردم. ناگهان احساس کردم باری از دوشم برداشته شد و ندایی درونی به من گفت که بخشیده شده‌ام.»

این تجربه، در تضاد کامل با تصویری بود که او از دین در ساختار رسمی حکومت دیده بود؛ دینی مبتنی بر ترس، مجازات و اجبار.

روایت جاوید، فراتر از یک داستان شخصی، بازتابی از انتقادی گسترده‌تر به ساختار حکومتی در ایران است؛ ساختاری که به گفته منتقدان، طی دهه‌ها با سرکوب آزادی‌های فردی، محدود کردن اقلیت‌های مذهبی از جمله تبدیل‌شدگان از اسلام و استفاده از ابزارهای امنیتی، فضای جامعه را بسته نگه داشته است.

گزارش‌های نهادهایی مانند سازمان عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر نیز، بارها به نقض گسترده حقوق بشر در ایران، از جمله بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و اعدام اشاره کرده‌اند.

اکنون افشین جاوید در خارج از ایران به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند توجه جامعه جهانی را به آنچه «ماهیت واقعی نظام» می‌نامد جلب کند. او معتقد است که سکوت در برابر این وضعیت، به تداوم چرخه خشونت کمک می‌کند.

روایت او، هرچند از منظر برخی بحث‌برانگیز است، اما در یک نکته کلیدی با بسیاری از گزارش‌های مستقل همسو است: اینکه مردم ایران طی سال‌ها با فشارهای گسترده سیاسی، اجتماعی و مذهبی روبه‌رو بوده‌اند و همچنان در جستجوی راهی برای دستیابی به آزادی، کرامت انسانی و آینده‌ای متفاوت هستند.

این گزارش، نه‌تنها داستان یک تغییر فردی، بلکه بازتابی از بحران عمیق‌تری است که همچنان در بطن جامعه ایران جریان دارد؛ بحرانی که پاسخ به آن، نیازمند توجه جدی جامعه جهانی و همبستگی با مردمی است که سال‌هاست هزینه سنگینی برای آرمان آزادی پرداخته‌اند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا