توافق مرگبار با جمهوری اسلامی، نجات رژیم سرکوبگر و تهدید جان ملت است

توافق مرگبار با جمهوری اسلامی، پرسش همدستی را به پیش میکشد. این سیاست نه تنها به نقض حقوق بشر مشروعیت میبخشد، بلکه به نجات یک حکومت سرکوبگر کمک کرده و جان یک ملت را نیز به تهدید وا میدارد.
در حالی که بازیگران اصلی سیاستهای جهانی، در تلاشاند تا بار دیگر میز مذاکره میان واشینگتن و جمهوری اسلامی را گرم کنند، صدای هشدارها و انتقادهای تند نسبت به این مذاکرات بهطور گستردهای بلند شده است. رسانه معتبر «والاستریت ژورنال» صراحتا در یادداشت شورای سردبیری خود میگوید: «زمان معامله گذشته است و هرگونه راهحل دیپلماتیک در وضعیت فعلی، به معنای دادن راه نجات به یک رژیم در حال سقوط است که هزاران تن از مردم خودش را کشته است.»
این رسانه آمریکایی تاکید کرده که پس از ویرانی شدید برنامه هستهای ایران و بخش بزرگی از نیروی نظامی این کشور در حملات ماه ژوئن ۲۰۲۵ و آشکار شدن نفوذ عمیق اطلاعاتی، تهران ضعیفتر از هر زمان دیگری است. والاستریت به نقل از تحلیلگرانش پرسیده است: «اگر قرار است مذاکراتی برگزار شود، چه چیز واقعا برای گفتگو باقی مانده است؟» و هشدار داد که: «هرگونه کاهش تحریمها در این مقطع، تنها به معنای تزریق پول به رژیم برای تقویت دستگاه سرکوب» است، خیانتی آشکار به ایرانیانی که برای آزادی خود ریسک جان دادهاند.»
این انتقادها در شرایطی مطرح میشود که تحولات میدانی ایران نشان میدهد پیامدها برای مردم عادی فاجعهبار بوده است. پس از کاهش شدید ارزش ریال و فشارهای اقتصادی طاقتفرسا، اعتراضات مردمی در شهرهای ایران به نقطهای بحرانی رسیدهاند و رژیم با سرکوب خونین هزاران معترض، نشان داده که ارزشی برای جان انسانها قائل نیست. تحلیلها میگویند که هیچ راهحل واقعی دیپلماتیکی بدون توجه به این واقعیتها، نمیتواند به صلح منجر شود، بلکه این مذاکرات میتواند «راه نجات» را به حکومتی بدهد که هنوز هم در شعارهایش «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را بازتولید میکند.
در حالی که آمریکا و اسرائیل در چند ماه گذشته برتری نظامی خود را در منطقه ثابت کردهاند و تهدیدهای تهران در دریا و آسمان بیپاسخ نمانده، واشینگتن همچنان به دنبال شروع مذاکرات در کشورهای ثالث مثل عمان است؛ اقداماتی که بعضی تحلیلگران آن را بینتیجه و حتی خطرناک میدانند، چرا که تهران حاضر نیست در موضوع موشکی و حمایت از شبهنظامیان عقبنشینی کند و تلاش میکند با دادن امتیازات تاکتیکی، مذاکرات را به پیش ببرد.
از سوی دیگر، تحلیلها حاکی از آن است که فشار خارجی، تنشهای نظامی و بحران اقتصادی، نهتنها نتوانسته مردم ایران را در مسیر صلح و رفاه قرار دهد، بلکه وضعیت داخلی را به نقطهای رسانده که هرگونه معامله سیاسی میتواند به افزایش سرکوب، ادامه فقر و تشدید جنگهای نیابتی در منطقه منجر شود. منتقدان توافق هشدار دادهاند که دادن هرگونه امتیاز (چه در زمینه هستهای و چه در زمینه تحریمها) در شرایطی که رژیم، مشروعیت داخلی خود را از دست داده، فقط سرمایه بیشتری به ماشین سرکوب میدهد و جان مردم بیگناه را تهدید میکند.
در نهایت، این منتقدان از دولت آمریکا خواستهاند به جای مذاکراتی که به «راهحلهای کاغذی» و تقویت یک رژیم سرکوبگر منجر میشود، از فرصت پیشآمده برای تقویت جنبشهای مردمی و تسریع در سرنگونی حکومتی استفاده کند که تنها در پاسخ به اعتراضات، خشونت و گلوله دارد. بنابر این دیدگاه، عدم توافق یا حتی رویکرد تهاجمی، بهتر از معاملهای است که زندگی مردم ایران را به قیمت بقای یک حکومت سرکوبگر بخرد.
در پایان، باید پرسید: آیا این توافق دیپلماتیک که وعده کاهش تنش را میدهد، واقعا به صلح و امنیت میانجامد، یا فقط به «تطمیع» یک رژیم سرکوبگر و قربانی کردن آینده مردم ایران؟ این همان سوالی است که مخالفان و منتقدان سرسخت مذاکرات فعلی بارها مطرح کردهاند و تا زمانی که جان انسانها در خطر است، همچنان به آن پاسخ روشنی داده نشده است.




