کشتار دستکم ۱۸ شهروند مسیحی در سایه سرکوب اعتراضات سراسری

گزارشهای منتشر شده، حاکی از کشته شدن دستکم ۱۸ شهروند مسیحی در طی اعتراضات سراسری دی ماه میباشد که در سایه سرکوب مردم ایران توسط حکومت جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
همزمان با گسترش اعتراضات مردمی در ایران و تشدید برخوردهای امنیتی، گزارشهای تازه حاکی از آن است که دستکم هجده شهروند مسیحی در جریان سرکوبهای اخیر جان خود را از دست دادهاند؛ آماری که ابعاد تازهای از هزینه انسانی این بحران را آشکار میکند و بار دیگر وضعیت شکننده آزادی دینی در ایران را زیر ذرهبین میبرد.
«منصور برجی» مدیر سازمان «ماده ۱۸»، تایید کرده است که در میان جانباختگان، نام یازده شهروند مسیحی ثبت شده و علاوه بر آن، دستکم هفت مسیحی دیگر از جامعه ارامنه ایران نیز در میان کشتهشدگان هستند. این آمار، در صورت تایید نهایی، یکی از سنگینترین تلفات ثبتشده برای جامعه مسیحیان ایران در جریان یک دوره کوتاه ناآرامی به شمار میرود.
یکی از قربانیان، «محسن رشیدی» ۴۲ ساله و پدر سه دختر، در استان اصفهان هدف گلوله قرار گرفت. بنا بر روایت منصور برجی، او زمانی تیر خورد که میکوشید دوست مجروحش را از صحنه درگیری نجات دهد. بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی از پذیرش او در بیمارستان جلوگیری کردند و این شهروند مسیحی، بر اثر خونریزی جان سپرد.
«اجمین مسیحی» ۲۷ ساله نیز روز ۱۸ دی ماه در منطقه نارمک، توسط نیروهای امنیتی سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
برجی در ارزیابی شدت خشونتها گفته است: «اگر این آمار دقیق باشد، این یکی از بدترین کشتارها نه تنها در تاریخ ایران، بلکه شاید در تاریخ مدرن، تنها در دو روز بوده است.»
قطع گسترده اینترنت در هفتههای نخست ناآرامیها، انتشار اخبار و تصاویر را بهشدت محدود کرده بود. با بازگشت نسبی ارتباطات، گزارشهایی از وضعیت بیمارستانها، مفقود شدن افراد و فشار بر خانوادهها برای سکوت منتشر شده است. فعالان حقوق بشر از احتمال وجود گورهای جمعی و جلوگیری از ثبت رسمی برخی جانباختگان ابراز نگرانی کردهاند؛ ادعاهایی که به دلیل محدودیت دسترسی رسانههای مستقل، نیازمند بررسیهای بینالمللی است.
اعتراضات گستردهای که از ۲۸ دسامبر آغاز شد، ابتدا با نارضایتیهای اقتصادی و فروپاشی معیشتی گره خورده بود، اما به سرعت به مطالباتی سیاسی و فراگیر بدل شد. فراخوانهایی از سوی چهرههای مخالف جمهوری اسلامی، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، برای حضور در خیابانها منتشر شد. در سطح بینالمللی نیز موضعگیریهایی صورت گرفت.
در ۸ و ۱۳ ژانویه، دونالد ترامپ رئیسجمهور وقت آمریکا، هشدار داده بود که در صورت ادامه کشتار معترضان توسط نیروهای دولتی، «ما آنها را به شدت سرکوب خواهیم کرد» و «کمک در راه است.» با این حال، کشیش «شاهرخ افشار» بنیانگذار «انجمن مسیحیان ایرانی» میگوید: «بسیاری از ایرانیانی که این وعدهها را جدی گرفته بودند، اکنون از بیعملی جامعه جهانی ناامید شدهاند.»
در حالی که گمانهزنیهایی درباره احتمال اقدام نظامی یا فشارهای شدیدتر مطرح بود، روند تحولات نشان داد که مذاکرات و ملاحظات ژئوپلیتیک بر واکنشهای فوری اولویت یافته است. این شکاف میان وعده و اقدام، برای خانوادههای داغدار معنایی جز انزوا و بیپناهی نداشته است.
جامعه مسیحیان ایران سالهاست با محدودیتهای ساختاری روبهروست؛ از تعطیلی کلیساهای فارسیزبان گرفته تا احکام سنگین برای رهبران کلیساهای خانگی. گزارشهای سالهای اخیر نشان میدهد که بازداشت مسیحیان، روندی افزایشی داشته است. تنها در سال ۲۰۲۵، دستکم ۲۵۴ مسیحی بازداشت شدند؛ رقمی که تقریبا دو برابر سال پیش از آن عنوان شده است. به گفته منابع کلیسایی، بخش قابل توجهی از این بازداشتها پس از تنشهای منطقهای و فضای امنیتی حاکم در تابستان همان سال رخ داده است و در سال ۲۰۲۶ نیز روند فشارها ادامه یافته است.
افزون بر بازداشتها، فشارهای امنیتی و تبلیغاتی علیه شهروندان مسیحی تبدیل شده از اسلام، اغلب با اتهامهایی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی» یا «تبلیغ علیه نظام» همراه بوده است. این در حالی است که بسیاری از این افراد فعالیتی جز برگزاری جلسات دعا یا مشارکت در کلیساهای خانگی نداشتهاند.
سرکوبهای اخیر، بحثهای عمیقی را در میان مسیحیان ایرانی درباره نافرمانی مدنی، مسئولیت اجتماعی و حدود مشارکت در اعتراضات برانگیخته است. برخی رهبران کلیسایی بهصراحت از حق اعتراض مسالمتآمیز دفاع کردهاند و برخی دیگر بر حفظ رویکردی کاملا غیرسیاسی تاکید داشتهاند. با این حال، آنچه مشترک است، نگرانی عمیق نسبت به جان و امنیت ایمانداران است.
در میان این فضای پرخطر، روایتهایی از پایداری ایمان نیز شنیده میشود. یکی از اعضای کلیسای تحت نظارت کشیش افشار گفته است: «من به خیابان میروم و عشق خدا را با هر کسی که روبرو میشوم به اشتراک میگذارم، زیرا مردم ناامید هستند و این بهترین کاری است که میتوانم انجام دهم.»
این جمله، در میانه فضای گلوله و بازداشت، تصویری متفاوت ارائه میدهد؛ تصویری از ایمانی که حتی در شرایط سرکوب نیز خاموش نشده است.
کشته شدن دستکم هجده مسیحی در جریان اعتراضات، تنها یک آمار نیست؛ نشانهای است از همپوشانی سرکوب سیاسی و محدودیتهای دینی در کشوری که آزادی مذهب در آن همواره محل مناقشه بوده است. اگر گزارشها درباره جلوگیری از درمان مجروحان یا فشار بر خانوادهها صحت داشته باشد، جامعه جهانی با بحرانی فراتر از یک موج اعتراضی روبهروست: بحرانی درباره کرامت انسانی، حق حیات و آزادی ایمان.
در شرایطی که اعتراضها ادامه دارد و بازداشتها متوقف نشده، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا صدای قربانیان شنیده خواهد شد، یا خون آنها نیز در میان ملاحظات سیاسی و مذاکرات دیپلماتیک فراموش خواهد شد؟
برای جامعه مسیحیان ایران، این روزها تنها آزمون بقا نیست؛ آزمون ایمان، شجاعت و ایستادگی در برابر ساختاری است که هم اعتراض را تهدید میداند و هم ایمانِ مستقل را.




