سهلانگاری، هشدارهای نادیدهگرفتهشده و فاجعه در مدرسه «شجره طیبه»

جنگ پنهان و سهلانگاری، در حالی به فاجعه مدرسه شجره طیبه انجامید که درباره همین جنگ و خطراتش در هفتههای گذشته هشدار داده شده بود.
صبح روز جاری شنبه ۹ اسفند برابر با ۲۸ فوریه، حملهای مرگبار، مدرسه ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» در شهرستان میناب را هدف قرار داد؛ حملهای که به یکی از تلخترین صحنههای جنگ اخیر بدل شد. بر اساس گزارشهای رسمی داخلی، شمار قربانیان در ساعات نخست رو به افزایش بود و عملیات آواربرداری ادامه داشت.
«محمد رادمهر» فرمانده ویژه شهرستان میناب، در توضیح ابعاد این حادثه گفت: «تعداد جانباختگان حمله اسرائیل به دبستان دخترانه این شهرستان در حال افزایش بوده و تاکنون به ۶۳ جانباخته و شمار مجروح شدگان نیز به ۹۲ تن رسیده است.» او همچنین افزود: «تعدادی دیگر از دانشآموزان زیر آوار قرار دارند و آواربرداری همچنان ادامه دارد.»
پیش از این، سخنگوی آموزش و پرورش تعداد جانباختگان را ۵۳ نفر اعلام کرده بود؛ آماری که ساعاتی بعد افزایش یافت و نشان داد عمق فاجعه بیش از برآوردهای اولیه است.
آنچه این تراژدی را تلختر میکند، سابقه هشدارهایی است که هفتههای گذشته درباره احتمال بروز جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختهای شهری مطرح شده بود. برخی دولتهای خارجی بهطور علنی از شهروندان خود در ایران خواسته بودند که در صورت تشدید تنشها، از حضور در تجمعات عمومی و اماکن شلوغ از جمله مدارس خودداری کنند و برنامههای ایمنی شخصی را جدی بگیرند.
علاوه بر این، برخی مقامهای غربی نیز مدعی شده بودند که جمهوری اسلامی ممکن است سناریوهایی را طراحی کند که در آن حملات یا خسارات متوجه مردم عادی شود اما مسئولیت آن متوجه آمریکا یا اسرائیل جلوه داده شود. این ادعاها از سوی مقامهای ایرانی رد شده بود، اما در فضای رسانهای و دیپلماتیک بازتاب گستردهای داشت.
در همین چارچوب، هشدارهایی نیز منتشر شد مبنی بر اینکه در صورت وقوع حملات، شهروندان از مراجعه به برخی پناهگاههای اعلامشده خودداری کنند و در خانههای خود بمانند. حتی دونالد ترامپ نیز در پیامی عمومی، از شهروندان خواسته بود تا پایان عملیات نظامی از خانههای خود خارج نشوند و بهویژه از پنجرهها و دیوارهای بیرونی فاصله بگیرند، چرا که احتمال انفجارهای پراکنده وجود دارد.
صرفنظر از صحت یا اغراق در این هشدارها، واقعیت این است که فضای پیش از جنگ، مملو از نشانههای خطر بود. با این حال، نه ساختارهای رسمی آموزش کشور تعطیل شدند و نه خانوادهها بهطور گسترده تصمیم گرفتند فرزندان خود را در خانه نگه دارند. نتیجه این بیتوجهی، امروز در زیر آوار مدرسهای در میناب دیده میشود.
فارغ از اینکه کدام طرف آغازگر حمله بوده و چه اهداف نظامی را دنبال میکرده است، یک اصل روشن است: «کودکان نباید قربانی بازیهای سیاسی و نظامی شوند.» با این حال، در کشوری که سالهاست فضای مدارس با تفتیش، فشارهای ایدئولوژیک و سرکوب اعتراضهای دانشآموزی همراه بوده، اکنون مسئلهای بهمراتب بنیادیتر مطرح است، حق حیات.
منتقدان میگویند اگر حکومتها وظیفه نخست خود را حفظ جان شهروندان میدانستند، در شرایطی که احتمال حمله گسترده وجود داشته، میبایست بهسرعت مراکز آموزشی را تعطیل و تمهیدات اضطراری را اجرا میکردند. در سوی دیگر، خانوادهها نیز در برابر جان فرزندانشان مسئولاند. بیاعتمادی به هشدارهای خارجی یا عادت به زندگی در بحران، نمیتواند توجیهی برای نادیده گرفتن نشانههای خطر باشد.
مدرسه «شجره طیبه» اکنون تنها یک ساختمان ویران نیست؛ نماد نسلی است که در میان کشمکشهای سیاسی و نظامی گرفتار شده است. جنگ، هر توجیهی که داشته باشد، وقتی به کلاس درس میرسد، دیگر هیچ مشروعیتی باقی نمیگذارد.
فاجعه میناب تنها یک خبر نیست؛ آزمونی است برای همه، برای حکومتها، برای قدرتهای درگیر در جنگ و حتی برای جامعهای که شاید خطر را دید، اما آن را جدی نگرفت.




