صدا و سیما در خط آتش؛ خسارتهای مرکز رسانهای ایران در جنگ ۱۲ روزه و حمله اخیر

صدا و سیمای جمهوری اسلامی، پس از خسارتهایی که در جنگ ۱۲ روزه به آن وارد شده بود، مجدد مورد حمله اسرائیل و آمریکا قرار گرفت.
در سالهای اخیر تنش میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل به یکی از جدیترین بحرانهای امنیتی در خاورمیانه تبدیل شده است. در تابستان ۲۰۲۵، جنگی ۱۲ روزه میان دو طرف شکل گرفت و تنها دو ماه پس از آغاز سال ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴)، با گسترش حملات نظامی و عملیاتهای هوایی، درگیریها به سطحی بیسابقه ارتقا یافت. رسانههای دولتی ایران، بهویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، نه فقط بهعنوان منبع خبررسانی بلکه بهعنوان نهادی نمادین نیز در کانون این کشمکشها قرار گرفتهاند.
در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴)، نیروهای اسرائیلی حملاتی هوایی علیه مرکز رسانهای صدا و سیما (ساختمان شیشهای) در تهران انجام دادند. این حمله در هنگام پخش زنده رخ داد و باعث شد پخش زنده قطع و استودیوها برای لحظاتی از سرویس خارج شوند.
گزارشها و ویدیوهای منتشرشده نشان میدهند که گرد و غبار و آوار به داخل استودیوها نفوذ کرده و مجریان مجبور به ترک صحنه شدند، اگرچه پخش از استودیوهای دیگر ادامه یافت.
این حمله، اگرچه نتوانست پخش صدا و سیما را برای ساعات طولانی متوقف کند، اما موجب اختلالهای جدی در پوشش خبری مستقیم و اعزام خبرنگار به مناطق مستقر در پایتخت شد. همچنین بخشی از تجهیزات فنی و زیرساختی دچار آسیب شد که نیازمند بازسازی بعدی بود.
در اول مارس ۲۰۲۶ برابر با ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، یک حمله هوایی اسرائیل به ساختمان صدا و سیما در مرکز تهران گزارش شد که آتشسوزی و خسارتهایی به بخشهایی از ساختمان وارد کرد.
برخی منابع خبری نیز از تلفات انسانی در نزدیکی محل پخش صدا و سیما خبر دادهاند، از جمله کشته شدن چند نفر در اثر حمله به بخشهای اطراف ساختمان رسانهای. با وجود این حمله، مسئولان رسمی ایران اعلام کردند که پخش صدا و سیما ادامه دارد، اگرچه اختلالهای فنی و آسیب به زیرساختها، بر کیفیت و گستره پوشش تاثیر گذاشته است.
حمله به ساختمان شیشهای صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه و حمله روز گذشته علیه این رسانه ملی، پیامدهایی را در پی خواهد داشت:
الف) پیامدهای رسانهای
- کاهش قابلیت پوشش زنده و بیطرفانه: صدا و سیما بهعنوان رسانه رسمی دولتی، بعد از حملات با محدودیتهای فنی مواجه شد که باعث شد برخی پوششها به تاخیر بیافتد یا از استودیوهای پشتیبان پخش شود.
- افزایش شکاف اعتماد عمومی: حمله مستقیم به رسانه رسمی، حتی اگر پیامدهای امنیتی داشته باشد، میتواند باعث افزایش بیاعتمادی بخشی از مخاطبان نسبت به توان رسانه در بحران شود، بهخصوص اگر پوششها با سانسور یا تاخیر توام باشد.
- استفاده طرفین از رسانه بهعنوان ابزار جنگی: این تنشها نشان میدهد رسانهها از سوی هر دو طرف نه فقط برای اطلاعرسانی، بلکه بهعنوان ابزار تاثیرگذاری روانی و تبلیغاتی در جنگهای معاصر مورد استفاده قرار میگیرند.
ب) پیامدهای امنیتی و سیاسی
۱. تشدید تنش و پاسخگویی متقابل: حمله به مراکز رسانهای دولتی با واکنشهای رسمی تهران همراه بوده و ایران وعده پاسخهای سخت داده است که میتواند دامنه درگیری را افزایش دهد.
۲. فشار بینالمللی و حقوق بشری: ایران این گونه حملات را بهعنوان «جنایت جنگی» محکوم کرده و در مجامع بینالمللی خواستار محکومیت آن شده است، موضوعی که میتواند در پوشش رسانهای جهانی و موضع کشورها تاثیرگذار باشد.
۳. چالش در فضای سایبری: در کنار حملات فیزیکی، حملات سایبری و هک برخی رسانهها و خبرگزاریهای دیگر دولتی نیز گزارش شده (پخش سخنان بنیامین نتانیاهو در شبکههای ایران پس از هک این رسانه) که نشان دهنده گسترش حوزه تهدیدها به فضای دیجیتال است.
حملات به صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه و در حمله اخیر، علاوه بر خسارات فیزیکی، بر قابلیت خبری و پوشش اطلاعرسانی رسانه رسمی ایران تاثیر گذاشته است. این حملات همچنین نشان میدهد رسانهها در منازعات مدرن نهتنها هدف مستقیم نظامیاند، بلکه بخشی از جبهه رسانهای و روانی در جنگ هستند.
پیامدهای سیاسی، رسانهای و اجتماعی این خسارتها، میتواند تاثیری پایدار بر اعتماد عمومی در ایران و موقعیت بینالمللی جمهوری اسلامی داشته باشد.




