مسیحیت

توهین آشکار به عیسی مسیح و انکار تولد مقدس در سایه بهره‌برداری سیاسی از مسیحیان

توهین آشکار به عیسی مسیح توسط «وحید خراسانی» مرجع تقلید در قم، در حالی مطرح می‌شود که هم‌زمان از مسیحیان و کلیسا برای منافع سیاسی و مراسم رسمی استفاده می‌شود.

اظهاراتی که از سوی برخی چهره‌های مذهبی در ایران درباره جایگاه عیسی مسیح و تولد او مطرح شده، بار دیگر موجی از انتقادها را در میان مسیحیان و ناظران بین‌المللی برانگیخته است؛ اظهاراتی که نه‌تنها از منظر الهیاتی محل مناقشه است، بلکه از نگاه بسیاری، نوعی بی‌احترامی آشکار به باورهای بنیادین مسیحیت تلقی می‌شود.

در ویدیویی که مربوط به اوایل دهه ۹۰ خورشیدی است اما پس از برگزاری مراسم چهلم علی خامنه‌ای در کلیسا، مجدد در شبکه‌های اجتماعی به تکرار پخش و مورد انتقاد گسترده‌ای قرار گرفت، «وحید خراسانی» مرجع تقلید شیعه در شهر قم را نشان می‌دهد که تلاش می‌کند این گزاره را مطرح کند که اعتبار پاکدامنی مریم مقدس و مشروعیت تولد عیسی مسیح، تنها در پرتو قرآن قابل اثبات است. این ادعا عملا چنین القا می‌کند که اگر قرآن وجود نداشت، روایت تولد مسیح در هاله‌ای از تردید باقی می‌ماند.

این مرجع تقلید در ویدیوی مذکور می‌گوید: «کشیش مسیحیتِ جاهل و نادان اگر عرضه دارند، جواب این کلمه را بدهند. قرآن را می‌سوزانید، اما آنقدر نمی‌فهمید که اگر قرآن سوخته شد، نتیجه‌اش این است که عیسی‌بن مریم می‌شود ولدالزنا. کسی که دامن مریم را از زنا پاک کرد و طهارت مولود عیسی را ثابت کرد، قرآن محمد است. ای پاپ وامانده که سکوت می‌کنی، اگر عرضه داری جواب این را بده! اگر این قرآن نبود، به حکم تورات و انجیلی که الان هست، عیسی‌بن مریم ولدالزناست و یک ولدالزنا، محروم از ملکوت خداست. پس هم نَسَب عیسی و هم حَسَب عیسی، به برکت نفَس خاتم انبیاست.»

اظهارات این مرجع تقلید در حالی مطرح شده که در سنت مسیحی، نه سالها بلکه قرن‌ها پیش از ظهور اسلام، موضوع تولد از باکره و قداست مریم، در متون رسمی و الهیاتی تثبیت شده بود. اناجیل قانونی، به‌ویژه انجیل متی و لوقا، به‌صراحت بر این باور تاکید دارند و این مسئله از ارکان ایمان مسیحی به‌شمار می‌رود.

منتقدان این دیدگاه معتقدند که چنین اظهاراتی، عملا استقلال الهیاتی مسیحیت را زیر سئوال می‌برد. اینکه اعتبار یکی از بنیادی‌ترین باورهای مسیحی، وابسته به متنی دیگر معرفی شود، نه گفت‌وگو میان ادیان، بلکه نوعی «انحصارگرایی دینی» را بازتولید می‌کند.

در واقع، این رویکرد به‌جای احترام به سنت‌های دینی مختلف، آن‌ها را در موقعیتی فرودست قرار می‌دهد؛ گویی حقیقت تنها از یک مسیر خاص قابل تایید است و سایر منابع تاریخی و مقدس فاقد اعتبار مستقل هستند.

نکته‌ای که این موضوع را بیش از پیش حساس می‌کند، تناقض رفتاری در قبال جامعه مسیحیان در ایران است. در حالی که چنین اظهاراتی از سوی برخی چهره‌ها مطرح می‌شود، هم‌زمان در بزنگاه‌های سیاسی، از مسیحیان و کلیساها برای پیشبرد اهداف حکومتی استفاده می‌شود.

نمونه‌های متعددی از حضور نمایندگان کلیسا در مراسم رسمی حکومتی یا استفاده از فضاهای مذهبی مسیحیان برای برنامه‌های سیاسی گزارش شده است. حتی در مواردی، کلیساها به‌عنوان محل برگزاری مراسم حکومتی (از جمله مراسم‌های یادبود) مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

این دوگانگی، پرسشی جدی ایجاد می‌کند: «چگونه می‌توان از یک سو باورهای مسیحیان را زیر سئوال برد یا تضعیف کرد و از سوی دیگر از همان جامعه برای مشروعیت‌بخشی به برنامه‌های سیاسی بهره گرفت؟»

کارشناسان معتقدند تداوم چنین رویکردی، نه‌تنها به گفت‌وگوی بین‌ادیانی کمکی نمی‌کند، بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌سازد. وقتی یک سنت دینی، اعتبار سنت دیگر را به رسمیت نشناسد، زمینه برای بی‌اعتمادی و تنش فراهم می‌شود.

در سطح جهانی نیز، این نوع اظهارات می‌تواند تصویر منفی‌تری از وضعیت آزادی دینی و احترام به اقلیت‌ها در ایران ایجاد کند، به‌ویژه در شرایطی که موضوع حقوق اقلیت‌های مذهبی همواره یکی از محورهای انتقاد نهادهای بین‌المللی بوده است.

بحث درباره جایگاه عیسی مسیح و تولد او، موضوعی صرفا تاریخی یا کلامی نیست؛ بلکه به هویت و باور میلیون‌ها مسیحی در سراسر جهان گره خورده است.

وقتی چنین باوری به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که وابسته و ثانویه جلوه داده شود، طبیعی است که واکنش‌های تند و انتقادی در پی داشته باشد.

در نهایت، اگر هدف، گفت‌وگوی واقعی میان ادیان است، این گفت‌وگو تنها در صورتی شکل می‌گیرد که احترام متقابل و پذیرش استقلال اعتقادی در مرکز آن قرار داشته باشد، نه انکار، توهین و تقلیل.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا