از میدان اعتراض تا تولد روحانی «علی رضاییمجد» در مسیح

«علی رضاییمجد» شهروند مسیحی، از تجربهاش در اعتراضات خیابانی تا تولد روحانیاش در مسیح میگوید، داستانی از ایمان، خطر و امید در دل تبعید، که تحولی عمیق در وی به وجود آورد.
علی رضایی مربی پرورش اندام اهل ایران، پس از تجربه روزهای پرتنش اعتراضات سراسری و ترک اجباری کشور، در گفتوگویی با CBN News از مسیری سخن گفته که زندگی او را بهطور بنیادین دگرگون کرده است؛ مسیری که از خیابانهای ملتهب ایران آغاز شد و به تجربهای عمیق از ایمان مسیحی در خارج از مرزها انجامید.
او که پیش از خروج از ایران در شهر «دورود» به آموزش بدنسازی مشغول بود، در جریان اعتراضات با صحنههایی از خشونت و سرکوب مواجه شد که تاثیری عمیق بر نگاهش به زندگی و آینده گذاشت. از دست دادن دوستان و مشاهده برخوردهای سختگیرانه، او را بر آن داشت تا با انتشار ویدیویی به زبان انگلیسی، روایتگر شرایط مردم ایران برای افکار عمومی جهان باشد. این اقدام، بازتاب گستردهای یافت و به سرعت او را در معرض تهدیدهای امنیتی قرار داد.
پس از انتشار این ویدیو، با هشدار اطرافیان، وی ناچار به ترک فوری کشور شد. خروج او از ایران با دشواریها و خطرات فراوان همراه بود؛ سفری که با جابهجاییهای پنهانی و عبور از مسیرهای ناامن، در نهایت به رسیدن او به خاک عراق انجامید.
با این حال، آنچه در این مسیر بیش از هر چیز برجسته میشود، تنها نجات از خطرات فیزیکی نبود، بلکه تحولی درونی بود که سالها در زندگی او جریان داشت. علی در این گفتوگو فاش میکند که حدود یک دهه بهصورت پنهانی به ایمان مسیحی گرایش داشته، اما به دلیل محدودیتها و خطرات موجود، امکان ابراز علنی آن را نداشته است.
این مسیر در نهایت در تاریخ ۷ مارچ به نقطهای سرنوشتساز رسید؛ زمانی که او در فضایی ساده و به دور از هیاهو، در یک کلیسای خانگی در عراق، تعمید آب گرفت و ایمان خود را بهطور رسمی اعلام کرد. این لحظه، برای او نمادی از رهایی از ترس و آغاز مرحلهای تازه در زندگیاش بود.
او که اکنون با نام «مایکل» نیز شناخته میشود، فعالیتهای خود را با رویکردی متفاوت ادامه میدهد. بر اساس اظهاراتش، او در حال حاضر در کنار یک گروه کُرد در عراق حضور دارد و خود را برای ایفای نقشی در آینده ایران آماده میکند؛ نقشی که به گفته خودش، ریشه در باورهای مسیحی و آموزههای مبتنی بر بخشش و مسئولیت دارد.
او در بخشی از سخنان خود تاکید میکند: «به عنوان یک مسیحی، من تمام اعضای سپاه پاسداران را میبخشم و هر روز برایشان دعا خواهم کرد. اما فکر میکنم من برای خداوند مانند یک سگ گله هستم. سگ گله گاهی باید از گوسفندان محافظت کند. بنابراین فکر میکنم این کاری است که من باید انجام دهم.»
روایت زندگی علی رضاییمجد، تصویری از تقاطع تجربههای سخت انسانی با جستجوی معنای عمیقتر در ایمان است؛ مسیری که در آن، رنج، تبعید و خطر، به بستری برای شکلگیری امید و بازتعریف هدف زندگی تبدیل شدهاند. این داستان نشان میدهد که حتی در شرایطی مملو از فشار و ناامنی، جستجوی حقیقت و ایمان میتواند به نیرویی برای ادامه مسیر و ایستادگی بدل شود.




