مرگ مبهم عرفان میرزایی در زندان دستگرد؛ رپر ۲۱ سالهای که سرنوشتش در سکوت امنیتی دفن شد

«عرفان میرزایی» رپر و معترض ۲۱ ساله، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت؛ در حالی که گزارشهای متناقضی درباره سرنوشت او از اجرای مخفیانه حکم اعدام تا مرگ بر اثر شکنجه منتشر شده و مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون توضیح رسمی و شفافی درباره علت مرگ او ارائه نکردهاند؛ پیکر این جوان نیز بهجای اصفهان، تحت تدابیر امنیتی در روستای غرغن فریدن به خاک سپرده شد.
«عرفان میرزایی» متولد مرداد ۱۳۸۴ و اهل فریدن در استان اصفهان، از جمله جوانانی بود که در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شدند. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد او پس از حضور در اعتراضات، در جریان یک ایست بازرسی در شاهینشهر اصفهان شناسایی و بازداشت شد؛ ماموران پس از بررسی تلفن همراهش، ویدئوهایی از حضور او در اعتراضات را پیدا کردند و همین موضوع به یکی از محورهای پرونده قضایی او تبدیل شد.
بر اساس گزارش «ایرانوایر»، منابع مطلع گفتهاند میرزایی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود و تلاش نزدیکانش برای جلوگیری از اجرای حکم نیز به نتیجه نرسید. این منابع گفتهاند خانواده او بدون اطلاع قبلی از اجرای حکم از سرنوشت او مطلع شدند و ماموران امنیتی پیشتر آنان را تهدید کرده بودند که درباره بازداشت، پرونده و حکم اعدام او اطلاعرسانی نکنند.
اما در مورد نحوه جانباختن این جوان، ابهامات جدی وجود دارد. برخی منابع از جمله ایرانوایر، گزارش دادهاند که حکم اعدام عرفان میرزایی روز یکشنبه ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در زندان دستگرد اجرا شده است. در همین روایت، مرگ او بهعنوان اجرای حکم اعدام توصیف شده است. در مقابل، منابع دیگری گفتهاند او در زندان بر اثر شکنجه و ضربوشتم شدید جان خود را از دست داده و برخی گزارشها نیز احتمال خودکشی را مطرح کردهاند. ایراناینترنشنال نیز با اشاره به این اختلاف روایتها، تاکید کرده که چگونگی مرگ او همچنان روشن نیست.
آنچه بر ابهامها افزوده، وضعیت پیکر او پس از مرگ است. بنا بر گزارشهای منتشرشده از سوی ایرانوایر و منابع دیگر، هنگام تحویل پیکر وی، آثار متعدد جراحت و کبودی بر بدن و صورت او مشاهده شده و نزدیکانش از شکستگی در دستها، پاها و ناحیه لگن سخن گفتهاند. این ادعاها تاکنون از سوی مقامهای جمهوری اسلامی بهطور مستقل توضیح داده یا بررسی نشده است.
بنابر گزارشهای منتشر شده، پیکر میرزایی مستقیما در اختیار خانواده قرار نگرفت، همچنین اجازه دفن او در اصفهان داده نشد و ماموران پیکر او را به روستای غرغن در شهرستان فریدن منتقل کردند؛ اقدامی که منابع مطلع آن را تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری تجمع عمومی و انتشار گسترده خبر مرگ این جوان عنوان کردهاند. میرزایی روز گذشته دوشنبه ۷ سپتامبر برابر با 16 شهریور در غرغن به خاک سپرده شد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی تنها این نیست که عرفان میرزایی چگونه جان باخته است؛ پرسش بزرگتر این است که چرا خانواده یک زندانی جوان باید از سرنوشت فرزند خود بیخبر بماند و درباره علت مرگ او امکان یک تحقیق مستقل و شفاف وجود ندارد؟
پرونده میرزایی در شرایطی شکل گرفت که استفاده از اتهامات سنگینی مانند «محاربه» علیه معترضان، بار دیگر نگرانیهای گستردهای درباره روند دادرسی در پروندههای سیاسی و اعتراضی در ایران ایجاد کرده است. اتهام «محاربه» از جمله عناوین کیفری سنگینی است که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود و در سالهای اخیر در پرونده برخی معترضان نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
در پرونده عرفان میرزایی، آنچه بر اساس گزارشهای منتشرشده روشن است، این است که یک جوان ۲۱ ساله پس از شرکت در اعتراضات بازداشت شد و محتوای موجود در تلفن همراهش بهعنوان بخشی از مستندات پرونده علیه او مورد استفاده قرار گرفت. منابع نزدیک به او همچنین از فشار و شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری سخن گفتهاند.
گزارش «ایندیپندنت فارسی» نیز میگوید نزدیکان میرزایی از وجود آثار شکستگیهای متعدد بر بدن او پس از تحویل پیکر خبر دادهاند و مرگ او را نتیجه ماهها بازداشت و ضربوشتم شدید دانستهاند. این رسانه همچنین گزارش کرده که پروندههای مربوط به معترضان دیماه در زندان دستگرد و دستگاه قضایی اصفهان، با صدور احکام سنگین همراه بوده است.
از سوی دیگر، یک گزارش تازه از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نیز مرگ میرزایی را «مشکوک» توصیف کرده و از کشتهشدن او در زندان دستگرد سخن گفته است. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ نهاد رسمی جمهوری اسلامی علت مرگ او را بهطور شفاف اعلام نکرده است.
این سکوت رسمی اهمیت زیادی دارد. اگر حکم اعدام او اجرا شده است، خانواده و افکار عمومی حق دارند بدانند حکم بر اساس چه روندی صادر و چگونه اجرا شده است. اگر او در زندان بر اثر شکنجه یا ضربوشتم جان باخته است، باید درباره مسئولان و عاملان احتمالی آن تحقیق مستقل صورت گیرد و اگر روایت دیگری درباره مرگ او وجود دارد، حکومت موظف است شواهد و مستندات آن را بهصورت شفاف ارائه کند.
مرگ یک زندانی در بازداشتگاه، بهویژه زندانی جوانی که پیش از مرگ با اتهام سنگینی مانند محاربه مواجه بوده، نمیتواند صرفا با یک اطلاعرسانی مبهم یا سکوت خبری پایان یابد. مسئولیت حفظ جان زندانی در تمام مدت بازداشت، بر عهده نهادهای مسئول است و خانواده حق دارد از حقیقت درباره سرنوشت عزیز خود مطلع شود.
عرفان میرزایی اکنون در خاک فریدن آرمیده است؛ اما پرسشهایی که درباره پرونده و مرگ او مطرح شده، همچنان بیپاسخ ماندهاند. گزارشهای موجود از اعدام مخفیانه، شکنجه، آثار جراحت بر پیکر و ممانعت از دفن او در اصفهان سخن میگویند، در حالی که روایت دیگری نیز درباره علت مرگ مطرح شده است. همین تناقضها ضرورت یک تحقیق مستقل و بیطرفانه را بیشتر میکند.
آنچه مسلم است، این است که یک جوان ۲۱ ساله که در اعتراضات حضور داشت، در زندان جان باخته و خانوادهاش به جای دریافت پاسخ روشن، با پیکری آسیبدیده و مجموعهای از پرسشهای بیپاسخ روبهرو شدهاند.
در ایران، جایی که اجرای احکام اعدام گاه بدون اطلاع قبلی خانواده انجام میشود و درباره وضعیت برخی زندانیان اطلاعات اندکی در اختیار افکار عمومی قرار میگیرد، سرنوشت عرفان میرزایی بار دیگر ضرورت شفافیت، دادرسی عادلانه و پاسخگویی درباره مرگ زندانیان را برجسته میکند.
او ۲۱ سال داشت؛ یک رپر جوان که زندگی، هنر و آیندهاش پیش رویش بود. اکنون به جای صدای موسیقی او، پرسشهایی درباره سرنوشتش باقی مانده است؛ پرسشهایی که بدون تحقیق مستقل و پاسخ روشن حکومت، همچنان در هالهای از ابهام خواهند ماند.




