۱۱ سپتامبر روزی که تروریسم اسلامگرای افراطی، آمریکا را هدف گرفت و جهان را تغییر داد

بیستوپنج سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نام این روز همچنان یادآور یکی از مرگبارترین عملیاتهای تروریستی تاریخ معاصر است؛ روزی که ۱۹ عضو شبکه القاعده چهار هواپیمای مسافربری را ربودند و آنها را به سلاحی برای کشتن انسانهای بیگناه تبدیل کردند. در این حملات ۲۹۷۷ نفر جان باختند و هزاران نفر دیگر زخمی شدند؛ فاجعهای که نهتنها آمریکا، بلکه امنیت و سیاست جهان را برای دههها تغییر داد.
صبح سهشنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، چهار هواپیمای مسافربری که از سواحل شرقی آمریکا به مقصد کالیفرنیا در حرکت بودند، توسط ۱۹ تروریست مرتبط با القاعده ربوده شدند. دو هواپیما عمدا به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد کردند و هر دو ساختمان پس از آتشسوزی گسترده فرو ریختند. هواپیمای سوم به ساختمان پنتاگون، مقر وزارت دفاع آمریکا برخورد کرد و هواپیمای چهارم پرواز شماره ۹۳، پس از مقاومت مسافران و خدمه در پنسیلوانیا سقوط کرد.
در مجموع ۲۹۷۷ نفر قربانی این حملات شدند؛ شهروندان آمریکا و اتباع کشورهای مختلف که بسیاری از آنها در محل کار، داخل هواپیماها یا در ماموریت نجات و امدادرسانی بودند. در میان قربانیان، آتشنشانان، ماموران پلیس، امدادگران و کارکنان خدمات اضطراری نیز حضور داشتند. یادبود ملی ۱۱ سپتامبر، امروز نام تکتک این قربانیان را گرامی میدارد.
این حملات عملیات گروهی از مسلمانان عادی یا نمایندهای از جامعه مسلمانان نبود. عاملان، اعضای شبکه اسلامگرای افراطی القاعده بودند؛ سازمانی که «اسامه بنلادن» آن را بنیان گذاشت و از خشونت و تروریسم برای پیشبرد اهداف افراطی خود استفاده میکرد. FBI بنلادن را یک تروریست و قاتل جمعی معرفی کرده و میگوید او در طراحی حملات متعددی در کشورهای مختلف نقش داشت که هزاران زن، مرد و کودک بیگناه را به کام مرگ فرستاد.
اهمیت ۱۱ سپتامبر فقط در تعداد قربانیان آن خلاصه نمیشود. این حملات نشان دادند که یک گروه تروریستی میتواند از ترس و کشتار غیرنظامیان بهعنوان ابزار سیاسی و ایدئولوژیک استفاده کند. هدف تروریسم تنها کشتن قربانیان مستقیم نیست؛ ایجاد وحشت در میان میلیونها نفر و القای این تصور است که هیچکس در هیچ نقطهای امنیت ندارد.
از این منظر، ۱۱ سپتامبر بخشی از تاریخ طولانیتر تروریسم اسلامگرای افراطی است؛ جریانی که بعدها در قالب گروههایی مانند داعش، الشباب و دیگر سازمانهای جهادی نیز در نقاط مختلف جهان به خشونت علیه غیرنظامیان، اقلیتهای دینی و مخالفان خود ادامه داد. حتی برخی از این گروهها مسلمانان دیگری را نیز به دلیل مخالفت با ایدئولوژیشان هدف قرار دادهاند. گزارشهای دولت آمریکا نیز موارد متعددی از حملات گروههای اسلامگرای مسلح علیه مسیحیان و دیگر جوامع مذهبی را ثبت کردهاند.
هدف القاعده صرفا این نبود که با ایجاد رعب، مردم آمریکا را مسلمان کند. ایدئولوژی این گروه، مجموعهای از اهداف سیاسی و مذهبی افراطی داشت و آمریکا، حضور و نفوذ آن در خاورمیانه را یکی از دشمنان اصلی خود میدانست. بنابراین، تروریسم اسلامگرای افراطی را باید بیشتر تلاشی برای تحمیل یک قرائت افراطی و خشونتمحور از اسلام و دستیابی به اهداف سیاسی از طریق ارعاب و کشتار دانست، نه اینکه آن را به مسلمانان بهطور کلی نسبت دهیم.
یکی از تصاویر بحثبرانگیز مربوط به ۱۱ سپتامبر، ویدئوهایی از برخی فلسطینیان در اورشلیم شرقی و کرانه باختری است که در همان روز در خیابانها جشن گرفتند. این تصاویر در رسانههای آمریکایی نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد و برای بسیاری از مردم آمریکا که هنوز در شوک حملات بودند، بسیار تکاندهنده بود.
با این حال، نباید این تصاویر را به «فلسطینیها» بهعنوان یک ملت یا جامعه نسبت داد. اگرچه وجود چنین صحنههایی در آن روز مستند شده است، رفتار گروهی از افراد را نمیتوان به تمام فلسطینیان تعمیم داد. همچنین هیچ مبنای معتبری وجود ندارد که بتوان بر اساس این تصاویر ادعا کرد همه یا اکثریت مسلمانان یا فلسطینیان از کشتهشدن آمریکاییها خوشحال بودند.
آنچه قابل دفاع و مهم است، محکوم کردن هرگونه شادی یا حمایت از قتل غیرنظامیان است؛ صرفنظر از اینکه قربانی آمریکایی، اسرائیلی، فلسطینی، مسیحی، یهودی یا مسلمان باشد. از نگاه مسیحی، قربانیان ۱۱ سپتامبر را نباید فراموش کرد.
برای یک رسانه مسیحی، یادآوری ۱۱ سپتامبر تنها بازگویی یک رویداد سیاسی نیست. این روز یادآور ارزش جان انسان و خطر تبدیل انسان به «دشمن» صرفا به دلیل ملیت، دین یا باور اوست.
ایمان مسیحی نمیتواند کشتن انسان بیگناه را وسیلهای برای رسیدن به هدف سیاسی یا مذهبی بداند. مسیحیت بر حرمت جان انسان و محبت به همنوع تاکید دارد و از همین رو، تروریسم، کشتار غیرنظامیان و ایجاد وحشت، نمیتواند ابزار قابل قبول برای تبلیغ هیچ دینی باشد.
در عین حال، محکوم کردن تروریسم اسلامگرای افراطی نباید به نفرت از مسلمانان عادی تبدیل شود. میلیونها مسلمان در سراسر جهان خود قربانی گروههای تروریستی بودهاند و بسیاری از مسلمانان نیز در برابر افراطگرایی ایستادهاند. مسئله، ایدئولوژی افراطی و خشونتطلبی است، نه هویت تکتک مسلمانان.
۱۱ سپتامبر پس از بیست و پنج سال، همچنان یک هشدار تاریخی است: هنگامی که یک ایدئولوژی، انسانهای بیگناه را دشمن معرفی کند و کشتن آنها را مشروع بداند، نتیجه میتواند فاجعهای در مقیاس جهانی باشد. تروریسم زمانی پیروز میشود که ترس جای حقیقت، نفرت جای همدلی و انسانزدایی جای احترام به جان انسان را بگیرد.
و شاید مهمترین پیام این روز همین باشد: ۲۹۷۷ انسان کشته شدند؛ نه برای آنکه در میدان جنگ بودند، بلکه صرفا به این دلیل که تروریستها تصمیم گرفتند جان انسانهای بیگناه را وسیلهای برای پیشبرد اهداف خود کنند. نام و زندگی آنان نباید در هیاهوی سیاست و ایدئولوژی فراموش شود.
نویسنده: م.ر




