اخبار ایرانحقوق بشر

«رویا ثابت» زندانی بهائی، از حق خداحافظی با مادرش محروم ماند

رویا ثابت شهروند بهائی محبوس در زندان عادل‌آباد شیراز، در حالی از مرخصی درمانی و دیدار با مادر بیمار خود محروم ماند که مادرش تنها یک روز پس از رد درخواست مرخصی درگذشت. مخالفت دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی با حضور او در مراسم خاکسپاری، بار دیگر تصویری تکان‌دهنده از فشارهای مستمر بر شهروندان بهائی و اقلیت‌های دینی در ایران ارائه می‌دهد؛ جایی که حتی بیماری، سوگ و پیوندهای خانوادگی نیز نمی‌تواند مانعی در برابر اجرای سیاست‌های امنیتی و قضایی باشد.

رویا ثابت شهروند بهائی ساکن امارات متحده عربی و محبوس در عادل‌آباد شیراز، پس از محرومیت از درمان تخصصی و مرخصی پزشکی، اکنون با محرومیتی دردناک‌تر روبه‌رو شده است: جلوگیری از دیدار با مادر بیمارش و حضور در مراسم خاکسپاری او.

بر اساس گزارش سازمان‌های حقوق بشری، درخواست مرخصی رویا ثابت برای حضور در کنار مادرش نصرت ممتاز که در بیمارستان بستری بود، در روز ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ رد شد. تنها یک روز بعد، در روز ۱۴ مهرماه، مادر او درگذشت. پس از آن نیز درخواست مجدد برای مرخصی به‌منظور شرکت در مراسم خاکسپاری و سوگواری مادر، با مخالفت دادستانی و مسئولان قضایی مواجه شد.

این اتفاق در حالی رخ داده که خانواده ثابت پیش از این نیز با یک فقدان سنگین روبه‌رو شده بود. پدر رویا ثابت در آبان‌ماه سال گذشته، در زمانی که دخترش در زندان به سر می‌برد، درگذشت. مادر او نیز پس از مرگ همسرش دچار سکته مغزی شد و برای درمان در بیمارستان بستری بود.

به این ترتیب، رویا ثابت نه‌تنها فرصت مراقبت از مادری بیمار را از دست داد، بلکه بنا بر گزارش‌های منتشرشده، حتی اجازه نیافت برای آخرین وداع با او از زندان خارج شود.

این پرونده در خلا شکل نگرفته است. رویا ثابت در تابستان ۱۴۰۵ نیز پس از آسیب‌دیدگی شدید از ناحیه کمر و گردن در زندان، از دسترسی به درمان تخصصی و مرخصی پزشکی محروم شده بود. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که او پس از زمین‌خوردن در زندان، چندین درخواست کتبی برای اعزام به پزشکی قانونی و دریافت مرخصی درمانی ارائه کرده، اما این درخواست‌ها به نتیجه نرسیده‌اند.

در مردادماه نیز گزارش شد که وضعیت جسمانی او وخیم شده و با سردرد و سرگیجه شدید روبه‌رو بوده است. این گزارش‌ها همچنین از افت شدید سطح اکسیژن خون او خبر داده‌اند.

رویا ثابت، مادر دو فرزند و ساکن امارات متحده عربی، در دی‌ماه ۱۴۰۲ برای مراقبت از پدر و مادر سالمند و بیمار خود به شیراز سفر کرده بود. او در بهمن همان سال توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد و پس از حدود پنج ماه بازداشت، با وثیقه آزاد شد.

شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز در سال ۱۴۰۴ او را در مجموع به ۲۵ سال حبس محکوم کرد. در حکم صادرشده، اتهاماتی از جمله «همکاری و مراوده با اتباع و نهادهای دولت اسرائیل»، «تشکیل و اداره گروه با قصد اقدام علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی فرقه‌ای مغایر با شرع اسلام» مطرح شده بود. دادگاه تجدیدنظر استان فارس نیز این حکم را تایید کرد و بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس، قابل اجرا اعلام شد. رویا ثابت در آبان ۱۴۰۴ برای اجرای حکم به زندان عادل‌آباد منتقل شد.

پرونده رویا ثابت را نمی‌توان تنها یک پرونده قضایی فردی دانست. نهادهای حقوق بشری بین‌المللی طی ماه‌های گذشته از تشدید فشار بر جامعه بهائی ایران خبر داده‌اند. دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرده است که جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ بازداشت‌ها، محاکمه‌های ناعادلانه و مصادره اموال بهائیان را تشدید کرده و این روند بخشی از الگوی گسترده‌تر تبعیض علیه این اقلیت دینی بوده است.

عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر نیز گزارش داده‌اند که پس از درگیری‌های ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵، بهائیان، مسیحیان و یهودیان در میان گروه‌هایی قرار گرفتند که با موج تازه‌ای از بازداشت‌ها و فشارهای امنیتی مواجه شدند. در مورد بهائیان، این نهادها به استفاده از اتهام‌هایی مانند «جاسوسی» یا «همکاری با اسرائیل» و همچنین تبلیغات حکومتی علیه این جامعه اشاره کرده‌اند.

گزارش‌های سازمان ملل نیز نشان می‌دهد نگرانی درباره وضعیت بهائیان در ایران همچنان ادامه دارد. کارشناسان سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ درباره اتهام‌های بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی، شکنجه و بدرفتاری با اعضای جامعه بهائی هشدار داده‌اند.

در چنین شرایطی، ماجرای رویا ثابت تنها داستان یک زندانی و یک خانواده داغدار نیست؛ بلکه نمونه‌ای از پرسشی بزرگ‌تر درباره جایگاه اقلیت‌های دینی در ساختار حقوقی و امنیتی جمهوری اسلامی است. هنگامی که تعلق مذهبی یک شهروند می‌تواند در پرونده قضایی او به عنوان مبنای اتهام مطرح شود و یک زندانی بیمار حتی برای دیدار با مادر در حال مرگ یا شرکت در مراسم خاکسپاری او با مانع مواجه شود، مسئله دیگر صرفا اجرای یک حکم قضایی نیست؛ مسئله، نسبت میان قانون، کرامت انسانی و آزادی عقیده است.

برای جامعه مسیحی ایران و دیگر اقلیت‌های دینی نیز این پرونده یادآور واقعیتی نگران‌کننده است: فشار بر یک اقلیت دینی، مسئله‌ای محدود به همان جامعه نیست. آزادی وجدان و حق داشتن باور دینی، زمانی معنا دارد که برای همه شهروندان، فارغ از دین و مذهب، محترم شمرده شود.

پرونده رویا ثابت همچنین نشان می‌دهد که فشار بر اقلیت‌های دینی می‌تواند از بازداشت و صدور حکم زندان فراتر برود و تا خصوصی‌ترین لحظات زندگی یک خانواده، از بیماری والدین تا سوگواری و آخرین وداع، امتداد پیدا کند. محروم کردن یک زندانی از امکان خداحافظی با مادرش، پرسشی جدی درباره رعایت ملاحظات انسانی و حقوق بنیادین زندانیان در ایران ایجاد می‌کند.


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security