اخبار ایران

پلاک شناسایی جنگی بر گردن دانش‌آموزان و هشدارها درباره «سپر انسانی»

در حالی که کودکان ایرانی هنوز از آثار روانی جنگ و حمله به مدارس رهایی نیافته‌اند، گزارش‌های تازه از چند شهر ایران از تشدید حضور نیروهای نظامی و بسیج در مدارس، توزیع یا درخواست استفاده از پلاک‌های شناسایی مشابه پلاک‌های جنگی و فشار برای مشارکت در برنامه‌های نظامی و ایدئولوژیک حکایت دارد؛ روندی که نگرانی خانواده‌ها درباره امنیت فرزندانشان و تبدیل‌شدن مدرسه از محل آموزش به فضای امنیتی و نظامی را افزایش داده است.

مدرسه در هر جامعه‌ای باید یکی از امن‌ترین مکان‌ها برای کودکان باشد؛ جایی برای یادگیری، بازی، دوستی و ساختن آینده. اما گزارش‌های تازه از ایران، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد: دانش‌آموزان به جای آنکه در آغاز سال تحصیلی با کتاب و کلاس و برنامه آموزشی روبه‌رو شوند، با نیروهای بسیج، برنامه‌های نظامی، آموزش کار با سلاح، شعارهای ایدئولوژیک و حتی پلاک‌هایی شبیه پلاک شناسایی سربازان مواجه شده‌اند.

بر اساس پیام‌ها و روایت‌هایی رسیده به رسانه‌های بین‌المللی، در برخی مدارس، از دانش‌آموزان خواسته شده پلاک‌هایی حاوی مشخصات فردی مانند نام، نام خانوادگی و نام پدر همراه داشته باشند. در برخی موارد نیز گزارش شده که پلاک‌هایی مشابه پلاک‌های مورد استفاده در جنگ میان دانش‌آموزان توزیع شده یا قرار بوده توزیع شود.

یک دانش‌آموز پایه نهم در کرج درباره این اقدام گفته است: «می‌خواهند ما را هم سپر انسانی کنند.»

این جمله، فارغ از اینکه نگرانی دانش‌آموزان تا چه اندازه با واقعیت عملیاتی پشت این طرح منطبق باشد، نشان‌دهنده عمق اضطرابی است که فضای جنگی ایجادشده در مدارس برای برخی کودکان به وجود آورده است. ایران در ماه‌های گذشته شاهد حمله به مراکز غیرنظامی و کشته‌شدن دانش‌آموزان بوده و همین تجربه، حساسیت خانواده‌ها نسبت به هر نشانه‌ای از نظامی‌شدن مدارس را افزایش داده است.

نگرانی والدین را نمی‌توان جدا از اتفاقی دانست که در زمستان گذشته برای دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب رخ داد.

یونیسف پس از حمله ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که حدود ۱۸۰ کودک در جریان تشدید درگیری‌های نظامی در ایران کشته شده‌اند و ۱۶۸ دختر نیز در حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب جان باخته‌اند. این نهاد تاکید کرد که مدارس باید مکان امن برای کودکان باشند و کودکان و مدارس تحت حمایت حقوق بین‌الملل بشردوستانه قرار دارند.

دیده‌بان حقوق بشر نیز پس از بررسی این حمله اعلام کرد که مدرسه در داخل مجموعه‌ای متعلق به نیروی دریایی سپاه قرار داشت، اما مدرسه دیوار و ورودی جداگانه داشت و این سازمان شواهدی پیدا نکرده که نشان دهد مدرسه برای مقاصد نظامی استفاده می‌شده است.

به همین دلیل، برای خانواده‌هایی که فرزندانشان را به مدرسه می‌فرستند، دیدن نیروهای مسلح، خودروهای نظامی یا دریافت پلاک‌هایی با تداعی مستقیم جنگ، تنها یک برنامه اداری یا آموزشی معمولی نیست؛ این تصاویر می‌توانند خاطره مرگ و حمله به مدرسه را دوباره زنده کنند.

گزارش‌های تازه تنها به پلاک‌ها محدود نمی‌شود. ایران‌اینترنشنال نیز پیش از آغاز سال تحصیلی از تشدید نظامی‌شدن مدارس خبر داده بود. بر اساس آن گزارش، در برخی مدارس بندرعباس به خانواده‌ها گفته شده بود دانش‌آموزان باید با «پلاک شناسایی جنگ» در مدرسه حاضر شوند. همزمان، فعالیت بسیج دانش‌آموزی و برنامه‌هایی مانند «یاوران ولایت» نیز گسترش یافته است.

گزارش دیگری که در روزهای نخست سال تحصیلی منتشر شد، از حضور نیروهای مسلح و خودروهای نظامی در مدارس و اجرای برنامه‌های بسیج و آموزش کار با سلاح برای کودکان خبر داد. برخی دانش‌آموزان همچنین از بازرسی تلفن‌های همراه و پخش آژیرهای مرتبط با جنگ در مدارس سخن گفته‌اند.

در تازه‌ترین گزارش‌ها نیز دانش‌آموزان و والدین از فشار برای حضور در برنامه‌های نظامی موسوم به «رزمایش جانفدایان» خبر داده‌اند؛ در برخی روایت‌ها حتی از تهدید به اخراج دانش‌آموز یا به خطر افتادن شغل والدین برای وادارکردن آنها به مشارکت سخن گفته شده است.

این مجموعه گزارش‌ها یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: مرز میان آموزش شهروندی، فعالیت فوق‌برنامه و نظامی‌سازی کودکان در مدارس ایران کجاست؟

یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز که در گزارش‌های اخیر مطرح شده، برگزاری برنامه آموزش کار با سلاح در دبستان هانیه ارومیه است.

بر اساس ویدیوهای منتشر شده، یگان ویژه زنان جمهوری اسلامی در این مدرسه برنامه‌ای با موضوع کار با سلاح برگزار کرده و تصویر دونالد ترامپ نیز به‌عنوان هدف مورد استفاده قرار گرفته است.

در نمونه‌های دیگری نیز از دانش‌آموزان خواسته شده در مراسم‌های حکومتی شعار بدهند یا در برنامه‌های مذهبی و ایدئولوژیک شرکت کنند. طبق روایت‌هایی که منتشر شده، در برخی موارد عدم مشارکت می‌توانسته با تهدید به کاهش نمره انضباط یا نمره درس آمادگی دفاعی همراه باشد.

در چنین شرایطی، کلاس درس دیگر فقط محل آموزش ریاضی، علوم، زبان یا ادبیات نیست؛ بخشی از زمان دانش‌آموز ممکن است به فعالیت‌هایی اختصاص پیدا کند که مستقیما با ساختار امنیتی و ایدئولوژیک حکومت پیوند دارند.

نگرانی درباره نظامی‌شدن کودکان در ایران موضوعی نیست که فقط به گزارش‌های رسانه‌های فارسی‌زبان محدود باشد.

عفو بین‌الملل در آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان جنگ، کارزاری برای جذب و بسیج کودکان از سن ۱۲ سالگی راه‌اندازی کرده‌اند. این سازمان گفت شواهد ویدیویی و روایت‌های شاهدان نشان می‌دهد کودکانی در ایست‌های بازرسی و گشت‌های سپاه با سلاح حضور داشته‌اند. عفو بین‌الملل این روند را نقض جدی حقوق کودکان و در موارد مربوط به کودکان زیر ۱۵ سال، نقض حقوق بشردوستانه دانست که می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد.

دیده‌بان حقوق بشر نیز در گزارشی مستقل اعلام کرد سپاه پاسداران کارزاری را برای جذب داوطلبان از ۱۲ سالگی دنبال کرده است. این سازمان تاکید کرد استفاده و جذب کودکان زیر ۱۵ سال برای فعالیت‌های نظامی، نقض جدی حقوق کودکان و در شرایط مربوطه، جنایت جنگی محسوب می‌شود.

این گزارش‌ها اهمیت اتفاقات داخل مدارس را دوچندان می‌کند. اگرچه هر برنامه نظامی در مدرسه الزاما به معنای «جذب کودک برای جنگ» نیست و برای اثبات چنین ادعایی درباره هر مدرسه به شواهد مشخص نیاز است، اما قرار دادن کودکان در معرض آموزش سلاح، تبلیغات نظامی و فعالیت‌های شبه‌نظامی، نگرانی‌های جدی درباره مرزهای حمایت از کودکان ایجاد می‌کند.

جمهوری اسلامی در اسناد رسمی خود ادعا کرده است که از حضور کودکان در نیروهای مسلح و مشارکت آنان در مخاصمات جلوگیری می‌کند. در گزارشی که حکومت ایران به کمیته حقوق کودک سازمان ملل ارائه کرده، حداقل سن عضویت دائمی و رسمی در سپاه و بسیج ۱۶ سال اعلام شده و درباره دانش‌آموزان نیز استثناهایی در قانون مطرح شده است. اما گزارش‌های سال ۲۰۲۶ نهادهای بین‌المللی درباره بسیج کودکان از ۱۲ سالگی، این تصویر رسمی را با پرسش‌های جدی مواجه کرده است.

در همین حال، سازمان ملل در اسناد مربوط به حقوق کودکان بر تعهد ایران به حمایت ویژه از کودکان و حفاظت آنان در برابر خشونت تاکید کرده است.

تبدیل مدرسه به فضایی که کودک در آن با پلاک جنگی، سلاح، نیروهای مسلح، شعارهای اجباری و برنامه‌های نظامی روبه‌رو شود، فقط یک مسئله آموزشی نیست؛ مسئله‌ای مرتبط با امنیت، سلامت روان و حقوق بنیادین کودکان است.

یونیسف در جریان جنگ امسال بارها تاکید کرده است که کودکان در ایران با خطر جسمی و فشار روانی ناشی از جنگ مواجه‌اند و مدارس و دیگر زیرساخت‌های غیرنظامی باید از آنها محافظت کنند. این نهاد در آوریل ۲۰۲۶ گفت کودکان در ایران با «آسیب جسمی و پریشانی روانی» روبه‌رو هستند و مدارس و خانه‌ها که باید محیط‌های امن باشند، تحت تاثیر جنگ قرار گرفته‌اند.

بنابراین، برای خانواده ایرانی مسئله فقط این نیست که یک پلاک فلزی روی گردن فرزندش قرار می‌گیرد یا نه. مسئله بزرگ‌تر این است که کودک قرار است در مدرسه چه چیزی یاد بگیرد و چه تصویری از آینده برای او ساخته می‌شود.

کودکی که باید در مدرسه آینده را تصور کند، نباید مجبور شود جنگ را تمرین کند. کودکی که باید با کتاب وارد کلاس شود، نباید با سلاح و ادبیات میدان نبرد مواجه شود و مدرسه‌ای که باید پناهگاه کودک باشد، نباید به مکانی تبدیل شود که حضور نظامی در آن برای دانش‌آموز عادی جلوه کند.

گزارش‌های تازه درباره پلاک‌های شناسایی جنگی و حضور نیروهای بسیج در مدارس، اگر درستی آنها در هر مورد به‌طور مستقل تایید شود، نشانه‌ای از عمیق‌تر شدن روندی است که نهادهای حقوق بشری پیش‌تر درباره آن هشدار داده‌اند: کشاندن فضای جنگ و سیاست امنیتی به محیطی که بیش از هر جای دیگری باید از آن دور باشد، یعنی مدرسه.

در ایران امروز، کودکان نه‌تنها قربانی مستقیم جنگ شده‌اند، بلکه در معرض پیامدهای روانی و اجتماعی آن نیز قرار دارند. پس از کشته‌شدن صدها کودک در حملات نظامی، انتظار طبیعی خانواده‌ها این است که مدرسه بیش از هر زمان دیگری از سیاست و جنگ فاصله بگیرد، اما روایت‌های تازه از مدارس تصویری معکوس ارائه می‌کنند. تصویری که در آن به جای پاک‌کردن آثار جنگ از ذهن کودکان، جنگ به مدرسه آورده می‌شود.

و شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد: اگر مدرسه دیگر برای کودک امن‌ترین جای شهر نباشد، او قرار است امنیت را کجا یاد بگیرد و احساس کند؟

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
محافظت‌شده توسط
Shield Security