نمایش خیابانی قدرت یا بحران مشروعیت؟ تناقضهای تازه در رفتار حکومت ایران

نمایش خیابانی قدرت در حالی رخ میدهد که بحران مشروعیت و افزایش سرکوب، چهرهای متناقض از وضعیت کنونی ایران به نمایش گذاشته است.
در دو روز گذشته، انتشار ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است؛ ویدیویی که در آن، گروهی از افراد که عمدتا جوان هستند، با در دست داشتن سلاح و بیان جملاتی تند، از آمادگی خود برای مقابله با مخالفان سخن میگویند. این تصاویر که به نظر میرسد با هدف نمایش قدرت و ایجاد بازدارندگی منتشر شده، واکنشهای گستردهای را در میان کاربران و ناظران برانگیخته است.
در بخشی از این ویدیو (که میتوان آن را در این گزارش مشاهده کرد)، افراد حاضر با اشاره به آمارهای ادعایی، تلاش میکنند حمایت گسترده مردمی از حاکمیت را به تصویر بکشند و مخالفان را به برخوردهای شدید تهدید کنند. ادبیات بهکاررفته در این تصاویر، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشاندهنده افزایش لحن خشونتآمیز در فضای عمومی و رسانهای است.
در کنار این موارد، برخی گزارشهای غیررسمی و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، ادعا میکنند که بخشی از این افراد بهصورت سازمانیافته برای حضور در چنین صحنههایی به کار گرفته میشوند. بر اساس این ادعاها، به این افراد مبالغی برای حضور شبانه پرداخت میشود که در برخی گزارشها از حدود دو تا ده میلیون تومان در هر شب ذکر شده است. همچنین گفته میشود که منابع مالی این پرداختها، در نهایت از بودجه عمومی و منابع اقتصادی کشور تامین میشود. با این حال، این ادعاها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست و مقامات رسمی نیز توضیح شفافی در اینباره ارائه نکردهاند و همیشه اینگونه مسائل در خفا میماند.
با این حال، همزمانی انتشار چنین ویدیوهایی با تحولات میدانی در ایران، پرسشهای جدی درباره اهداف و کارکرد این نمایشها ایجاد کرده است. در ماههای گذشته، گزارشهای متعددی از اجرای احکام اعدام علیه معترضان، بهویژه با اتهاماتی مانند «محاربه»، منتشر شده است. این روند، همراه با بازداشت فعالان مدنی و اقلیتهای مذهبی، از جمله شهروندان مسیحی و بهائی، تصویری متفاوت از وضعیت آزادیها در کشور ارائه میدهد.
از سوی دیگر، حضور برخی زنان بدون حجاب در این ویدیوها و برنامههای مشابه، در تضاد آشکار با برخوردهای سختگیرانه سالهای اخیر با مسئله پوشش در ایران قرار دارد. در سالهای گذشته، موارد متعددی از بازداشت، برخورد قضایی و حتی جانباختن شهروندان در ارتباط با حجاب گزارش شده است؛ از جمله پرونده مهسا امینی که بازتاب جهانی گستردهای یافت و به نمادی از اعتراضات تبدیل شد.
این دوگانگی ــ نمایش ظاهری تساهل در برخی موقعیتها و اعمال محدودیتهای سختگیرانه در عمل ــ از نگاه ناظران، نشانهای از تلاش برای مدیریت افکار عمومی در شرایط بحرانی است. برخی تحلیلگران بر این باورند که چنین اقداماتی بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و با هدف ارائه تصویری متفاوت از واقعیتهای موجود در داخل کشور صورت میگیرد.
در عین حال، تداوم محدودیتهای اینترنتی، افزایش کنترلهای اجتماعی و گزارشهای مربوط به برخورد در ایستهای بازرسی، نشان میدهد که سیاستهای نظارتی همچنان با شدت دنبال میشود. این مسئله باعث شده تا شکاف میان روایت رسمی و تجربه روزمره شهروندان بیش از پیش آشکار شود.
در مجموع، انتشار اینگونه ویدیوها را میتوان در چارچوب تلاش برای نمایش اقتدار در شرایطی تفسیر کرد که نشانههای بحران اجتماعی و سیاسی همچنان پابرجاست. ناظران معتقدند که تکیه بر چنین نمایشهایی، نهتنها به کاهش تنشها کمک نمیکند، بلکه میتواند به تعمیق بیاعتمادی عمومی و افزایش فاصله میان حکومت و جامعه منجر شود.




