«اکسپرس خزر»، مسیر تازه روسیه برای تقویت جمهوری اسلامی

روسیه در حال تقویت یک مسیر تدارکاتی راهبردی از طریق دریای خزر برای جمهوری اسلامی است؛ مسیری که به گفته گزارشهای بینالمللی، میتواند به انتقال قطعات پهپاد و تجهیزات نظامی و دور زدن برخی گلوگاههای دریایی تحت فشار غرب کمک کند. این همکاری، خزر را به یکی از مهمترین شریانهای پیوند نظامی مسکو و تهران تبدیل کرده است.
روسیه در سالهای اخیر، همزمان با تشدید رویارویی خود با غرب و گسترش همکاری نظامی با جمهوری اسلامی، به دنبال مسیرهایی بوده که بتواند انتقال کالا، تجهیزات و فناوری را بدون وابستگی به مسیرهای دریایی آسیبپذیر در برابر فشار غرب ادامه دهد. اکنون به نظر میرسد دریای خزر بیش از گذشته در مرکز این راهبرد قرار گرفته است.
نشریه بریتانیایی تلگراف در گزارشی، این مسیر تازه را با الگویی مقایسه کرده که روسیه پیشتر در جنگ سوریه برای پشتیبانی از حکومت بشار اسد به کار گرفته بود. در آن دوره، مسیری دریایی که بعدها با عنوان «اکسپرس سوریه» شناخته شد، برای انتقال تجهیزات و پشتیبانی روسیه از نیروهای خود در سوریه اهمیت زیادی پیدا کرد.
اکنون، پس از محدود شدن مسیرهای دریایی روسیه در نتیجه جنگ اوکراین و تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، دریای خزر میتواند نقشی مشابه برای روابط تهران و مسکو ایفا کند؛ با این تفاوت که این بار مقصد، جمهوری اسلامی و یکی از مهمترین شرکای نظامی روسیه است.
گزارشهای مستقل نیز اهمیت فزاینده این مسیر را تایید میکنند. نیویورکتایمز در ماه مه ۲۰۲۶ به نقل از مقامهای آمریکایی، گزارش داد که روسیه قطعات پهپاد را از طریق دریای خزر به ایران منتقل میکند؛ مسیری که به تهران امکان میدهد بخشی از نیازهای نظامی خود را از راهی تامین کند که دسترسی مستقیم نیروی دریایی آمریکا به آن بسیار دشوارتر است.
این گزارشها در شرایطی منتشر شدهاند که ایران پس از درگیریهای اخیر، بخش قابل توجهی از توان پهپادی خود را از دست داده است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، برآورد کرده که ایران در جریان جنگ، حدود ۶۰ درصد از ذخایر پهپادی و حدود ۳۰ درصد از موجودی موشکی خود را مصرف کرده است.
در چنین شرایطی، انتقال قطعات و تجهیزات از روسیه میتواند برای تهران اهمیت ویژهای داشته باشد. مقامهای آمریکایی که با نیویورکتایمز گفتوگو کردهاند، گفتهاند ادامه این روند میتواند به ایران در بازسازی توان پهپادی خود کمک کند.
اهمیت دریای خزر برای این همکاری، صرفا به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این دریا به آبهای آزاد راه مستقیم ندارد و تنها پنج کشور ساحلی ــ ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان ــ به آن دسترسی دارند. همین ویژگی، خزر را به مسیری جذاب برای انتقال محمولههایی تبدیل کرده که ممکن است در مسیرهای دیگر با خطر رهگیری، تحریم یا فشار نظامی مواجه شوند.
Lloyd’s List Intelligence در گزارشی درباره تجارت دریایی روسیه و ایران اعلام کرده که رفتوآمد دریایی میان دو کشور در خزر افزایش یافته و برخی کشتیهای فعال در این مسیر بهطور مکرر سامانه شناسایی خودکار یا AIS را خاموش میکنند؛ اقدامی که از نگاه تحلیلگران، میتواند نشانه تلاش برای پنهان کردن ماهیت یا مقصد برخی محمولهها باشد. این منبع همچنین اعلام کرده که تعداد کشتیهای طیکننده این مسیر در یک دوره مورد بررسی از حدود ۳۰ فروند در ماه به حدود ۵۰ فروند افزایش یافته است.
مؤسسه سلطنتی خدمات متحد RUSI نیز، دریای خزر را یکی از نقاط مهم شبکه تجاری و نظامی روسیه و ایران توصیف کرده است. این موسسه میگوید بنادر روسیه در آستراخان، اولیا و ماخاچکالا، با بنادر ایرانی از جمله انزلی و امیرآباد در ارتباط هستند و این مسیر از سال ۲۰۲۲ به بعد اهمیت بیشتری برای مبادله کالا، نفت و تجهیزات نظامی پیدا کرده است.
به این ترتیب، خزر تنها یک مسیر تجاری نیست؛ بلکه بخشی از یک شبکه چندوجهی است که حملونقل دریایی را به رودخانه، راهآهن و جاده متصل میکند و میتواند کالاها را از روسیه به ایران و از آنجا به مسیرهای جنوبی و حتی هند منتقل کند.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز در بررسی کریدور حملونقل شمال ــ جنوب، مسیر خزر را کوتاهترین شاخه این شبکه توصیف کرده است؛ مسیری که بنادر روسیه در خزر را به بنادر شمالی ایران متصل میکند و سپس امکان ادامه حملونقل به بنادر جنوبی و بازارهای هند را فراهم میسازد.
همکاری نظامی ایران و روسیه البته پدیدهای تازه نیست. تهران در جریان جنگ روسیه علیه اوکراین، پهپادهای شاهد و فناوری تولید آنها را در اختیار مسکو قرار داد و روسیه نیز با استفاده از فناوری ایرانی، خط تولید پهپادهای موسوم به «گرن-۲» را در منطقه آلابوگا ایجاد کرد.
اسناد و گزارشهای منتشرشده درباره کارخانه آلابوگا، نشان میدهند که روسیه با کمک ایران برای تولید هزاران پهپاد طراحیشده بر پایه شاهد برنامهریزی کرده بود. واشنگتنپست در سال ۲۰۲۳ از هدف تولید ۶ هزار فروند پهپاد در این مجموعه خبر داده بود.
از سوی دیگر، دادههای منتشرشده در ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که همکاری نظامی دو کشور به پهپاد محدود نمانده است. بر اساس گزارشی که به اطلاعات بلومبرگ استناد میکند، قراردادهای تسلیحاتی ایران و روسیه از اواخر سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از چهار میلیارد دلار برآورد شده و بخش مهمی از آن شامل موشکهای بالستیک و سامانههای پدافندی بوده است.
کارنگی نیز در ارزیابی خود از روابط دو کشور نوشته است که مسکو بیش از چهار میلیارد دلار سامانه تسلیحاتی از تهران خریداری کرده و در مقابل، روسیه نیز جنگندههای آموزشی، بالگردهای تهاجمی، خودروهای زرهی و سلاحهای دیگر را به ایران فروخته است.
بنابراین، آنچه امروز در دریای خزر مشاهده میشود را باید بخشی از یک رابطه نظامی عمیقتر دانست؛ رابطهای که در آن، تهران و مسکو هر دو در تلاشاند بخشی از فشارهای ناشی از تحریمها و محدودیتهای بینالمللی را با ایجاد مسیرهای جایگزین خنثی کنند.
یکی از مهمترین دلایل، آسیبپذیری مسیرهای سنتی است. در شرایطی که تنگه هرمز تحت فشار نظامی و سیاسی قرار گرفته و مسیرهای دریایی منطقه با خطر حمله و اختلال مواجهاند، استفاده از خزر میتواند به ایران امکان دهد بخشی از واردات و دریافت تجهیزات خود را از شمال انجام دهد.
همزمان، روسیه نیز از مسیرهای خزر برای اتصال به شبکه حملونقل ایران و سپس بازارهای جنوب آسیا استفاده میکند. این مسیر بخشی از کریدور بینالمللی حملونقل شمال ــ جنوب است؛ پروژهای که در سالهای اخیر برای مسکو اهمیت بیشتری پیدا کرده است. CSIS میگوید بخش ترانسکاسپین این کریدور، به دلیل وابستگی کمتر به کشورهای متعدد، برای روسیه جذابیت ویژهای پیدا کرده است. اما اهمیت نظامی این مسیر در ماههای اخیر بیش از گذشته آشکار شده است.
در اواخر مارس ۲۰۲۶، حمله هوایی اسرائیل به بندر انزلی، نشان داد که مسیرهای دریای خزر دیگر الزاما از پیامدهای درگیریهای منطقهای مصون نیستند. RUSI این حمله را در ارتباط با یکی از مسیرهای مهم تجاری روسیه و ایران در خزر قرار داده است.
در ماه ژوئیه نیز اوکراین به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر حمله کرد؛ حملهای که به گفته مقامهای ایرانی، موجب کشته شدن یک ملوان و زخمی شدن فرد دیگری شد. رویترز این حادثه را در چارچوب تشدید درگیری میان اوکراین و شبکههای انتقال مرتبط با ایران و روسیه گزارش کرده است.
والاستریت ژورنال نیز در گزارشی نوشت که اوکراین حملات پهپادی دوربرد خود را به دریای خزر گسترش داده و کشتیها و زیرساختهایی را هدف گرفته است که به انتقال پهپادهای ایرانی به روسیه مرتبط دانسته میشوند.
در اینجا اهمیت اصطلاح «اکسپرس خزر» روشنتر میشود. این عنوان بیش از آنکه نام رسمی یک پروژه باشد، توصیفی از الگویی است که در آن روسیه تلاش میکند دریای خزر را به شریان امنتری برای ارتباط با ایران تبدیل کند.
اگر این مسیر تثبیت شود، پیامدهای آن فراتر از روابط دوجانبه تهران و مسکو خواهد بود. روسیه میتواند از آن برای حفظ ارتباط با ایران، انتقال کالا و تجهیزات و توسعه کریدورهای حملونقل اوراسیایی استفاده کند؛ در حالی که جمهوری اسلامی نیز مسیر جایگزینی برای دریافت کالا و بخشی از نیازهای نظامی خود در اختیار خواهد داشت.
از این منظر، خزر به نقطه تلاقی سه بحران تبدیل شده است: جنگ روسیه و اوکراین، رویارویی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل و رقابت گستردهتر قدرتهای جهانی بر سر مسیرهای تجاری اوراسیا.
تاریخ جنگها بارها نشان داده است که مسیرهای تدارکاتی میتوانند به اندازه میدان نبرد اهمیت داشته باشند. اگر یک طرف بتواند مسیر انتقال سلاح، سوخت، قطعات و نیروی انسانی خود را حفظ کند، توان ادامه جنگ را نیز افزایش میدهد.
به همین دلیل، تلاش روسیه برای توسعه مسیر خزر تنها یک اقدام اقتصادی یا تجاری نیست. اگر گزارشهای مربوط به انتقال تجهیزات نظامی و قطعات پهپاد ادامه یابد، این مسیر میتواند به یکی از عناصر مهم توان بازسازی نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شود.
تلگراف در جمعبندی گزارش خود با اشاره به همین اهمیت، این پرسش را مطرح کرده است که آیا دولت آمریکا پیش از آنکه «اکسپرس خزر» به ستون فقرات دائمی همکاری لجستیکی روسیه و ایران تبدیل شود، برای مقابله با آن اقدامی خواهد کرد یا نه؟
در گزارش تلگراف آمده است: «تاریخ نشان میدهد جنگها اغلب نه فقط در میدان نبرد، بلکه در امتداد مسیرهای تدارکاتی که آنها را سرپا نگه میدارند، تعیین تکلیف میشوند.»
اما آنچه از مجموعه گزارشهای مستقل میتوان دریافت، این است که این مسیر دیگر صرفا یک احتمال نظری نیست. افزایش رفتوآمد دریایی، انتقال گزارششده قطعات پهپاد از روسیه به ایران، ارتباط بنادر دو کشور و تلاش برای پنهان کردن مسیر برخی کشتیها، نشان میدهد دریای خزر در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین عرصههای رقابت ژئوپلیتیکی میان روسیه، ایران و رقبای آنهاست.
در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از خزر داشته باشد؛ زیرا این آبراه اکنون در حال پیوند خوردن به شبکهای بزرگتر از بنادر، راهآهنها، رودخانهها و جادههایی است که روسیه و ایران را به یکدیگر و به بازارهای آسیایی متصل میکند.
به نظر میرسد «اکسپرس خزر» بیش از آنکه صرفا یک مسیر جدید باشد، نشانهای از شکلگیری معماری تازهای برای همکاری روسیه و جمهوری اسلامی است؛ معماریای که هدف آن کاهش آسیبپذیری دو کشور در برابر تحریمها، فشارهای دریایی و محدودیتهای ناشی از رقابت با غرب است.




