اخبار ایرانحقوق بشر

قتل، سرقت جسد و دفن مخفیانه، روایت یک جنایت حکومتی

جنایت امنیتی جمهوری اسلامی، علاوه بر سرکوب وحشیانه و غارت، درد خانواده‌ها برای دفن مخفیانه جسد عزیزانشان را به جنایات خود افزوده است.

در دل اعتراضات سراسری ایران که از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ / دی ۱۴۰۴ آغاز شد و به یکی از خونین‌ترین دوره‌های سرکوب معترضان در دهه‌های اخیر تبدیل شده است، مرگ «روبینا امینیان » دختر ۲۳ ساله کُرد و دانشجوی طراحی لباس در تهران، تصویری نمادین و هولناک از «ظلمِ حکومتی و خرد شدن زندگی‌ها» ارائه داده است.

براساس گزارش‌های متعدد از جمله گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس و سازمان‌های حقوق بشری، خانواده روبینا بر این باورند که او با شلیک مستقیم گلوله از پشت سر، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد و این فقط آغاز کابوس بود.

وقتی مادر روبینا از طریق تماس دوستان دخترش در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۶ / ۱۸ دی ۱۴۰۴ از درگذشت او مطلع شد، برای یافتن بدنش مجبور شد به میان هزاران جسد خون‌آلود در سردخانه‌ها و انبارها برود و هر کیسه جسد را باز کند تا دخترش را پیدا کند.

او درباره آن لحظاتِ به‌ظاهر بی‌پایان، گفته است که در میان چهره‌های زیبا و بی‌جان می‌گشت تا روبینا را بشناسد، صحنه‌ای که هر توصیف انسانی را به چالش می‌کشد.

بر اساس گزارش‌ها، پس از یافتن جسد، خانواده با وحشتی غیرقابل‌تصور مواجه شدند. نفوذ و قدرت امنیتی‌ها چنان بود که آن‌ها نمی‌توانستند به سادگی جسد را دفن کنند. ده‌ها خانواده دیگر نیز با گزارش‌هایی از درخواست پول از سوی نیروهای اطلاعاتی در ازای تحویل جسد عزیزانشان مواجه شده‌اند، عملی که مرکز حقوق بشر ایران آن را «رویه‌ای شناخته‌شده و معمول» برای ترساندن خانواده‌ها و جلوگیری از مراسم سوگواری علنی توصیف کرده است.

به همین دلیل، خانواده روبینا عملا مجبور شدند که جسد دخترشان را از سردخانه بیرون بیاورند. مینویی دایی روبینا از «اسلو» در اینباره اظهار کرد: «زمانی که آمنه مادر روبینا، پیکر روبینا را یافت، همسر، دختر و پسرش نیز به او پیوستند و با کمک یکدیگر، با شتاب جسد را بیرون کشیدند.» مینویی گفت: «در واقع او جسد دختر خودش را دزدید و در نهایت مجبور شد آن را در گودالی بی‌نشان کنار جاده دفن کند تا مبادا نیروهای امنیتی دوباره سر راهشان سبز شوند و جسد روبینا را بگیرند و در ازای بازگرداندن، از آنها پول دریافت کنند و بیش از این به دردشان بیفزایند.»

مادر روبینا پس از مرگ وی، با بستگان خود در خارج از کشور تماس گرفته و آنچه در این اعتراضات رخ داده را برای آنها بازگو کرده است. او در هنگام کشته شدن روبینا، در کرمانشاه بوده و پس از شنیدن خبر کشته شدن روبینا توسط دوستانش، نیمه‌شب به سمت تهران حرکت کرده است. او در تماس خود توضیح داده که چگونه یکی‌یکی زیپ کیسه‌های جسد را باز می‌کرد تا روبینا را پیدا کند.

«هاله نوری» خاله روبینا از اسلو نیز در اینباره گفت: «او از میان آن همه چهره زیبا می‌گذشت و به دنبال دخترش می‌گشت و آنچه برای من وحشتناک است، تصور احساسی‌ست که خواهرم هنگام جست‌وجوی فرزندش داشته است.»

نمونه مشابه دیگری که نام و هویت وی محفوظ است، نشان می‌دهد که این خانواده نیز به محض کشته شدن فرزندشان در اعتراضات، زمانی که فرزندشان جلوی چشمان خانواده خود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد، مجبور شدند پیکر فرزندشان را به سرعت از محل برده و او را در باغچه حیاط منزلشان دفن کنند تا مبادا نیروهای امینی، پیکر فرزندشان را بدزدند.

روایت روبینا و فردی که هویتش محفوظ است، تنها مواردی نیستند که رخ داده و ممکن است موارد مشابه بسیار دیگری نیز مانند این روایت باشد. این روایت، بازتابی از خشونت گسترده‌تر حکومت ایران علیه جامعه مدنی است. بر اساس گزارش‌ها و برآوردهای نهادهای حقوق بشری، هزاران نفر در جریان اعتراضات اخیر کشته شده‌اند، اما دولت ایران از ارائه آمار مستقل و قابل‌اعتماد خودداری کرده است.

طبق اظهارات «سازمان عفو بین‌الملل»، بسیاری از خانواده‌های دیگر نیز در سردخانه‌های مملو از اجساد کشته‌شدگان، به دنبال عزیزان خود می‌گردند، اجسادی که در کامیون‌ها، کانتینرهای باری و انبارها، روی هم انباشته شده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادهای بین‌المللی نیز، تاکید کرده‌اند که بسیاری از قربانیان مانند روبینا، بدون سلاح و در مسیر اعتراضات صلح‌آمیز، به‌ویژه جوانان، زنان و دانشجویان، در حملات مستقیم نیروهای امنیتی مورد هدف قرار گرفته‌اند.

در بسیاری از موارد مشابه دیگر نیز، خانواده‌ها گزارش داده‌اند که برای یافتن عزیزانشان به سردخانه‌های لبریز از اجساد مراجعه کرده‌اند و پس از دریافت جسد عزیزانشان، مراسم سوگواری و خاک‌سپاری ایشان توسط مقامات، تحریم یا با تهدید و محدودیت شدید مواجه شده است و اغلب مجبور بوده‌اند بین تدفین مخفیانه در بیابان یا ریسک دستگیری و تشدید آزار از سوی نیروهای امنیتی، یکی را انتخاب کنند.

بدیهی است که این بحران فراتر از یک تراژدی شخصی است، این شهادت دردآور، نمادی از سیاست سرکوب بی‌رحمانه و نقض بنیادین حقوق بشر است که نه‌تنها حق زندگی، بلکه حق کرامت در مرگ و سوگواری انسانی را نیز از خانواده‌ها سلب می‌کند.

مرگ روبینا امینیان و نحوه دفن او، نه فقط گزارش یک واقعه، بلکه بازتاب نظام‌مند خشونت، سانسور، ارعاب و بی‌احترامی به زندگی انسان‌ها است که اعتراضات اخیر ایران را به نقطه‌ای بی‌سابقه در تاریخ سرکوب شهری بدل کرده است.

این واقعه به ما یادآوری می‌کند که وقتی حکومت‌ها قادر باشند حتی بر اجساد مردگان چیره شوند، آزادی‌های اساسی و عدالت اجتماعی، بیش از پیش در خطر هستند و جهان باید صدای خانواده‌هایی را که مجبور شدند بدن عزیزانشان را دزدیده و دفن کنند بشنود، قبل از آن‌که بسیاری دیگر به تاریخ بپیوندند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا