رشت در آتش و خون؛ سرکوبی که از حافظه تاریخی عبور کرد

شاهدان عینی در رشت، از خونبارترین و آتشبارترین سرکوب در این شهر خبر دادند که نماد سرکوبی بیسابقه در اعتراضات دی ۱۴۰۴ میباشد.
بهگفته شاهدان عینی و بر اساس تصاویر محدود منتشرشده، آنچه در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در رشت رخ داد، فراتر از یک سرکوب خیابانی معمول بوده و اکنون از آن، بهعنوان یکی از «خونینترین» رخدادهای تاریخ معاصر این شهر یاد میشود.
مرکز استان گیلان، در این دو شب عملا به صحنهای از خشونت افسارگسیخته تبدیل شد؛ جایی که بخشهایی از بازار قدیمی شهر و چندین بانک، طعمه حریق شدند و شمار بسیار زیادی از شهروندان جان خود را از دست دادند.
با وجود گذشت زمان، ابعاد واقعی آنچه در رشت اتفاق افتاده، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. شاهدان عینی، از جمله افرادی که با پذیرش خطرات جدی موفق به انتقال اطلاعات از داخل کشور شدهاند و نیز کسانی که پس از خروج از ایران روایت خود را بیان کردهاند، تاکید میکنند که برای درک وسعت این فاجعه، باید منتظر انتشار اسناد، تصاویر و ویدیوهای بیشتری بود. به گفته آنها، شدت و گستردگی وقایع بهگونهای بوده که پیش از این سابقه نداشته و اساسا توصیف آن با کلمات ممکن نیست.
در همین راستا، روایت سه شاهد عینی از وقایع رشت که با بیبیسی فارسی گفتوگو کردهاند، تصویری تکاندهنده از آن شبها ارائه میدهد. برای حفظ امنیت این افراد، روایتها بهصورت بازخوانیشده منتشر شدهاند، امری که خود گواهی بر فضای رعب و وحشت حاکم بر کشور است.
سرکوب رشت، تنها بخشی از تصویری بزرگتر است. در هفته سوم قطع سراسری اینترنت در ایران، تصاویری به بیرون درز کرده که وضعیت شهرهای مختلف پس از کشتار معترضان را نشان میدهد. از جمله این تصاویر، ویدیوهایی از بهشت زهرا، بزرگترین گورستان تهران، در ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ است؛ جایی که جمعیتی انبوه از خانوادهها برای دفن عزیزان خود گرد آمدهاند. این تصاویر، بدون نیاز به توضیح، عمق فاجعه انسانی جاری در کشور را به نمایش میگذارند.
نهادهای حقوق بشری با استناد به دادههای میدانی و گزارشهای غیررسمی، هشدار دادهاند که از آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تاکنون، هزاران نفر کشته یا زخمی شدهاند. خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) اعلام کرده است که تا روز ۵ بهمنماه، تعداد ۵۱۴۹ کشتهشدهی معترض را احراز هویت کرده و همزمان در حال بررسی حدود ۱۷ هزار مورد جانباخته دیگر است. این نهادها تاکید دارد که با توجه به سانسور شدید، قطع ارتباطات و فشار بر خانوادهها، آمار نهایی قربانیان میتواند چندین برابر ارقام اعلامشده فعلی باشد.
سرکوب گسترده اعتراضات، قطع طولانیمدت اینترنت، جلوگیری از اطلاعرسانی مستقل و فشار بر شاهدان و خانوادههای قربانیان، الگوهایی آشنا در برخورد حکومت ایران با اعتراضات مردمی است؛ اما آنچه در دی ۱۴۰۴ رخ داده، به باور بسیاری از ناظران، نشانه عبور حکومت از خطوطی است که حتی در قیاس با سرکوبهای پیشین نیز بیسابقه تلقی میشود.
رشت، شهری که سالها بهعنوان نماد پویایی اجتماعی و فرهنگی در شمال ایران شناخته میشد، اکنون به نامی گره خورده است که یادآور آتش، خون و سکوت تحمیلی است؛ سکوتی که تنها با انتشار حقیقت و مستندسازی دقیق این وقایع میتواند شکسته شود.
قطع گسترده و طولانیمدت اینترنت در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفا یک اقدام امنیتی یا فنی دانست؛ این اقدام بخشی جداییناپذیر از سازوکار سرکوب بوده است. اینترنت در این مقطع نه فقط ابزار ارتباط، بلکه تنها راه ثبت، مستندسازی و نجات جان انسانها محسوب میشد. محرومکردن شهروندان از دسترسی به آن، بهمعنای بستن راه فریاد، شهادت و کمکرسانی بود.
در شرایطی که نیروهای امنیتی با خشونت گسترده به معترضان یورش بردند، قطع اینترنت عملا شهرها را به جزایری منزوی تبدیل کرد؛ جزایری که در آن، کشتار میتوانست بدون نظارت عمومی و بدون ترس از پاسخگویی ادامه یابد. نبود ارتباط، امکان تماس با خانوادهها، رسانهها، پزشکان و حتی خدمات اورژانسی را مختل کرد و بسیاری از مجروحان (بنا بر روایتها)، بهدلیل نرسیدن کمک پزشکی جان باختند.
قطع اینترنت همچنین ابزاری برای تحریف واقعیت بود. در غیاب تصاویر و گزارشهای لحظهای، روایت رسمی حاکمیت مجال یافت تا قربانیان را «آشوبگر» بنامد و ابعاد واقعی خشونت را پنهان کند. این در حالی است که تجربه اعتراضات پیشین در ایران نشان داده هر جا اینترنت وصل مانده، شواهد تصویری توانستهاند روایتهای رسمی را به چالش بکشند و مانع از انکار گسترده شوند.
از منظر حقوق بشر، قطع اینترنت در بحبوحه اعتراضات، مصداق مجازات جمعی و نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات است. سازمانهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که چنین اقداماتی نهتنها ناقض آزادی بیان، بلکه تسهیلکننده نقضهای جدیتری همچون قتل فراقضایی، ناپدیدسازی قهری و شکنجه است.
آنچه در رشت و دیگر شهرهای ایران رخ داد، نشان داد که قطع اینترنت دیگر صرفا یک «واکنش اضطراری» نیست، بلکه به ابزاری ساختاری در مدیریت سرکوب تبدیل شده است؛ ابزاری که سکوت تحمیل میکند، حافظه جمعی را هدف میگیرد و امکان دادخواهی را از همان ابتدا محدود میسازد.
تا زمانی که این وقایع بهطور مستقل بررسی نشوند و عاملان آن مورد پاسخگویی قرار نگیرند، خطر تکرار چنین فجایعی همچنان پابرجاست؛ فجایعی که در تاریکی اینترنتقطعشده رخ میدهند و تنها با پافشاری بر حقیقت، میتوان نور را دوباره به آنها تاباند.




