زلزله خونین سرکوب، «زهرا ارجمندی» شهروند مسیحی قربانی بیرحمی در قشم

مرگ «زهرا ارجمندی» شهروند مسیحی ۵۱ ساله، نماد فجایع گسترده سرکوب اعتراضات ایران و بیپاسخماندن خون معترضان است.
در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ برابر با ۸ ژانویه ۲۰۲۶، زهرا ارجمندی شهروند مسیحی ۵۱ ساله ساکن جزیره قشم، جان خود را در جریان سرکوب خشونتآمیز اعتراضات مردمی در ایران از دست داد. این واقعه، بخشی از موج گستردهای از خشونت علیه مردم معترض است که از اواخر سال ۱۴۰۴ در نقاط مختلف کشور ادامه پیدا کرد و به گفته نهادهای حقوق بشری، با استفاده بیرویه از زور، سلاح گرم و اقدامات سرکوبگرانه همراه بوده است.
بر اساس روایت منابع مستقل، زهرا ارجمندی هنگام حضور در میان جمعیت معترض، برای لحظاتی از فرزندش جدا شد و در جریان تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی هدف گلوله قرار گرفت. همزمان ارتباطات تلفنی و اینترنت در منطقه بهطور کامل قطع شد که مانع از بروز اطلاعات مستقل و بهموقع در مورد رخدادها شد.
پس از وصل مجدد ارتباطات، یک تماس ناشناس با پسر او برقرار شد که از زخمی شدن زهرای ارجمندی خبر داد. وقتی پسر به محل رسید، مادرش را در حالی یافت که شدیدا مجروح بود و بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما بهدلیل جراحات شدید، پزشکان نتوانستند جان او را نجات دهند. زهرا دو فرزند داشت و در آغوش فرزندش جان سپرد.
پس از مرگ زهرا، نیروهای امنیتی پیکر او را برای شش روز توقیف کردند و سپس تحت شدیدترین تدابیر امنیتی در شهر «سده» در شمال استان فارس به خاک سپردند، در حالی که صدور حکم ممنوعیت برگزاری مراسم یادبود برای وی و هرگونه اطلاعرسانی عمومی نیز اعلام شد.
حکایت مرگ زهرای ارجمندی، تنها یک مورد از هزاران مورد سرکوب و قتل معترضان در ایران در این دوره است. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد که در جریان اعتراضات که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۷ دیماه ۱۴۰۴) آغاز شده بود، نیروهای امنیتی ایران از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پلیس، بارها با استفاده از گلوله، شاتگان، ساچمههای فلزی، گاز اشکآور و باتوم، بهطور غیرقانونی به معترضان حمله کردند که منجر به قتل دستکم دهها معترض و بازداشت صدها نفر از جمله کودکان و فعالان مدنی شده است.
این موج اعتراضات، که ابتدا با خواستههای اقتصادی و اجتماعی آغاز شد و به یک قیام گسترده علیه سرکوب، فساد و فقدان آزادیها بدل گشت، با پاسخ خشونتبار و «بیپروا» از سوی مقامات ایران مواجه شد. نهادهای حقوق بشری مستقل گزارش دادهاند که این سرکوب با هدف ترساندن جامعه و جلوگیری از گفتمان آزادیخواهانه ادامه دارد و متهمان به اعتراض، اغلب با اتهامات سنگین، محاکمات ناعادلانه و حتی خطر مجازات اعدام روبهرو هستند.
در این میان، مرگ افرادی مانند زهرا ارجمندی یا دیگر قربانیان اعتراضات که از نقاط مختلف ایران گزارش شدهاند، از جمله نامهای «محسن رشیدی»، «احسان افشاریمنش» و «اَجمین مسیحی»، نشان میدهد که پرداختن به حقوق بشر، آزادی عقیده و اعتراض مسالمتآمیز در ایران، همچنان با خطرات شدید و فاجعهآمیزی همراه است.
گزارشها همچنین یادآور میشوند که بسیاری از خانوادههای قربانیان، تحت فشار و تهدیدهای امنیتی قرار دارند و تلاش میکنند از یادآوری و ثبت واقعیات جلوگیری کنند، در حالی که جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری خواستار پاسخگویی حکومت ایران به این نقضهای حقوق بشر هستند.




