اعدام بیوقفه در ایران؛ از معترضان مشهد تا زندانی بلوچ، عدالت یا تسویهحساب سیاسی؟

اعدام مخفیانه «ابراهیم دولتآبادی»، «مهدی رسولی» و «محمدرضا میری» در مشهد و همچنین «قاسم نوری رودینی» در اصفهان، در حالی انجام شده که گزارشها از اعترافات اجباری، نبود دادرسی عادلانه و فشار بر خانوادهها پرده برمیدارند؛ روندی که نگرانیها درباره استفاده از مجازات مرگ بهعنوان ابزار سرکوب در ایران را بهطور بیسابقهای تشدید کرده است.
در حالی که موج تازهای از اعدامها در ایران بهصورت مخفیانه و شتابزده اجرا میشود، گزارشها از نقض گسترده دادرسی عادلانه، اعترافات اجباری و فشار بر خانوادهها حکایت دارد؛ روندی که نگرانیها درباره استفاده از مجازات مرگ بهعنوان ابزار سرکوب و ایجاد رعب در جامعه را بهشدت افزایش داده است.
همزمان با افزایش فشارهای امنیتی در ایران، گزارشهای تازه از اجرای سلسلهای از احکام اعدام علیه معترضان و زندانیان حکایت دارد؛ احکامی که بسیاری از نهادهای حقوق بشری، آنها را نمونهای از «قتل حکومتی» و ابزار سرکوب سیاسی میدانند.
در تازهترین مورد، اجرای حکم اعدام ابراهیم دولتآبادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در مشهد، بهصورت مخفیانه در زندان وکیلآباد این شهر اجرا شد. این اقدام بدون اطلاعرسانی قبلی و تنها چند روز پس از صدور حکم صورت گرفت؛ موضوعی که بار دیگر انتقادها نسبت به روندهای غیرشفاف قضایی در ایران را تشدید کرده است.
«میزان» خبرگزاری رسمی قوه قضاییه، یک روز پس از اجرای حکم، با انتشار گزارشی او را «از لیدرهای اعتراضات» و «عامل موساد» معرفی کرد؛ ادعاهایی که به گفته منابع مستقل، بدون ارائه مستندات قابل راستیآزمایی مطرح شدهاند. در مقابل، منابع نزدیک به خانواده این زندانی تاکید دارند که روند رسیدگی به پرونده او فاقد معیارهای یک دادرسی عادلانه بوده و حتی انگیزههای سیاسی در صدور حکم نقش داشته است.
ابراهیم دولتآبادی که پدر دو فرزند خردسال بود، در شرایطی اعدام شد که دیگر اعضای خانوادهاش نیز در جریان همان اعتراضات بازداشت شده بودند. گزارشها نشان میدهد برخی از این افراد همچنان در بازداشت به سر میبرند و پیشتر نیز تحت فشارهای امنیتی قرار داشتهاند.
در همان روز، دو معترض جوان دیگر به نامهای مهدی رسولی و محمدرضا میری نیز در زندان وکیلآباد مشهد اعدام شدند. این دو، در پروندهای مشترک و بر اساس اعترافاتی که گفته میشود تحت شکنجه اخذ شده، به مرگ محکوم شده بودند. یکی از آنان پیش از اجرای حکم اعلام کرده بود که تنها مدرک موجود علیه او، ویدیویی از درگیری بوده و اعتراف به قتل را تحت فشار شدید پذیرفته است.
منابع آگاه همچنین گزارش دادهاند که این دو زندانی از حق آخرین ملاقات با خانواده محروم شده و اجرای حکم بهصورت ناگهانی انجام شده است. پیکر آنان نیز تحت تدابیر امنیتی به خانوادهها تحویل داده شده است.
در تحولی دیگر، حکم اعدام یک زندانی بلوچ به نام قاسم نوری رودینی نیز در زندان مرکزی اصفهان اجرا شد. این در حالی است که حکم وی پیشتر دو بار در دیوان عالی کشور نقض شده بود، اما با وجود این، اجرای حکم بهطور ناگهانی و بدون توضیح رسمی انجام گرفت. او که پدر دو فرزند بود، همواره اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده بود.
نکته قابل توجه در این پرونده، عدم اعلام رسمی اعدام در رسانههای دولتی است؛ موضوعی که به گفته ناظران، نشاندهنده تداوم روند اعدامهای خاموش در ایران است.
در ماههای اخیر، نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به افزایش اعدامها، بهویژه در ارتباط با معترضان، هشدار دادهاند. گزارشها حاکی از آن است که فشار بر خانوادهها برای سکوت، استفاده از اعترافات اجباری و تسریع در اجرای احکام، به بخشی از یک الگوی سیستماتیک تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، کارشناسان بر این باورند که ادامه این روند نهتنها شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیقتر میکند، بلکه اعتبار نظام قضایی را نیز بیش از پیش زیر سؤال میبرد. همزمان، درخواستها از جامعه جهانی برای واکنش جدیتر به وضعیت حقوق بشر در ایران در حال افزایش است.




