جدال بر سر تاریخ اندلس؛ اظهارات پاپ لئو چهاردهم موجی از انتقادها در اسپانیا را برانگیخت

سخنان پاپ لئو چهاردهم درباره نقش گفتوگو و همزیستی ادیان در دوران حضور مسلمانان در شبهجزیره ایبری، به بحثی داغ در محافل تاریخی و مذهبی اسپانیا تبدیل شده است. در حالی که رهبر کلیسای کاتولیک از برخی جلوههای تعامل فرهنگی میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در اندلس به عنوان نمونهای برای غلبه بر شکافهای امروزی یاد کرد، گروهی از مورخان و تحلیلگران اسپانیایی این توصیف را یک روایت ناقص از تاریخ دانسته و هشدار دادهاند که نباید واقعیتهای تلخ آن دوره، در سایه تاکید بر گفتوگو و تبادل فرهنگی فراموش شود.
پاپ لئو چهاردهم در نخستین روز سفر خود به اسپانیا، ضمن دعوت جامعه این کشور به دوری از روایتهای تفرقهافکن، به بخشی از تاریخ اندلس اشاره کرد و گفت: «حضور اسلام در شبهجزیره ایبری تنها به رویارویی و جنگ محدود نبود، بلکه تلاشی برای ایجاد فضایی برای تماس، گفتوگو و جستوجوی حقیقت میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان نیز در آن دیده میشد.» او همچنین از شهرهای تاریخی «تولدو» و «کوردوبا» و نیز مدرسه مترجمان تولدو به عنوان نمونههایی از همکاری میان فرهنگها و ادیان نام برد.
اما این اظهارات با واکنش تند برخی پژوهشگران روبهرو شد. منتقدان معتقدند که تاکید بر جنبههای مثبت اندلس اسلامی، بدون اشاره کافی به محدودیتهای اعمالشده علیه مسیحیان و یهودیان، تصویری یکجانبه از تاریخ ارائه میدهد. آنان یادآور میشوند که غیرمسلمانان در بسیاری از دورههای حکومت اسلامی در اسپانیا تحت نظام «ذمه» زندگی میکردند؛ وضعیتی که آنان را از نظر حقوقی و اجتماعی در جایگاهی پایینتر قرار میداد و با پرداخت مالیاتهای ویژه و محدودیتهای مذهبی همراه بود.
در میان برجستهترین منتقدان، «داریو فرناندز موررا» نویسنده کتاب «افسانه بهشت اندلس»، استدلال میکند که روایت رایج از اندلس به عنوان سرزمینی سرشار از تساهل دینی، با شواهد تاریخی سازگار نیست. او مینویسد: «وجود یک پادشاهی مسلمان در اسپانیای قرون وسطی که نژادها و مذاهب مختلف در آن با هماهنگی و در مدارای چندفرهنگی زندگی میکردند، یک افسانه تاریخی است.»
منتقدان همچنین به نمونههایی اشاره میکنند که به باور آنان با تصویر ارائهشده از همزیستی کامل سازگار نیست، از جمله «شهدای کوردوبا» (گروهی از مسیحیان که در قرن نهم میلادی به دلیل پافشاری بر ایمان خود اعدام شدند.) آنان همچنین یادآور میشوند که «موسی بن میمون» فیلسوف و دانشمند برجسته یهودی، در پی قدرتگیری حکومت الموحدین ناچار به ترک زادگاه خود شد و «ابن رشد» فیلسوف مشهور مسلمان نیز در مقطعی از زندگی با تبعید و سوزاندن آثارش مواجه شد.
یکی دیگر از محورهای انتقاد، اشاره پاپ به مدرسه مترجمان تولدو بود. مخالفان این روایت تاکید میکنند که این مرکز علمی پس از بازپسگیری تولدو توسط نیروهای مسیحی شکل گرفت و بنابراین نمیتوان آن را صرفا محصول سیاستهای حکومت اسلامی دانست. با این حال، بسیاری از مورخان بر این باورند که انتقال میراث علمی یونانی، عربی و عبری به اروپا، نتیجه فرآیندی پیچیده و چندلایه بود که در آن دانشمندان و مترجمان از پیشینههای مختلف مذهبی نقشآفرینی کردند.
این مناقشه تاریخی در واقع بازتابی از یک بحث گستردهتر در اروپای امروز است؛ اینکه چگونه باید گذشته را روایت کرد و چه نسبتی میان هویت مسیحی اروپا، تجربه مهاجرت و مفهوم چندفرهنگی وجود دارد. در حالی که پاپ لئو چهاردهم از تاریخ برای دعوت به آشتی و گفتوگو بهره میگیرد، منتقدانش هشدار میدهند که هرگونه بازخوانی گذشته باید تمامی ابعاد آن، از جمله دورههای آزار و تبعیض علیه اقلیتهای دینی را نیز در نظر بگیرد.
بحث بر سر اندلس، بیش از آنکه صرفا یک اختلاف تاریخی باشد، به پرسشی معاصر تبدیل شده است: آیا گذشته میتواند الگویی برای همزیستی امروز باشد، یا آنکه روایتهای ایدهآلگرایانه از تاریخ، مانع درک واقعیتهای پیچیده و گاه دردناک آن میشوند؟