ایران در آینه افغانستان؛ آیا تاریخِ یک حکومت ایدئولوژیک تکرار میشود؟

«الین جونز»، درباره آینده ایران که زیر فشارهای ایدئولوژیک حکومت ایران، به افغانستان تبدیل خواهد شد، هشدار داد.
در حالی که تحولات سیاسی ایران بهطور فزایندهای در کانون توجه جهانی قرار گرفته، برخی تحلیلگران با نگاه به تجربه افغانستان تحت حاکمیت طالبان، نسبت به آیندهای مشابه برای ایران هشدار میدهند؛ آیندهای که در آن فشارهای خارجی، انسداد داخلی و ایدئولوژی حاکم، میتواند مسیر یک کشور را بهطور بنیادین تغییر دهد.
«الین جونز» نیز یکی از تحلیلگرانیست که تحلیلی درباره ایران ارائه داده است. وی بیش از دو دهه در ساختار دیپلماسی آمریکا در کشورهای خاورمیانه و جهان اسلام فعالیت داشته است. او در مسئولیتهای مختلفی از جمله مدیریت بخشهای سیاسی و اقتصادی در عربستان سعودی، پیگیری موضوع آزادیهای مذهبی در مصر و نظارت بر برنامههای توسعهای در لبنان نقش داشته است. همچنین در حوزه سیاستگذاری در واشینگتن، در جایگاههایی مرتبط با مقابله با تروریسم و حمایت از ابتکارات زنان در افغانستان فعالیت کرده است.
تجربه طولانی او از زندگی و کار در جوامع اسلامی، موجب شده تا تمرکز ویژهای بر بررسی ابعاد ایدئولوژیک و اجتماعی این جوامع داشته باشد؛ موضوعی که اکنون در تحلیلهای او برای مخاطبان، بهویژه در محافل مسیحی بازتاب یافته است.
الین جونز دیپلمات پیشین آمریکایی و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در یادداشتی تحلیلی به بررسی این سناریو پرداخته و تلاش کرده تا تصویری از پیامدهای تداوم وضعیت کنونی در ایران ارائه دهد. او در بخشی از تحلیل خود با استناد به گزارشهای حقوق بشری درباره افغانستان مینویسد: «در ماه مارس گذشته، طالبان ۱۲۴ مرد و ۱۷ زن را در ملاعام شلاق زدند. با این آمار، تعداد کل قربانیان مجازاتهای علنی از زمان ازسرگیری این رویه در نوامبر ۲۰۲۲، به ۲۴۷۰ نفر رسیده است که ۳۸۰ نفر از آنان زن بودهاند.»
این تصویر، تنها بخشی از واقعیتی است که به گفته تحلیلگران، میتواند در صورت تداوم ساختارهای ایدئولوژیک سختگیرانه، در دیگر کشورها نیز تکرار شود. محدودیتهای گسترده آموزشی در افغانستان نمونه دیگری از این روند است. جونز در اینباره اشاره میکند: «سال تحصیلی جدید در حالی در افغانستان آغاز شد که دختران بالاتر از کلاس ششم، همچنان از حق تحصیل محرومند. افزون بر این، در سال ۲۰۲۴ طالبان حتی آموزش زنان در رشته مامایی را نیز ممنوع کرد. این تصمیم، بر اساس آمارهای بانک جهانی، دستاوردهای دو دهه گذشته در کاهش مرگومیر مادران (از ۲۲۳۲ مورد در هر صدهزار تولد در سال ۲۰۰۰ به ۵۲۱ مورد در سال ۲۰۲۳) را به طور کامل نابود خواهد کرد.»
گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله سازمانهای حقوق بشری نیز این روند را تایید میکنند و از تشدید محدودیتهای اجتماعی، بهویژه علیه زنان، در افغانستان خبر میدهند؛ وضعیتی که برخی، آن را نمونهای از پیامدهای تثبیت یک حکومت ایدئولوژیک بدون پاسخگویی میدانند.
در ادامه این تحلیل، ایران بهعنوان کشوری با شرایط متفاوت اما چالشهای مشابه مورد بررسی قرار میگیرد. جونز با اشاره به فشارهای نظامی و اقتصادی اخیر مینویسد: «اکنون دونالد ترامپ به راحتی میتواند در پرونده ایران اعلام پیروزی کرده و از معرکه خارج شود. ایالات متحده و اسرائیل زیرساختهای هستهای و نظامی، ناوگان دریایی و نیروی هوایی ایران را به شدت هدف قرار دادهاند. با این حال، تهدیدهای ترامپ مبنی بر بمباران نیروگاهها و پلها، همچنان مانع از تداوم شعارهای شهادتطلبانه روحانیون حاکم نشده است.»
او همچنین به پیامدهای احتمالی محاصره اقتصادی اشاره کرده و هشدار میدهد: «با اعمال محاصره دریایی، توانایی رژیم برای تامین مالی گروههای نیابتی، بازسازی ساختار نظامی و جلوگیری از فروپاشی ارزش پول ملی (عاملی که در ماه ژانویه شهروندان را به خیابانها کشاند) به شدت تحلیل خواهد رفت. پرسش اساسی این است: اگر جمهوری اسلامی بتواند با وجود این بحرانها قدرت را حفظ کند، پنج سال دیگر تا چه حد شبیه افغانستانِ امروز خواهد شد؟»
در این میان، مسئله توان داخلی برای تغییر نیز مطرح است. جونز با اشاره به تحولات پس از انقلاب ۱۹۷۹ میگوید: «اندکی پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹، رژیم اقدام به خلع سلاح عمومی کرد. در این شرایط، آیا مردم توانایی قیام و سرنگونی حاکمان خود را دارند؟»
او همچنین به پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی اشاره کرده و نقش بازیگران خارجی را مهم میداند؛ از جمله احتمال ورود قدرتهای منطقهای یا تاثیرگذاری کشورهایی مانند چین که بخش عمدهای از نفت ایران را خریداری میکند.
در کنار این تحولات، واکنش ایرانیان خارج از کشور نیز قابل توجه بوده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، تجمعاتی در دهها کشور جهان برگزار شده که در آن معترضان خواستار افزایش فشارهای بینالمللی بر حکومت ایران شدهاند.
در همین زمینه، شبان «رامین پارسا» فعال مسیحی، در پیامی خطاب به رئیسجمهور آمریکا گفته است: «لطفا به آنها ضربه بزنید. تنها زبانی که این تروریستهای اسلامی میفهمند، زبان آتش و قدرت است. آنها مدارا را نشانه ضعف میدانند.»
جونز در پایان تحلیل خود، تصویری نگرانکننده از آینده ترسیم میکند: «مردم ایران در حال رنج کشیدن هستند و بیم آن میرود که روزهای سختتری در پیش باشد. اگر رژیم از این بحران جان سالم به در ببرد، مانند ماری زخم خورده خواهد بود که در گوشهای گرفتار شده است. بیایید برای آزادی و آیندهای روشن برای ملت ایران در دعا باشیم.»
تحلیل جونز در حالی درباره آینده ایران مطرح شده که در چند ماه گذشته، سفیر ایران در کابل اعلام کرده بود: «تهران مانعی برای به رسمیت شناخت حکومت افغانستان نمیبیند و احتمال دارد این اقدام، در آینده نزدیک عملی شود.»
این نگاه، هرچند تحلیلی و مبتنی بر سناریوهای احتمالی است، اما برای بسیاری، یادآور این پرسش اساسی است: آیا تجربه کشورهایی مانند افغانستان، میتواند بهعنوان هشداری جدی برای آینده ایران در نظر گرفته شود؟




