وقتی خون ایرانیان موضوع مذاکره نیست، غزه و هستهای، سپر دیپلماتیک جمهوری اسلامی میشود

خون ایرانیان از دستور کار مذاکرات کنار گذاشته شده و جمهوری اسلامی غزه و برنامه هستهای را به سپر دیپلماتیک خود تبدیل کرده که این، نشانه دیپلماسیِ انحرافی جمهوری اسلامی است.
در حالی که بنا بر گزارشهای متعدد حقوقبشری، از یک ماه گذشته تاکنون موج تازهای از سرکوب، بازداشتهای گسترده، شکنجه، مرگهای مشکوک در زندان و اجرای احکام اعدام علیه بازداشتشدگان اعتراضات در ایران جریان دارد، مقامات جمهوری اسلامی تمرکز اصلی خود را نه بر امنیت شهروندان، بلکه بر مذاکرات هستهای، برنامه موشکی و بحران غزه قرار دادهاند؛ شکافی آشکار میان واقعیت خونین داخل ایران و اولویتهای دیپلماتیک حکومت.
در همین راستا، «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با شبکه الجزیره اعلام کرد: «مذاکرات با واشینگتن شروع خوبی بود، اما برای ایجاد اعتماد بین ما راه درازی در پیش است.» او افزود: «مذاکرات غیرمستقیم بود و فقط به موضوع هستهای پرداختیم.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئله سرکوب داخلی، کشتار معترضان و وضعیت زندانیان سیاسی، عملا از دستور کار این مذاکرات کنار گذاشته شده؛ موضوعی که قرار بود بهویژه پس از اعتراضات گسترده مردمی و جنایت حکومت جمهوری اسلامی علیه مردم ایران، به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای ایران و آمریکا تبدیل شود.
عراقچی در ادامه، با تاکید بر سیاستهای تقابلی جمهوری اسلامی، گفت: «غنیسازی حق مسلم ماست و باید ادامه یابد؛ حتی با بمباران هم نتوانستند توانمندیهای ما را نابود کنند.» وی همچنین درباره توان نظامی افزود: «مسئله موشکی هیچ وقت قابل مذاکره نیست، زیرا یک موضوع دفاعی است.»
او همچنین با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد: «ما به کشورهای همسایه حمله نمیکنیم، بلکه پایگاههای آمریکا در آن کشورها را هدف قرار میدهیم؛ بین این دو موضوع تفاوت زیادی وجود دارد.»
عراقچی همچنین تصریح کرد: «اگر واشینگتن به ما حمله کند، امکان حمله به خاک آمریکا وجود ندارد، اما به پایگاههای آنها در منطقه حمله خواهیم کرد.»
این مواضع در حالی بیان میشود که امنیت مردم ایران، که طی هفتههای اخیر قربانی مستقیم سیاستهای سرکوبگرانه حکومت شدهاند، در هیچیک از این اظهارات جایی ندارد؛ مردمی که بنا بر گزارشها، بازداشتشدگانشان یکییکی در زندانها جان میبازند یا با احکام شتابزده اعدام روبهرو میشوند.
عراقچی که پس از پایان دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در عمان راهی قطر شد، در پنل افتتاحیه مجمع الجزیره ۲۰۲۶ تمرکز اصلی سخنان خود را بر فلسطین و غزه گذاشت و گفت: «فلسطین یکی از مسائل متعدد نیست.»
او فلسطین را «مسئله تعیینکننده عدالت در غرب آسیا» خواند و افزود: «آنچه امروز در غزه شاهد آن هستیم، صرفا جنگ نیست؛ این نابودی عامدانه و گسترده حیات غیرنظامیان است. این نسلکشی است.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در ادامه با لحنی احساسی، از رنج غیرنظامیان در غزه سخن گفت و اظهار داشت که این وضعیت «وجدان بشریت را جریحهدار کرده است» و حتی به همدلی پیروان ادیان مختلف اشاره کرد.
اما این همدلی و نگرانی اخلاقی، در سخنان او هیچگاه متوجه مردم ایران نمیشود؛ مردمی که درست در همین بازه زمانی، با گلوله، باتوم، شکنجه، احکام سنگین قضایی و مرگ در بازداشتگاهها روبهرو هستند. تناقضی که منتقدان، آن را نشانهای از اولویتهای معکوس و عامدانه جمهوری اسلامی میدانند.
عراقچی در بخش دیگری از سخنرانی خود، از «پروژه توسعهطلبانه اسرائیل» و «دکترین سلطه» سخن گفت و خواستار تحریمهای جامع، تحریم تسلیحاتی و تعلیق همکاریهای نظامی با اسرائیل شد. او همچنین بر ضرورت «پاسخگویی در برابر جنایات» و «اجرای بدون تبعیض حقوق بینالملل» تاکید کرد.
این در حالی است که جمهوری اسلامی خود، بهدلیل سرکوب خونین اعتراضات، اعدام معترضان و نقض سیستماتیک حقوق بشر، با پروندههای جدی در نهادهای بینالمللی مواجه است؛ اما مقاماتش در مذاکرات و تریبونهای جهانی، از پاسخگویی درباره جنایات داخلی طفره میروند.
منتقدان میگویند دیپلماسی جمهوری اسلامی، عملا به ابزاری برای انحراف افکار عمومی تبدیل شده است: «مذاکره درباره غنیسازی و موشکها، سخنرانی درباره فلسطین و غزه و در مقابل سکوت کامل درباره خون ریختهشده در خیابانها و زندانهای ایران.»
در حالی که مذاکرات ایران و آمریکا فعلا حول برنامه هستهای، توان موشکی و تحولات منطقهای میچرخد، این پرسش اساسی بیپاسخ مانده است: «امنیت مردم ایران، جان معترضان و حق زندگی شهروندان، دقیقا در کجای این دیپلماسی و مذاکرات قرار دارد؟»




