منطق کشتار عیان شد؛ وقتی آقازادهها حذف مردم را «کمهزینهتر» میدانند

منطق کشتار عیان شد؛ سخنان «احمد قدیریابیانه»، پرده از نگاه حاکمیتی برمیدارد که حذف مردم را کمهزینهتر از پاسخگویی میداند.
سخنانی که این روزها از احمد قدیری ابیانه منتشر شده، نه یک اظهارنظر حاشیهای است و نه یک تحلیل شخصی تند. این گفتهها را باید اعترافی بیپرده به منطق سرکوب و جنایت در جمهوری اسلامی دانست؛ منطقی که سالها در خیابانها، زندانها و چوبههای دار اجرا شده و حالا بیواسطه بر زبان یکی از پرورشیافتگان ساختار قدرت جاری شده است.
او صراحتا میگوید: «اگر اینها تو صحنه به درک واصل میشدند، هزینهاش برای نظام خیلی کمتر از این بود و هست تا اینکه شما بخواید دونهدونه اینا رو اعدام بکنید، هر کدومش میشه پرونده فشار روی جمهوری اسلامی. با هر منطقی با هر زاویه دیدی نگاه کنی، درست این بود که در یک اقدام قاطع و نشان دادن مشت آهنین، اینا رو در صحنه محو میکردید. الان میگن ۳هزار و خوردهای کلِ کشتهها بود، اگر این میشد ۵هزار، هزینهاش برای ما کمتر بود تا اینکه حالا بخوای دونهدونه امروز این رو اعدام کنی، فردا اون رو اعدام کنی.»
این جملات، تشویق آشکار به کشتار جمعی مردم است؛ نه از زبان یک فرمانده میدانی در لحظه بحران، بلکه از زبان فردی که در خانوادهای دیپلماتیک رشد کرده، تحصیلات دانشگاهی دارد و خود را آشنا به «حقوق بینالملل» معرفی میکند. همین امر، عمق فاجعه را عریانتر میکند.
سخنان احمد قدیری ابیانه، تایید مستقیم جنایتی است که جمهوری اسلامی طی دههها و بهویژه در اعتراضات سالهای اخیر علیه مردم ایران مرتکب شده؛ از شلیک مستقیم به معترضان در خیابان، تا مرگهای مشکوک در بازداشتگاهها و اعدامهای شتابزده با پروندههای امنیتی. آنچه او «کمهزینهتر» مینامد، دقیقا همان سیاستی است که گزارشگران ویژه حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی و خانوادههای قربانیان سالهاست درباره آن هشدار میدهند: «حذف فیزیکی بهعنوان ابزار حکمرانی.»
این اظهارات پرده از شکافی عمیق برمیدارد، شکاف میان مردمی که برای ابتداییترین حقوق خود به خیابان آمدند و برجعاجنشینانی که نبودن مردم برایشان مسئلهای صرفا محاسباتی است. در این منطق، انسان نه شهروند، که هزینه است؛ عددی که باید کموزیاد شود تا فشار بینالمللی مدیریت شود.
قدیری ابیانه که خود را دانشآموخته حقوق بینالملل معرفی میکند و آثاری چون «تکنیکهای عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر» نوشته، نه به پژوهش دانشگاهی، بلکه به مواضع افراطی و جنجالی شناخته میشود؛ از دفاع آشکار از تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هستهای گرفته، تا تمجید از همکاریهای نظامی با روسیه و نامیدن عقبنشینی هستهای بهعنوان «سلاخی کردن» توانمندی کشور.
او پیشتر نیز در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، معترضان را نه مردم معترض، بلکه «پیادهنظام جنگ ترکیبی دشمن» خوانده بود و در اوج انسانزدایی، زنان معترض به حجاب اجباری را به «شبکه فحشای خیابانی» و مجریان پروژه «بیلباسی» تقلیل داده و خواستار «جمع شدن بساط» آنها شده بود. سخنان اخیر او، ادامه منطقی همان روایت است؛ روایتی که ابتدا انسان را از انسانیت تهی میکند و سپس حذف فیزیکی او را توجیهپذیر میسازد.
این نگاه، ریشه در یک فرد ندارد. پدر او «محمدحسن قدیری ابیانه» سفیر پیشین جمهوری اسلامی نیز، بارها با ادبیاتی تحقیرآمیز درباره مردم سخن گفته است؛ از جمله زمانی که همزمان با اعتراضات، معترضان را پرتوقع خواند و گفت: «مردم ایران حق ندارند خودشان را با اعراب مقایسه کنند. اعراب حق دارند بهتر زندگی کنند.»
کنار هم قرار دادن این مواضع، تصویری روشن ارائه میدهد: «جمهوری اسلامی نهتنها در عمل، بلکه در گفتمان درونی خود نیز مردم را مسئلهای مزاحم میبیند؛ مسئلهای که اگر در صحنه محو شود، بهزعم آنان کمهزینهتر است.»
سخنان احمد قدیری ابیانه را باید فراتر از یک جنجال رسانهای دید. این گفتهها، سند زندهای از منطق جنایتمحور حاکمیت علیه مردم ایران است؛ منطقی که امروز دیگر پنهان نمیشود، بلکه با خونسردی و محاسبهگری، به زبان آورده میشود.




