اخبار ایران

عریانی ماشین شکنجه جمهوری اسلامی: اعدام نمایشی، خشونت جنسی و اعتراف‌گیری سیستماتیک

«هه‌نگاو» طی گزارشی به افشاگری تازه درباره ماشین شکنجه جمهوری اسلامی، اعدام نمایشی، خشونت جنسی و اعتراف‌گیری سیستماتیک از معترضان پرداخت.

بر اساس گزارش‌های تکان‌دهنده سازمان حقوق بشری «هه‌نگاو»، جمهوری اسلامی ایران در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، از مجموعه‌ای از روش‌های سازمان‌یافته، فراقضایی و به‌شدت خشونت‌بار برای سرکوب معترضان استفاده کرده است؛ روش‌هایی که شامل بازداشت‌های گروهی، انتقال به مکان‌های نامعلوم، شکنجه‌های جسمی و روانی شدید، خشونت جنسی، تهدید به تجاوز، اعدام‌های نمایشی و اعتراف‌گیری اجباری بوده است.

این سازمان حقوق بشری، با انجام گفت‌وگوهای مستقیم با شماری از بازداشت‌شدگانی که اخیرا با قرار وثیقه آزاد شده‌اند، دریافته است که بسیاری از معترضان نه به بازداشتگاه‌ها و زندان‌های رسمی، بلکه به خانه‌های مسکونی ناشناس، سوله‌ها و مراکز غیررسمی منتقل شده‌اند؛ مکان‌هایی که حتی عنوان «بازداشتگاه» نیز نداشته‌اند و عملا خارج از هرگونه نظارت قضایی عمل می‌کرده‌اند.

بازداشت‌شدگان در این مراکز با اشکال مختلف شکنجه در حد اعدام نمایشی، خشونت جنسی، تهدید به تجاوز و تهدید به قتل فوری مواجه شده‌اند. هدف اصلی این شکنجه‌ها، گرفتن اعتراف‌های سریع، ویدیویی و از پیش‌طراحی‌شده علیه خود و دیگران بوده است.

بر اساس این اطلاعات منتشر شده، بخش بزرگی از بازداشتیان را نوجوانان و جوانان تشکیل می‌دهند و این افراد، صرف‌نظر از جنسیت، با خشونت جنسی و تهدیدهای عریان روبه‌رو شده‌اند. تهدید به اجرای حکم اعدام در ساعات چهار تا پنج صبح، انداختن طناب دار بر گردن بازداشتیان و همزمان پخش صدای اذان، از جمله روش‌های رایج برای شکستن مقاومت روانی آنها گزارش شده است.

یکی از این منابع، در این باره به هه‌نگاو گفته است: «ما را تحت فشار قرار می‌دادند که اعتراف کنیم جاسوس هستیم و می‌خواهیم این اطلاعات را به شبکه‌های خارج از کشور بفرستیم.»

او در ادامه می‌افزاید: «ما را اذیت می‌کردند، چشمامو بست و گفت لباساتو درار بعد میگفت تو به پاسداران حلال هستی. حس می‌کردم کسی لمسم می‌کند. طناب دار را می‌انداختند دور گردنم میگفتند حالا که نمینویسی بدون محاکمه اعدامت می‌کنیم.

هه‌نگاو همچنین در گفت‌وگو با چندین بازداشتی تایید کرده که نیروهای سرکوبگر، زنان و مردان را به‌صورت جمعی بازداشت و ابتدا به مکان‌های مسکونی ناشناس منتقل کرده‌اند و سپس آنها را از هم جدا و به بازداشتگاه‌های مختلف فرستاده‌اند. بیشتر این افراد از شکنجه‌های شدید روانی سخن گفته‌اند که تحمل آن را حتی از شکنجه جسمی دشوارتر توصیف کرده‌اند.

به گفته بازداشت‌شدگان، بازجویان آنها را مجبور می‌کرده‌اند اعتراف کنند که «گول خورده‌اند»، «از افراد خاص پول گرفته‌اند»، «مواد مخدر مصرف کرده‌اند» یا «به شبکه‌های خارج از کشور وصل هستند.» برای گرفتن این اعترافات، از هر روشی استفاده شده است: «از بازجویی در حالت درازکش، تا بیرون بردن هم‌بندی‌ها و وانمود کردن به شلیک تیر خلاص.»

یکی دیگر از بازداشتیان اظهار کرده: «در روزهای آخر، قطره‌ای در چشمانم ریختند و گفتند اسید است به زودی کور می‌شوی. اینطور بود که به هر چه که گفتند اعتراف کردم و بعد با وثیقه آزاد شدم.»

در بخش دیگری از این گزارش‌ها، هه‌نگاو از استفاده سازمان‌یافته از بازجویان زن برای اعمال شکنجه روانی و جنسی، به‌ویژه علیه مردان جوان، پرده برمی‌دارد؛ روشی که این سازمان آن را الگویی جدید و بسیار نگران‌کننده در بازجویی‌های جمهوری اسلامی توصیف می‌کند.

یکی از راویان مرد جوان گفته است: « دو سه روز اول فقط تفتیش و تکمیل اطلاعات بود. بعد تعداد بازداشتی‌ها تقریبا یک‌سوم شد. من دو بازجو داشتم، یک بازجوی زن و یک مرد. بازجوی مرد نقش پلیس خوب را بازی می‌کرد و بازجوی زن نقش پلیس بد. به من فشار می‌آوردند که بگویم سلاح گرم داشته‌ام. گاهی اسلحه را به سمت پیشانی‌ام می‌گرفتند و می‌گفتند شلیک می‌کنیم. می‌گفتند باید اعتراف کنی که از سرویس‌های خارجی پول گرفته‌ای. یک روز تمام، ساعت‌ها شاید حدود هفت ساعت روی زمین خوابانده شدم و به صورت خوابیده بازجویی پس دادم. آن زن مرا تحت فشار قرار می‌داد که به جان‌باختگان این اعتراضات فحاشی کنم. از این بابت بسیار شرم‌دارم. آن‌ها کاملا آموزش دیده بودند که ما را به شدت آزار روانی بدهند. من تمام شکنجه‌ها را توانستم تحمل کنم، اما فشار روانی برای فحاشی به جان‌باختگان، روزگار مرا غیرقابل‌تحمل کرده است. آن‌ها عکس پیکر کشته‌شدگان را به من نشان می‌دادند و می‌گفتند اگر اعتراف نکنی عاقبت تو این است. آن زن بازجو چای داغ را روی من ریخت، در همان حالت خوابیده توی صورتم تف می‌کرد. مرا می‌خواباند و پایش را می‌گذاشت روی صورتم. با ما شبیه برده رفتار می‌کردند. پیش از آزاد شدنم هم، مرا مجبور کردند که از آن شکنجه‌گر زن تشکر کنم.»

راوی دیگر، پسری ۱۹ ساله است که می‌گوید: « ما را در بازداشتگاهی خانگی بزرگ نگه داشتند. زن و مرد را جدا کردند. حتی به ترتیب سنی ما را از هم جدا کردند و نوجوانان را به جای دیگری منتقل کردند. من سه بازجو داشتم، دو مرد و یک زن. آن بازجوی زن بسیار بی‌رحم بود. دائم به من می‌گفتند که مرا خواهند کشت. حتی گفتند خبر مرگ مرا به خانواده‌ام داده‌اند. من بسیار شرمگینم، جسارت است اما آن زن بازجو جورابش را در دهانم فرو می‌کرد و می‌گفت باید به کشته‌شدگان فحاشی کنم. من از این بابت به ستوه رسیده‌ام و می‌خواستم جان خودم را بگیرم. آن‌ها با ما مثل حیوان برخورد می‌کردند. طناب دار به گردنم می‌انداختند و می‌گفتند اعدامت می‌کنیم.»

یک زن ۳۲ ساله در بازداشت نیز گفته است: «با طناب، دریل و قلاب وارد شدند و با اشاره به سقف گفتند که اعدامتان می‌کنیم. آب سرد رویم می‌ریختند، بسیار از شکنجه‌های جنسی استفاده می‌کردند. حتی کودک ۱۲ ساله نیز در میان بازداشتیان قرار داشت. به من گفتند با موساد کار می‌کنی، ضمنا می‌گفتند که از احزاب کوردستان برای فعالیت‌هایم پول گرفتم. تلاش زیادی بود به خارج از ایران وصلم کنند. مدام صدای آدم‌هایی که شکنجه می‌شدند را می‌شنیدم. آن‌قدر آدم زیاد بود که نمی‌توانستیم پاهایمان را دراز کنیم.»

راوی دیگر پسر جوان ۲۲ ساله‌ایست که از وجود دیگر راویان اطلاعی ندارد، ولی او نیز می‌گوید: «من در یک خانه مسکونی بازداشت بودم. نمی‌دانم بازجویانم چه کسانی بودند، اما مرا بسیار کتک زدند. تهدید کردند، اما آنچه بیشتر از همه آزارم می‌داد، بازجوی زنی بود که مرا شکنجه جنسی داد. مجبورم می‌کرد پایش را ببوسم. تحقیرم می‌کرد، فحاشی شدید. چندین و چند بار مرا مجبور کرد که پایش را ببوسم. حتی شلوار مرا پایین کشیدند و تهدید به تجاوز جنسی کردند.»

جمهوری اسلامی همزمان با این بازداشت‌ها، از دادگاه‌های صحرایی، بدون روند دادرسی قانونی، برای صدور حکم‌های سریع استفاده کرده است. این اقدامات در راستای بیانیه‌های رسمی حکومت بوده که معترضان را «محارب»، «تروریست» و «جاسوس دشمنان خارجی» خوانده و وعده رسیدگی فوری به پرونده‌های آنها را داده بود.

بر اساس آمار مرکز اسناد هه‌نگاو، از آغاز اعتراضات سراسری اخیر تاکنون:

  • بیش از ۴۰ هزار شهروند بازداشت شده‌اند
  • هویت ۲۵۰۰ نفر احراز شده است
  • در میان آنها ۱۸۶ زن و ۲۱۸ کودک زیر ۱۸ سال حضور دارند
  • تاکنون هویت ۱۲۷۰ جان‌باخته احراز شده که شامل ۱۲۵ زن و ۹۳ کودک است.

این سازمان حقوق بشری هشدار می‌دهد که عدم شفافیت کامل دستگاه قضایی، فشار بر خانواده‌ها برای سکوت و مصونیت کامل بازجویان و نیروهای امنیتی، نشان‌دهنده ابعاد گسترده‌تر جنایاتی است که همچنان در جریان است.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، با تاکید بر وخامت شدید وضعیت روانی بسیاری از بازداشت‌شدگان، اعلام کرده است که برخی از آنها پیش از تماس با این سازمان، قصد خودکشی داشته‌اند و خواستار دسترسی فوری و امن روان‌شناسان مستقل به این افراد شده است.

این گزارش، تصویری عریان از ماشین سرکوب جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد؛ سیستمی که نه‌تنها قانون، بلکه حتی چارچوب‌های سرکوب رسمی خود را نیز کنار گذاشته و به شکنجه، تحقیر و اعتراف‌گیری عریان به‌عنوان ابزار اصلی بقا متوسل شده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا