خامنهای پنهان شد، اسطوره اقتدار فرو ریخت

پنهان شدن خامنهای نشانه فرو ریختن اسطوره اقتدار در بالاترین سطح نظام است.
در یک رخداد بیسابقه که لرزه بر استخوانهای سپید و پوسیدهی حاکمیت ولایتفقیه انداخته، علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین بار پس از ۳۷ سال از حضور در مراسم سالانه نیروی هوایی ارتش خودداری کرد، مراسمی که همیشه نماد اقتدار، حضور بیچونوچرا و بیعت نظامی با نظام بود.
این غیبت تاریخی در حالی اتفاق افتاد که هیچ توضیح رسمی و قابلقبولی از سوی حکومت ارائه نشده و رسانههای جهانی از آن بهعنوان نشانه «بحران داخلی» و «ترس از تهدیدات خارجی» نام میبرند. این سکوت مرگبار حکومت در برابر غیبت خامنهای، بازتابش را در رسانههای بینالمللی نیز یافته و کارشناسان و تحلیلگران را به کنکاش درباره وضعیت واقعی او و نظام جمهوری اسلامی واداشته است.
طبق گزارش رسانههای خارجی، خامنهای برای اولین بار از زمان رسیدن به مقام رهبری در سال ۱۹۸۹، در نشست سالانه فرماندهان نیروی هوایی ارتش ایران حضور نیافت. این مراسم که به مناسبت سالگرد بیعت افسران نیروی هوایی با روحالله خمینی در سال ۱۹۷۹ برگزار میشود، سالها نماد انسجام نظام و اقتدار مستقیم رهبری حتی در دوران جنگ و بحرانهای داخلی مثل کرونا بود.
حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی در غیاب او، در این مراسم حاضر شد که نشانهای آشکار از لرزش ساختار قدرت و واگذاری نمایشی مسئولیتها به چهرههای دیگر است. علاوه بر این، اداره امور روزمره جمهوری اسلامی نیز بر عهده «مسعود خامنهای» فرزند ۵۳ ساله علی خامنهای قرار گرفته که طبق گزارشات، به کانال اصلی ارتباطی با قوه مجریه تبدیل شده است.
لازم به ذکر است که هیچ نهاد رسمی جمهوری اسلامی درباره چرایی غیبت خامنهای توضیح دقیق و قابلاتکایی نداده است و همین سکوت، فضای گمانهزنیهای شتابزده را تشدید کرده است:
- انتشار گزارشهایی مبنی بر انتقال خامنهای به پناهگاهی زیرزمینی در تهران به دلیل ترس از حمله احتمالی آمریکا، ادعایی که رسانهها آن را بازتاب دادهاند.
- واکنش رسانهها به عدم حضور او در حتی رویدادهای دینی رسمی ایران، مثل عزاداریهای محرم، در دورههای قبلی بحران و جنگ، که پیشتر هم سابقه داشته است. هرچند دولت تلاش میکند درباره این موارد، به طور علنی هیچ توضیحی ندهد.
- تحلیلگران مستقل از احتمال تقویت نقش نهادهای نظامی مثل سپاه پاسداران یا بحران جانشینی سخن گفتهاند، اگرچه اینها نیز رسمی نیستند.
واکنشهای بینالمللی و رسانهها به غیبت خامنهای در مراسم هوایی، در حال همزمانی با سرکوب شدید اعتراضات در داخل ایران است. گزارشهای معتبری نیز از دستگیری فعالان اصلاحطلب و سرکوب گسترده معترضان منتشر شدهاند:
- نهادهای امنیتی ایران چندین اصلاحطلب برجسته را دستگیر کردهاند، از جمله آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده.
- ارقام مستقل، حاکی از هزاران قربانی سرکوب اعتراضات هستند، ارقامی بسیار بالاتر از آمار رسمی حکومت.
- از سوی دیگر، در مسیر تنش با آمریکا، موشکهای ایران در منطقه و رفتارهای تحریکآمیز نظامی ادامه یافتهاند و آمریکا نیز ارتش خود را در خاورمیانه تقویت کرده است.
در حالی که رسانههای حکومتی ایران تلاش میکنند تصویر قدرت را حفظ کنند، آمریکا نیز با هشدار به شهروندان آمریکایی برای خروج از ایران و تهدید به پیامدهای سنگین در صورت عدم توافق هستهای، فشار را افزایش داده است.
حتی مذاکرات غیرمستقیم در عمان که میتوانست فرصتی برای کاهش تنشها باشد، بینتیجه رها شده است و طرف آمریکایی، خواستار گسترش دامنه مذاکرات به موضوع برنامه موشکی و سرکوب اعتراضات شده است.
این رویداد را نمیتوان تنها بهعنوان غیبت سادهای از یک مراسم دید. سکوت، فقدان توضیح رسمی و همزمانی با فشارهای داخلی و خارجی، تصویر تیرهوتاری از وضعیت واقعی نظام و رهبری آن ارائه میدهد:
- نشانه بحران مشروعیت درونی؛
- احتمال شکاف میان نهادهای قدرت و رهبری سنتی؛
- و نمایش ضعف پنهان در برابر تهدیدات خارجی.
خامنهای که سالها چهرهای متحد، مقتدر و بیرقیب نشان داده بود، اکنون حتی در یک مراسم نظامی نمیخواهد حضور داشته باشد و همین مسئله، گویاترین نماد سقوط اعتبار حکومت است.




