زنگ خطر در پایتخت، تعطیلی مرموز مدارس نزدیک به بیت و نشانههای یک بحران پنهان

تعطیلی ناگهانی مدارس در مجاورت بیت علی خامنهای، همزمان با گزارشهای نظامی و انزوای منطقهای جمهوری اسلامی، حاکی از یک بحران جدی و پنهان است.
در نخستین ساعات بامداد روز جاری دوشنبه ۴ اسفند برابر با ۲۳ فوریه، خانوادههای تهران با صحنهای غیرعادی روبهرو شدند. مدارس محدودهای حساس در مرکز قدرت سیاسی کشور، بدون اطلاع قبلی تعطیل شدند و دانشآموزان از میانه مسیر به خانه بازگردانده شدند. نه اطلاعیه رسمی منتشر شد، نه توضیحی درباره علت تصمیمِ گرفته شده و نه حتی امکان آموزش مجازی فراهم بود.
این تصمیم ناگهانی در منطقهای رخ داد که به نهاد ریاستجمهوری و بیت علی خامنهای نزدیک است؛ منطقهای که هرگونه تغییر وضعیت در آن، پرسشهای جدی امنیتی ایجاد میکند. گزارشهایی نیز از حضور خودروهای امدادی و نیروهای ویژه در همان محدوده در ساعات پایانی شب قبل منتشر شده است. با این حال، دستگاههای رسمی همچنان سکوت اختیار کردهاند.
در شرایطی که تهران در ابهام فرو رفته، رسانه عبریزبان «معاریو» گزارشی منتشر کرده که بر اساس آن بخش عمدهای از عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه اخیر، با پهپاد انجام شده است. این گزارش تاکید میکند حدود ۸۰ درصد حملات از طریق سامانههای بدون سرنشین صورت گرفته است.
در این گزارش آمده که پس از سرنگونی یک پهپاد «هرمس»، نیروی هوایی اسرائیل تایید کرده این ابزارها سهم تعیینکنندهای در عملیاتها داشتهاند. معاریو نوشته: «این پهپادها ساعتهای طولانی در آسمان ایران فعالیت میکردند. سپس بر منطقه مسلط شدند و توانستند مقادیر زیادی موشکهای بالستیک و پرتابگرها را منهدم کنند.»
همچنین شرکت دفاعی اسرائیلیElbit Systems اعلام کرده نسخه ارتقایافته پهپاد «هرمس ۶۵۰» را توسعه داده است؛ موضوعی که نشان میدهد تقابل نظامی احتمالی آینده، بیش از هر زمان دیگری بر فناوری و عملیات هوشمند متکی خواهد بود.
اگر این اطلاعات دقیق باشد، سؤال اساسی این است: «چگونه سامانههایی توانستهاند ساعتها در آسمان ایران فعال باشند بیآنکه اطلاعرسانی شفافی به افکار عمومی انجام شود؟»
در بعد منطقهای نیز نشانههایی از تغییر معادلات دیده میشود. روزنامهThe National گزارش داده با افزایش احتمال اقدام نظامی آمریکا، برخی چهرههای سیاسی عراق که پیشتر به تهران نزدیک بودند، اکنون در حال بازنگری در مواضع خود هستند.
این رسانه به نقل از تحلیلگران نوشته که برخی بازیگران عراقی، جمهوری اسلامی را «کشتی در حال غرق شدن» توصیف میکنند؛ عبارتی که بیانگر نگرانی از تبعات نزدیکی بیش از حد به تهران است.
در همین چارچوب، نگاهها به مواضع دونالد ترامپ دوخته شده است؛ چهرهای که بارها از احتمال اقدام سخت علیه ایران سخن گفته است. تحقق چنین سناریویی، میتواند نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی و گروههای همسو با آن از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن را تحت تاثیر قرار دهد؛ هرچند واکنش متقابل این گروهها نیز میتواند بحران را گسترش دهد.
در داخل کشور، همزمان با این تحولات امنیتی، رویکرد حکومت نسبت به روایت قربانیان اعتراضات همچنان محدودکننده است. «علیرضا کاظمی» وزیر آموزش و پرورش، در واکنش به انتشار ویدیویی از معلمی که از دانشآموزان خواسته بود به یاد ۴۰ هزار کشته سکوت کنند، اعلام کرد: «قطعا این همکار که چنین کاری انجام داده، خطا و اشتباه کرده است و موضوع هم در چارچوب ضوابط و مقررات بررسی و رسیدگی خواهد شد.»
این در حالی است که آمار رسمی حکومت از کشتهشدگان اعتراضات، بسیار پایینتر از برآوردهای منتشرشده توسط منابع مستقل است. فاصله میان روایت رسمی و روایت خانوادههای قربانیان، به یکی از عمیقترین شکافهای اجتماعی سالهای اخیر تبدیل شده است.
تعطیلی ناگهانی مدارس در یکی از حساسترین نقاط تهران، همزمانی آن با گزارشهای نظامی درباره نفوذ پهپادی و نشانههای فاصلهگیری متحدان منطقهای، مجموعهای از علائم هشداردهنده را شکل میدهد.
جمهوری اسلامی امروز نهتنها با فشارهای خارجی روبهروست، بلکه در داخل نیز با جامعهای مواجه است که اعتمادش به روایتهای رسمی بهشدت فرسوده شده است. وقتی اطلاعرسانی شفاف، جای خود را به سکوت میدهد، شایعه و نگرانی فضای عمومی را پر میکند.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا حاکمیتی که در برابر افکار عمومی پاسخگو نیست و در برابر بحرانها شفاف عمل نمیکند، میتواند از دل این فشارهای همزمان عبور کند؟ یا تعطیلی ناگهانی یک صبح زمستانی، تنها نشانهای کوچک از بحرانی بزرگتر است که در پشت دیوارهای قدرت جریان دارد؟




