زندانها در سایه انفجار؛ افشای سرکوب و بیپناهی زندانیان مسیحی در اوین و فشافویه

زندانها در سایه انفجار و سرکوب در پی جنگ قرار دارند و گزارشها از تشدید فشار بر زندانیان مسیحی در اوین و فشافویه و نقض آشکار حقوق بشر حکایت دارد.
در حالی که نگاهها به تحولات نظامی و تنشهای منطقهای دوخته شده، آنچه در پشت دیوارهای بلند زندانهای ایران میگذرد، تصویری تکاندهنده از بیپناهی انسانهایی است که پیشتر نیز قربانی سرکوب بودهاند. گزارشهای تازه از داخل ایران، نشان میدهد که وضعیت زندانیان بهویژه در زندان اوین و زندان فشافویه، به مرحلهای نگرانکننده رسیده است.
طبق منابع مطلع، «افزایش فضای امنیتی، صدای انفجار در محدوده این زندانها شنیده شده و شرایط نگهداری زندانیان وخیمتر شده است.» این تحولات در شرایطی رخ میدهد که هزاران زندانی سیاسی، عقیدتی و معترضان بازداشتشده در ماههای گذشته، همچنان در شرایطی مبهم و ناامن به سر میبرند.
علاوه بر این، گزارشها درباره کمبود غذا و شرایط نامناسب، نشان میدهد که تامین غذا برای زندانیان قطع و فروشگاه داخل زندان نیز تعطیل شده است، بهطوری که زندانیان با خطر گرسنگی شدید مواجهاند. این مسئله، بحران انسانی در زندانها را بیش از پیش تشدید میکند و نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی در شرایط بحران و جنگ، حاضر به رعایت ابتداییترین حقوق انسانی زندانیان نیست.
در میان زندانیان، دستکم ۱۶ شهروند مسیحی به دلیل باور دینی و فعالیتهای صلحآمیز مسیحی در زندان اوین نگهداری میشوند. علاوه بر آن، گزارشها از بازداشت ۴۸ مسیحی در نقاط مختلف کشور حکایت دارد. این آمار، بخشی از الگوی مستمر فشار بر اقلیتهای دینی در جمهوری اسلامی است؛ الگویی که طی چهار دهه گذشته، بارها با بازداشتهای خودسرانه، احکام سنگین و اتهامهای امنیتی علیه شهروندان و فعالان مسیحی همراه بوده است.
نهادهای مدافع آزادی دین، بارها اعلام کردهاند که اتهامهایی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی» یا «جاسوسی» در بسیاری از پروندههای مرتبط با مسیحیان، صرفا پوششی حقوقی برای سرکوب فعالیتهای مذهبی مسالمتآمیز بوده است.
مرکز حقوق بشر در ایران، با اشاره به وضعیت بازداشتشدگان نوشته است که نگرانیها بهویژه درباره دهها هزار نفری که در جریان اعتراضات سراسری اخیر بازداشت شدهاند و برخی از آنان همچنان در وضعیت ناپدیدشدگی قهری هستند، جدی است. این نهاد نسبت به استفاده مجدد از اتهامات مبهمی چون «اقدام علیه امنیت ملی» و «جاسوسی» هشدار داده است؛ اتهاماتی که پیشتر نیز برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در بیانیه این نهاد آمده است: «ما از دولتهای سراسر جهان و سازمانهای بینالمللی میخواهیم که فورا از تمامی مجاری دیپلماتیک و سیاسی در دسترس استفاده کنند تا مقامات ایرانی را برای آزادی همه زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان تحت فشار قرار دهند و اطمینان حاصل کنند که در این دوره از درگیری، هیچ حکم اعدامی اجرا نمیشود.»
همچنین تاکید شده است: «از همه طرفها میخواهیم از هرگونه اقدامی که میتواند امنیت زندانیان و بازداشتشدگان آسیبپذیر را به خطر اندازد، خودداری کنند. زندانها بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه در زمان جنگ، اماکن حفاظتشده محسوب میشوند. حقوق، امنیت و رفتار انسانی با تمامی زندانیان و بازداشتشدگان باید به طور کامل و مطابق با قوانین بینالمللی تضمین و رعایت شود.»
گزارشها حاکی از استقرار نیروهای ویژه «نوپو» در زندان اوین است؛ یگانی که ماموریتهای ضدشورش و امنیتی را بر عهده دارد. این حضور، نگرانیها درباره احتمال اعمال محدودیتهای شدیدتر، برخوردهای خشن و افزایش فشار بر زندانیان را تشدید کرده است.
همچنین گزارش شده که مدیریت زندان اوین دچار اختلال جدی شده و کارکنان با قفل کردن درها، برخی بندها را تخلیه کردهاند؛ وضعیتی که دسترسی زندانیان به فروشگاه زندان و اقلام ضروری را مختل کرده است. چنین اقداماتی در شرایط بحران، زندانیان را از ابتداییترین نیازهای انسانی محروم میکند.
این نخستینبار نیست که زندانیان در میانه درگیریهای نظامی در معرض خطر مستقیم قرار میگیرند. در جریان جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل نیز، گزارشهایی از وخامت اوضاع در زندانها منتشر شد. پس از حمله به زندان اوین، گروهی از زندانیان به زندان تهران بزرگ و زندان قرچک منتقل شدند؛ در میان آنها، ۱۱ زندانی مسیحی عقیدتی نیز حضور داشتند که در سلولهایی شلوغ و با حدود ۴۰ زندانی دیگر نگهداری شدند. گزارشهای منتشرشده از کمبود غذا، شرایط نامناسب بهداشتی و ازدحام شدید نیز حکایت داشت.
در همان زمان، سازمان «ماده ۱۸» نگرانی عمیق خود را درباره امنیت این زندانیان اعلام کرد و یادآور شد که زندانیان، بهویژه در شرایط بحرانی و جنگی، در آسیبپذیرترین وضعیت قرار دارند و حفاظت از جان و کرامت آنها مسئولیتی فوری است.
بر اساس گزارشها، زندانیان از تحولات نظامی جاری بیاطلاع نگه داشته شدهاند. در حملات پیشین نیز با وجود خطرات شناختهشده، تخلیهای برای حفاظت از آنان صورت نگرفته و برخی زندانیان در جریان انتقالها مجروح شدهاند. این وضعیت پرسشهای جدی درباره مسئولیتپذیری مقامات زندان و رعایت استانداردهای بینالمللی ایجاد میکند.
آنچه امروز در اوین و فشافویه رخ میدهد، ادامه مسیری است که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته پیموده است: «امنیتیسازی ایمان، جرمانگاری اعتراض و استفاده از زندان بهعنوان ابزار ارعاب.» در این چارچوب، اقلیتهای مذهبی از جمله مسیحیان، همواره در معرض فشار مضاعف قرار داشتهاند.
در شرایطی که زندانها طبق حقوق بینالملل باید مکانهایی حفاظتشده باشند، گزارشهای موجود نشان میدهد زندانیان در ایران نهتنها از حمایت ویژه برخوردار نیستند، بلکه در بزنگاههای بحرانی به حال خود رها میشوند.
برای جامعه مسیحی و نهادهای مدافع آزادی دین، پرسش اساسی این است: آیا جهان صدای این زندانیان بیپناه را خواهد شنید، یا دیوارهای بلند اوین همچنان حقیقت را در سکوت فرو خواهد برد؟




