«پائول موری»: آینده ایران میتواند سرنوشت ارمنستان، نخستین ملت مسیحی جهان را تغییر دهد

در تحلیلی تازه درباره آینده ایران، «پائول موری» پژوهشگر مسیحی، هشدار میدهد که تحولات ایران ممکن است سرنوشت ارمنستان را دگرگون کند؛ کشوری که بهعنوان نخستین ملت مسیحی جهان در نقطهای حساس از ژئوپلیتیک منطقه قرار دارد.
در بحبوحه افزایش تنشهای منطقهای و نگرانیها درباره آینده ایران، پائول موری مدیرعامل سازمان Rescue Armenia (نجات ارمنستان)، در مقالهای تحلیلی در نشریهThe Christian Post هشدار داده است که تحولات جاری در ایران، میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد و حتی سرنوشت ارمنستان را تحت تاثیر قرار دهد.
موری در این تحلیل توضیح میدهد که بحران احتمالی در ایران تنها یک موضوع داخلی یا منطقهای نیست، بلکه میتواند موازنه ژئوپلیتیک در بخش بزرگی از خاورمیانه و قفقاز را تغییر دهد. او یادآور میشود که ارمنستان، بهعنوان نخستین کشوری که در تاریخ مسیحیت، مسیحیت را بهعنوان دین رسمی پذیرفت، در موقعیتی حساس میان قدرتهای منطقهای قرار دارد؛ موقعیتی که ممکن است در صورت تغییر شرایط ایران، دستخوش دگرگونی شود.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران مسیحی و نهادهای بینالمللی، ثبات ارمنستان نه تنها برای مردم این کشور، بلکه برای حفظ حضور تاریخی مسیحیان در منطقه قفقاز نیز اهمیت ویژهای دارد. این کشور طی قرنها بهعنوان یکی از مراکز مهم سنتهای مسیحی شرقی شناخته شده و هرگونه بیثباتی در اطراف آن میتواند پیامدهای فرهنگی و مذهبی گستردهای داشته باشد.
به باور این تحلیلگر، ارمنستان در یکی از مهمترین گلوگاههای ژئوپلیتیک جهان قرار گرفته است؛ منطقهای که مسیرهای انرژی، راههای تجاری و رقابت قدرتهای جهانی از خلیج فارس تا دریای سیاه به یکدیگر میرسند.
در چنین شرایطی، آنچه در ایران رخ میدهد، میتواند قفقاز جنوبی را به مسیری برای اتصال اقتصادهای منطقه تبدیل کند یا برعکس، این منطقه را به صحنه رقابت و حتی درگیری قدرتهای بزرگ بدل سازد.
تحلیلگران ژئوپلیتیک نیز معتقدند که تحولات ایران میتواند توازن قدرت میان بازیگران اصلی منطقه از ایران و ترکیه گرفته تا روسیه و کشورهای غربی را دگرگون کند. در چنین شرایطی، کشوری کوچک مانند ارمنستان، ممکن است بیش از دیگران تحت تاثیر این تغییرات قرار گیرد.
موری در مقالهای که در اینباره به رشته تحریر درآورده، خود سه سناریوی متفاوت برای آینده ایران ترسیم میکند و پیامدهای هرکدام را برای ارمنستان و قفقاز جنوبی بررسی میکند.
سناریوی نخست: تضعیف قدرت مرکزی یا بیثباتی داخلی در ایران.
به گفته او، اگر ایران دچار بیثباتی گسترده شود، مناطق شمالغربی این کشور ممکن است شاهد ظهور بازیگران جدید و پیشبینیناپذیر باشند. چنین وضعیتی میتواند مرزهای جنوبی ارمنستان را با چالشهای امنیتی روبهرو کند و موجی از پناهجویان را به این کشور سرازیر سازد. این مسئله بهویژه برای استان مرزی سیونیک در ارمنستان اهمیت زیادی دارد.
از منظر انسانی نیز این سناریو میتواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. ارمنستان کشوری با جمعیت محدود و منابع اقتصادی نسبتا محدود است و ورود ناگهانی شمار زیادی از پناهجویان، میتواند فشار سنگینی بر زیرساختهای اجتماعی و خدمات عمومی آن وارد کند.
سناریوی دوم: تمرکزگرایی بیشتر و افزایش کنترل امنیتی.
در این حالت، فشارهای خارجی و تحریمها ممکن است به انزوای بیشتر ایران منجر شود. موری معتقد است در چنین شرایطی، ایران همچنان بازیگری مهم در منطقه باقی خواهد ماند، اما محدودیت در تجارت رسمی میتواند استفاده از شبکههای غیررسمی اقتصادی را افزایش دهد. چنین روندی ممکن است ارمنستان را که برای ارتباط اقتصادی با ایران به برخی از این مسیرها وابسته است، در موقعیت دشوارتری قرار دهد.
برخی کارشناسان اقتصادی نیز هشدار دادهاند که در چنین شرایطی، تجارت منطقهای ممکن است بیش از پیش به مسیرهای غیرشفاف وابسته شود؛ روندی که میتواند برای اقتصادهای کوچکتر مانند ارمنستان، خطرات مالی و سیاسی به همراه داشته باشد.
سناریوی سوم: اصلاحات تدریجی و گشایش اقتصادی.
در سناریوی سوم که به باور موری مطلوبتر است، ایران به سمت اصلاحات سیاسی و اقتصادی حرکت کرده و ارتباط خود با شبکههای قانونی مالی و تجاری جهان را گسترش میدهد. در این صورت، ارمنستان میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به پلی میان خلیج فارس، دریای سیاه و اوراسیا بهره ببرد؛ بدون آنکه مجبور به دور زدن تحریمها یا ورود به رقابتهای پرریسک ژئوپلیتیک شود.
در چنین سناریویی، پروژههای زیرساختی منطقهای نیز میتوانند رونق بگیرند و ارمنستان به یکی از مسیرهای کلیدی ترانزیت کالا و انرژی میان آسیا و اروپا تبدیل شود.
در بخش دیگری از این تحلیل، به اهمیت پروژههای حملونقل منطقهای اشاره شده است. یکی از این پروژهها «کریدور حملونقل بینالمللی شمال ـ جنوب» است که قرار است مسیر ارتباطی میان خلیج فارس، قفقاز و اروپا را تقویت کند.
موری هشدار میدهد که اگر ایران وارد مرحلهای از بیثباتی شدید یا انزوای طولانی شود، بازیگران منطقهای ممکن است به دنبال مسیرهای جایگزین برای تجارت شرق ـ غرب باشند؛ مسیرهایی که میتواند ارمنستان را از معادلات اقتصادی کنار بزند یا حتی منجر به ایجاد کریدورهایی شود که بدون توجه به حاکمیت این کشور طراحی شدهاند.
در سالهای اخیر، موضوع مسیرهای ترانزیتی در قفقاز جنوبی به یکی از مهمترین مسائل ژئوپلیتیک منطقه تبدیل شده است. برخی طرحها مانند کریدورهای پیشنهادی میان دریای خزر و مدیترانه، میتوانند نقشه اقتصادی منطقه را دگرگون کنند و جایگاه کشورهایی مانند ارمنستان را تقویت یا تضعیف نمایند.
این تحلیلگر همچنین به بعد انسانی بحران احتمالی در ایران اشاره میکند. او هشدار میدهد که فروپاشی جدی در داخل ایران، میتواند موجی از پناهجویان را به سوی ارمنستان روانه کند.
برای کشوری با جمعیتی کمتر از سه میلیون نفر که هنوز با پیامدهای جابهجایی جمعیت ارامنه پس از جنگهای قرهباغ دستوپنجه نرم میکند، چنین موجی از مهاجرت میتواند فشار سنگینی بر زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی وارد کند.
نهادهای بشردوستانه مسیحی نیز بارها هشدار دادهاند که کشورهای کوچک منطقه اغلب در زمان بحرانهای انسانی، با کمبود منابع و حمایت بینالمللی روبهرو میشوند. به همین دلیل، برخی فعالان خواستار برنامهریزی پیشگیرانه برای مقابله با چنین سناریوهایی شدهاند.
به همین دلیل، موری تاکید میکند که کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی، باید از هماکنون برای کمک به ارمنستان آماده شوند، نه اینکه پس از وقوع بحران به دنبال راهحل باشند.
در پایان مقاله، موری مسئلهای فراتر از سیاست منطقهای را مطرح میکند و میپرسد آیا کشورهایی مانند ارمنستان که کوچک، دموکراتیک و از نظر تاریخی، مسیحی هستند، میتوانند در نظم جهانی آینده همچنان بهعنوان دولتهای مستقل و امن باقی بمانند یا خیر.
به گفته او، سرنوشت ارمنستان تنها یک موضوع محلی نیست، بلکه آزمونی برای نظام بینالمللی محسوب میشود. اینکه آیا این نظام همچنان قادر است از ملتهای کوچک محافظت کند، یا اینکه قدرت ژئوپلیتیک و رقابت قدرتهای بزرگ سرنوشت آنها را تعیین خواهد کرد.
برخی تحلیلگران مسیحی معتقدند که سرنوشت ارمنستان همچنین نمادی از چالشهای گستردهتری است که بسیاری از جوامع مسیحی در خاورمیانه و قفقاز با آن روبهرو هستند؛ جوامعی که در میان رقابتهای ژئوپلیتیک و تحولات امنیتی منطقه، برای حفظ هویت تاریخی و فرهنگی خود تلاش میکنند.




